۴۶
سیبکویتس
«راجع به منشاء اخلاق»
در «مجله فلسفه»، شماره ۲۷، (۱۹۷۹)
وقتی سیبکویتس در ص ۱۳ «مجله فلسفه»، می نویسد، «فنومن (پدیده) خاص زبان تسمانی پشتیبان این حدس و گمان است که ارزیابی های اخلاقی توسط انسان ها ظاهرا به عنوان قدیمی ترین اقشار تفکر مفهومی بوده اند»، او مفهوم دیگری از اخلاق (مورال) به مثابه «من» عرضه می کند.
یعنی
او آنچه را که من «اخلاقی» می نامم نیز در بر می گیرد.
۴۷
وقتی که اعضای جامعه نجابتی به عادات و آداب و رسوم وقوف (آگاهی) حاصل می کنند، آنها توسط سالخوردگان با تکیه بر تجارب (دانش تجربی) انباشته گشته در طول تاریخ زندگی به صورت عادات و اساطیر و اعمال جادویی سنتی در آورده می شوند.
۴۸
اینکه در دوره های آغازین تاریخ بشری
از سویی
مفاهیمی برای رفتار اخلاقی و ضد اخلاقی وجود داشته اند
و
از سوی دیگر
مثلا شیوه های کار صنایع دستی از طریق تقلید و اقنباس صور سنتی به خود گرفته اند
و
بخشا تنها از اواخر قرن هیجدهم، البسه مفهومی به خود گرفته اند،
دال بر این است که روابط اجتماعی و سازمان های مربوطه برای بشریت در مبارزه با قوای طبیعی سود تعیین کننده ای داشته اند.
(همانجا.
ضمنا مراجعه کنید به لیکی و لوین.
«۶ بلای نابودگر.
تنوع حیات و آینده بشریت» ص ۲۹۷)
۴۹
در جامعه نجابتی
از سویی
جای فرامین اخلاقی و نصایح اخلاقی خالی بوده است
و
از سوی دیگر
تصورات مذهبی هنوز تضمین کننده عادات اخلاقی نبوده اند.
بلکه در جوار آنها قرار داشته اند.
۵۰
دلیلش این است که هنوز اخلاق به معنی موازین، هنجارها و فرامین وجود نداشته اند که همواره می بایستی علیه رفتارهای ضد اخلاقی تضمین شود
۵۱
اخلاق عبارت از اخلاق جامه عمل پوشنده روزمره بوده است.
۵۲
هر کس از رعایت آن خودداری می کرد، از همبود نجابتی طرد می شد و بدین طریق هستی فیزیکی (جسمانی) خود را از دست می داد.
۵۳
چنین رفتار ضد اخلاقی غیرقابل توضیح بود و لذا به مثابه بیماری تفسیر می شد.
برای اینکه دلیلی برای رفتار ضد اخلاقی که حاوی و حامل هیچ سودی نبود، وجود نداشت.
ادامه دارد.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر