۱۴۰۵ مرداد ۱, پنجشنبه

خود آموز خود اندیشی (۱۴۷۶)

Der Denker 

شین میم شین

 

بوستان

باب چهارم

در (باب) تواضع

(دکتر حسین رزمجو، «بوستان سعدی»، ص ۹۷ ـ ۱۲۱)

بخش دوم

(ص ۹۷ ـ ۱۲۱)

ما به سوی آنچه دانش زمانه مان نموده، می رویم

 

 

چو خود را ز نیکان شمردی، بدی

نمی گنجد اندر خدائی، خودی

معنی تحت اللفظی:

خودستایی نشانه تعلق به بدان است.

برای اینکه ایمان به خدا، با باور به خودیت خود منافات دارد.

 

سعدی درمصرع دوم این بیت شعر،

دیالک تیک من و غیرمن را به شکل دیالک تیک خود و خدا، دیالک تیک خودپرستی و خداپرستی بسط و تعمیم می دهد و ادعا می کند که چنین دیالک تیکی محال است:

یا من (خود، خودپرستی) و یا غیرمن (خدا، خداپرستی).

یعنی

خودپرست نمی تواند خداپرست باشد.

 

سعدی انسان را به چهارمیخ می کشد:

او باید یا خدا را ببیند و خود را منکر شود و یا خود را ببیند و کافر شود.

 

خدای سعدی که قاعدتا می بایستی سرمشق بندگان خود باشد، مظهر کبر و نخوت و خودپرستی مطلق است.

او عکس انتزاعی و تمام و کمال خوانین و سلاطین خود کامه در آیینه زلال آسمان است، که اگر غیر از این می بود، شگفت انگیز می بود.

 

ادامه دارد.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر