۱۴۰۵ مرداد ۵, دوشنبه

قرآن کریم از دیدی دیگر (سوره الأنفال ) (۵۷۶)

  

 ویرایش و تحلیل

از

فریدون ابراهیمی

 

﴿فَلَمْ تَقْتُلُوهُمْ وَلَٰكِنَّ اللَّهَ قَتَلَهُمْ ۚ وَمَا رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَلَٰكِنَّ اللَّهَ رَمَىٰ ۚ وَلِيُبْلِيَ الْمُؤْمِنِينَ مِنْهُ بَلَاءً حَسَنًا ۚ إِنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ عَلِيمٌ﴾
[ الأنفال: ۱۷ ]

شما آنان را نمى‌كشتيد، خدا بود كه آنها را مى‌كشت. 

و آنگاه كه تير مى‌انداختى، تو تير نمى‌انداختى، خدا بود كه تير مى‌انداخت، تا به مؤمنان نعمتى كرامند (کران مند؟) ارزانى دارد. هرآينه خدا شنوا و داناست.

﴿ذَٰلِكُمْ وَأَنَّ اللَّهَ مُوهِنُ كَيْدِ الْكَافِرِينَ﴾
[ الأنفال: ۱۸]

اينچنين بود. و خدا سست‌كننده حيله كافران است.

در این دو آیه کریم، بشر (رزمندگان سپاه اسلام) سلب سوبژکتیویته (آدمیت، فاعلیت) می شوند.

آلت دست واره می شوند.

عروسک کوکی واره می شوند در دستان خدا.

هدف و آماج کریم در این دو آیه،

روحیه دادن به رزمندگان و کاهش عذاب وجدان آنان و تقویت پسیکولوژیکی (روحی و روانی) آنان است.

به احتمال قوی 

عوامل شکنجه و زجر و آزار در زندان ها و شگنجه گاه های جمهوری اسلامی هم همین دو آیه را  سندی بر بیگناهی و هیچکارگی خود تلقی کرده اند:

این خدا ست که پیران پرولتاریا را شکنجه می دهد.

اجامر جمهوری اسلامی تقصیری ندارند.

محتوای الله ـ تصور و الله ـ تصویر کریم اما در تحلیل نهایی، ضد اللهی است و نه حزب اللهی.

علبه الله است و نه له الله.

ما با نطفه های پراگماتیسم (مکتب فلسفی اصالت سود) در قرآن سر و کار پیدا می کنیم:

پراگماتیسم

 (مکتب فلسفی اصالت سود)

و

اینسترومنتالیسم (واریانت امریکایی پراگماتیسم)

از مکاتب فلسفی امپریالیستی اند:

حقیقت در قاموس پراگماتیسم نه اوبژکتیو (عینی)، بلکه سوبژکتیو است.

حقیقت چیزی و کردوکاری است که به نفع کسی باشد.

هر جنایتی که سودی برای جانی داشته باشد، کردوکاری در راستای حقیقت است.

حقیقی است.

پراگماتیسم

 

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/11561

 

پایان

 

 

اینسترومنتالیسم

(ابزارگرایی)

 

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/11316

 

پایان

ادامه دارد.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر