۸
· مشخصه دیگر دوره گذار عبارت از این است که در آن تقسیم جامعه به انسان هائی که عمدتا کار جسمی و یا فکری می کنند، از بین می رود.
۹
· توسعه تکنیک تولید ارتقای سطح فرهنگی ـ فنی کارگران و دهقانان را و رسیدن آنها به سطح روشنفکران را الزامی می سازد و کاهش ساعات کار زمینه لازم را برای آن فراهم می آورد.
۱۰
· سازمان تمامت آموزش و پرورش مردم در راستای انجام این وظیفه انجام می گیرد.
۱۱
· با محو تفاوت های دو فرم مالکیت سوسیالیستی، با محو تفاوت های عمده میان شهر و روستا و با رفع تفاوت میان کار فیزیکی (یدی، جسمانی) و فکری، تفاوت های موجود میان طبقات و اقشار جامعتی مختلف نا پدید می گردند.
۱۲
· همزمان، بقایای نابرابری در جایگاه زن و مرد از بین می رود.
۱۳
· با رشد تولید می توان زنان را هرچه بیشتر از بار کار خانگی و تا حدودی از بار تربیت کودکان و تحمل مخارج زندگی کودکان آزاد ساخت.
۱۴
· بدین طریق، دورنمای بزرگتری برای زنان در رابطه با وسعت بخشیدن به دانش خویش، شکوفاسازی استعدادها و توانائی های خویش گشوده می شود.
۱۵
· در دوره گذار از سوسیالیسم به کمونیسم، نابرابری واقعی در تقسیم نعمات مادی که در نتیجه استعدادهای نابرابر برای انجام کارهای معین، ارتقای کیفی نابرابر و وضع خانوادگی مختلف پدید می آید، به تدریج از بین می رود.
۱۶
· راه نیل به این آماج ها ـ اما ـ نه از طریق یکسانسازی تصنعی، بلکه با رعایت اصل علاقه مندی مادی صورت می گیرد.
ادامه دارد.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر