پیاز آمد آن بی هنر، جمله پوست
که پنداشت، چون پسته مغزی در او ست
معنی تحت اللفظی:
بی هنری که خیال کند که در کاسه سر مغزی دارد، شبیه پیازی است که فرم مطلق و بی محتوا ست.
از این نوع طاعت نیاید به کار
برو عذر تقصیر طاعت بیار
معنی تحت اللفظی:
طاعت افراد خودخواه بیهوده و بی فایده است.
سعدی
در این بیت شعر،
طاعت توأم با خودبینی را هیچ می شمارد.
برای اینکه طاعت کسی در درگاه الهی مقبول می افتد، که او فروتن باشد.
خودبینی با خدابینی ناسازگار است.
سعدی اکنون خود را به مقام خدا می رساند، جای او را اشغال می کند و قبول و رد عبادت مردم را تعیین می کند و ضمنا پایه های فکری فلسفه ارتحاعی حافظ را تدارک می بیند.
اکنون دیگر چند و چون همه چیز به طور سوبژکتیو (دلبخواهی) و بسته به میل این و آن تعیین می شود.
دیگر برای سعادت اخروی ملاک و معیاری اوبژکتیو (عینی) باقی نمی ماند:
رد و قبول عبادت افراد در دیالک تیک تکبر و تواضع سنجیده می شود.
یعنی در صفات اخلاقی.
این چیزی جز مورالیسم (اخلاق گرایی) نیست.
این بدان معنی است که اکنون سعدی رئآلیسم و راسیونالیسم را با مورالیسم
و
جای اعمال خوب و بد (تواب و گناه) را با تواضع و تکبر پر می کند.
ادامه دارد.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر