رباعیات خیام
تحلیلی
از
شین میم شین
۱
برخیز بُتا، بیا ز بهر دل ما
حل کن به جمال خویشتن مشکل ما
یک کوزه شراب تا به هم نوش کنیم
زآن پیش که کوزهها کنند از گِل ما
معنی تحت اللفظی:
حلال مشکلات ما بت خوش رویی است.
هدف و آماج ما خوردن کوزه ای شراب با او قبل از مردن و تجزیه شدن به اجزاء متشکله است.
سؤال این بود که این چه دانشمند و یا شاعر فبلسوفی است که حلال مشکلاتش بت خودش سیمایی است
و
راه حل مشکلاتش شراب خواری با او ست؟
خیام حدودا در سال ۵۰۰ هجری قمری و یا شمسی زیسته است.
اکنون هر خواننده و شنونده هوشیاری از خود می پرسد:
این بت خوش سیما در ایران اسلامی که حاضر است با منجمی و یا با شاعری
در اماکن مختلف حاضر به میخواری باشد، از چه جایگاه اجتماعی برخوردار بوده است؟
ضمنا چرا تقریبا در همه رباعیات برای میخوارگی دعوت می شود و یا حضور پیدا می کند و نه برای کار دیگری که خانه عقل به قول حافظ «در اتش میخانه» با خاک یکسان نشده باشد؟
این بت خوش سیما پس از مست شدن چه مصرفی برای خیام دانشمند و یا خیامی فیلسوف داشته است؟
حریفی که در امامی عمرش لب به شراب و غیره نزده بود، می گفت:
چنین بت خوش سیمایی فقط می تواند زن خود فروشی باشد.
یعنی
لومپنی باشد.
یعنی
به تحتانی ترین لایه جامعتی (لومپن پرولتاریا) تعلق داشته باشد.
اکنون این سؤال سینه سپر می کند و جواب می طلبد که این چه دانشمند و یا شاعر فبلسوفی است که حلال مشکلاتش لومپنی است؟
برای رئیس دانشگاه ریاضی و تأسیسات مربوط یه ستاره شناسی به نام خیام و یا فیلسوفی شاعر به نام خیامی،
قحط زن خوش سیما که نبوده است؟
ضمنا به چه دلیل منطقی و هقلی و علمی و تجربی
جفتگیری با زن خودفروشی
می تواند حلال مشکلات او باشد؟
اگر مشکلاتش رفع حوایج غریزی با هر کسی نباشد؟
اساتید دانش ـ کاه که پالان فیلسوف (حکیم) بر پشت شاعر این رباعیات می نهند،
به چه می عندیشند؟
چرا از فلسفه (حکمت) کمترین خبری ندارند؟
چرا اصلا و ابدا احساس مسئولیت نمی کنند؟
ادامه دارد.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر