مطلق کردن تئوریکی سکون
· مطلق کردن تئوریکی سکون ناگزیر به تصورات مذهبی و ایدئالیستی در باره موجودی ماورای طبیعی، غیرمادی و تغییرناپذیر منجر می شود که هر حرکت جهان آغاز و انجامش را در آن می یابد.
انکار سکون
۱
· انکار سکون از سوی دیگر منجر به رلاتیویسم (نسبیت گرائی) افراطی می شود که بنا بر آن همه چیز در تغییر لاینقطع است و در این روند لاینقطع نقاط ثبات نسبی و حالات ساکن متصور نیست.
۲
هنری لوئی برگسون
(۱۸۵۹ ـ ۱۹۴۱)
فیلسوف و برنده جایزه نوبل برای ادبیات
از نمایندگان برجسته فلسفه حیات
· به نظر برگسون، حرکت و توسعه، روندی پیوسته و لاینقطع محض و فاقد قطع (گسست) و مراحل و حالات مبتنی بر سکون نسبی است.
۳
· گشتاور سکون نسبی در توسعه پدیده ها، امکان آن را پدید می آورد که بتوان آنها را به مثابه پدیده های نسبتا مستقل در نظر گرفت.
۴
· بدین طریق جمع بندی فکری گروه های ثابت و معینی از چیزها به شکل مفاهیم ممکن می گردد و امکان تدوین قوانین علمی به مثابه «تصاویر ساکن پدیده ها» فراهم می آید.
(لنین).
انکار ثبات نسبی
۱
· انکار ثبات نسبی چیزها، سیستم ها و غیره به لحاظ معرفتی ـ نظری منجر به اگنوستیسیسم (ندانمگرائی) می شود.
۲
· از دیدگاه اگنوستیسیسم (ندانمگرائی)، هر حکم علمی بی معنی است.
۳
· زیرا در لحظه صدور حکم، شیئی که حکم در باره اش صادر می شود، تغییر یافته است و لذا چیزها هرگز قابل شناسائی نیستند.
· مراجعه کنید به تغییر و ماده
تغییر
۱
http://mimhadgarie.blogfa.com/post/13050
۲
http://mimhadgarie.blogfa.com/post/13055
پایان
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر