۱۴۰۵ آبان ۶, چهارشنبه

انتقاداتی از هانا آرندت (۱۰۹)

Photo of Hannah in 1924 

انتقاداتی از هانا آرندت

مشخصیت کاذب فنومنولوژیکی و نیهلیسم اخلاقی

گاربزن

سال ۲۰۲۰

نشر انجمن دیالک تیک

(انجمن پیشبرد تقکر دیالک تیکی)

(Hertzstrasse 39

30827 Garbsen)

Erinnyen

Zeitschrift für materialistische Ethik

برگردان

شین میم شین


ارزیابی جمعبندانه فلسفه توسط هانا آرندت 

ادامه  

 

۲۹

از دید  هانا آرندت، تعیین کننده برای تعیین آنچه که باید حقیقی تلقی شود، حوادث اند.

 

۳۰ 


مارتین هایدگر

(۱۸۸۹ ـ ۱۹۷۶)

فیلسوف آلمانی

 در

 سنت فنومنولوژی هاسرل، فلسفه حیات ویلهلم دیلتی، اگزیستانسیالیسم کیرکگارد

منتقد فلسفه غرب

نماینده توسعه درک جدیدی از انسان و جهان

از ایدئولوگ های سینه چاک فاشیسم آلمان

هانا آرندت در این زمینه به دنباله رو مارتین هایگر تبدیل می شود.

 

۳۱

به نظر مارتین هایگر، حقیقت وجود، خود را در حادثه آشکار می سازد.

 

۳۲

به نظر مارتین هایگر، حقیقت خود را مشخصا در تسخیر قدرت توسط فاشیسم آلمان در سال ۱۹۳۳  نمودار می سازد.

 

۳۳

«نه کلمات قصار قواعد وجود شما هستند و و نه «ایده ها».

 

۳۴

پیشوا (هیتلر) خود و به تنهایی واقعیت کنونی و آتی آلمان است و قانون آن است.»

(هایدگر، «مسئله وجود»۰ص ۷۷، سال ۱۹۳۳ ـ ۱۹۳۴)

 

۳۵

به نظر ژان پل سارتر، بر عکس:

حادثه حقیقت را مقاومت بر ضد اشغال فرانسه توسط ارتش هیتلر تشکیل می دهد.

 

۳۶

برای هر چپ پیرو هایدگر کنونی، شورش سال ۱۹۶۸ حادثه حقیقت را تشکیل می دهد.

حادثه ای که او از آن، کمونیسم را استخراج می کند.

(گاسمن، «ارینین»، شماره ۲۱، ص ۶۳ و ۶۸)

 

۳۷

این دلبخواهیت در تفسیر هرمه نویتیکی وجود تا هانا آرندت تداوم می یابد.

البته آن با حوادث بیشماری گره می خورد.

 

هرمه نویتیک

 

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/4927

 

۱

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/4908

 

۲

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/4919

 

۳

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/4926

 

پایان

 

۳۸

این در طرز تفکر هانا آرندت به نظر وایس فلوگ ، نه به یک حادثه حقیقیت بسان سه حادثه دیگر، بلکه به تعداد بیشماری از منابع امپیریکی (تجربی) نسبت داده می شود.

(وایس فلوگ. همانجا. ص  ۲۹)

 

۳۹

علیرغم همه این تشبثات، این طرز تفکر روشی دلبخواهی می ماند.

 

۴۰

و وقتی هانا آرندت میان «روزگار تیره» و روزگار روشن فرق می گذارد، این ملاک و معیار اخلاقی شبیه تعریف «شر» می گردد.

تعریفی که نه فقط دلیلی برایش ارائه اده نمی شود، بلکه پیشداوری های عقل سلیم بشری (بورژوایی) را در بر دارد که عقل را به درجه علایق و «اشتیاقات»  تقلیل می بخشد و در نتیجه، ایراسیونال (ضد عقلی) می گردد.

 

ادامه دارد.

 

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر