۱۴۰۵ مرداد ۳, شنبه

خود آموز خود اندیشی (۱۴۷۷)

Der Denker 

شین میم شین

 

بوستان

باب چهارم

در (باب) تواضع

(دکتر حسین رزمجو، «بوستان سعدی»، ص ۹۷ ـ ۱۲۱)

بخش دوم

(ص ۹۷ ـ ۱۲۱)

ما به سوی آنچه دانش زمانه مان نموده، می رویم
 

پیاز آمد آن بی هنر، جمله پوست

که پنداشت، چون پسته مغزی در او ست

معنی تحت اللفظی:

بی هنری که خیال کند که در کاسه سر مغزی دارد، شبیه پیازی است که فرم مطلق و بی محتوا ست.

  

سعدی

 در این بیت شعر،

دیالک تیک فرم و محتوا و یا دیالک تیک نمود (پدیده) و ماهیت و یا دیالک تیک فرم نمودین و محتوای ماهوی را

به شکل دیالک تیک پوست و مغز بسط و تعمیم می دهد، نقش تعیین کننده را از آن محتوا و ماهیت (مغز) می داند و فرم و نمود و فرم نمودین (پوست) را فقط برای دور انداختن خوب می داند.

به نظر سعدی و به غلط، پیاز مظهر پوست مطلق (فرمالیسم محض) است و بر خلاف پسته، مظهر دیالک تیک پوسته و مغز نیست.

درک سعدی از مقوله «فرم» درک ناقص، غلط و نادرستی است.

هیچ چیز نمی تواند از فرم صرف تشکیل یافته باشد.

پوسته اولیه پیاز را می توان فرم و ما بقی را محتوا نامید.

پس از کندن پوسته اول، پوسته دوم به مثابه فرم مطرح خواهد شد و مابقی محتوا تلقی خواهد گردید.

   

پیاز، اتفاقا بر خلاف تصور سعدی، جلوه گاه نمونه وار دیالک تیک فرم و محتوا ست.

در پیاز تبدیل فرم به محتوا و محتوا به فرم به بهترین وجهی نمایان می گردد.

فرم و محتوا هرگز با دیوار چین از یکدیگر جدا نمی شوند.

آن دو در هم تنیده اند و نمی توانند جدا از یکدیگر وجود داشته باشند.

ایراد دیگر نگرش سعدی در این است که او عینیت فرم و محتوا را در نظر نمی گیرد.

او فکر می کند که به طور ذهنی و دلبخواهی می توان فرم و محتوا را تعیین کرد.

در این بیت شعر سعدی، هرکس به محض این که فکر کند که پسته است و مغز دارد، پیاز می شود و  پوست در پوست می گردد.

فرم و محتوا، برخلاف تصور باطل سعدی وجود عینی ـ واقعی دارند و مستقل از خواست این و آن وجود دارند.

 

مفهوم مهم دیگر در این بیت سعدی

هنر است که منظورش قبلا به تفصیل توضیح داده است.

هنر از مفاهیم مهم فردوسی نیز است.

 

ادامه دارد.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر