۱۴۰۵ مهر ۲۳, پنجشنبه

قرآن کریم از دیدی دیگر (سوره الأنفال ) (۶۰۹)

 

 ویرایش و تحلیل

از

فریدون ابراهیمی

﴿مَا كَانَ لِنَبِيٍّ أَن يَكُونَ لَهُ أَسْرَىٰ حَتَّىٰ يُثْخِنَ فِي الْأَرْضِ ۚ تُرِيدُونَ عَرَضَ الدُّنْيَا وَاللَّهُ يُرِيدُ الْآخِرَةَ ۗ وَاللَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ﴾
[ الأنفال: ۶۷]

براى هيچ پيامبرى نسزد كه اسيران داشته باشد تا كه در روى زمين كشتار بسيار كند.

 شما متاع اينجهانى را مى‌خواهيد و خدا آخرت را مى‌خواهد. 

و او پيروزمند و حكيم است.

کت این آیه قرآن کریم را نخست به اجزایش تجزیه و سپس تحلیل جزء به جزء می کنیم.
یعنی 
با تکیه بر دیالک تیک تحزیه و تحلیل (آنالیز) کی اندیشیم تا حقیقت را بیابیم:

۱

براى هيچ پيامبرى نسزد كه اسيران داشته باشد تا كه در روى زمين كشتار بسيار كند.

در این آیه قرآن کریم، فلسفه غزوات پیامبر اسلام و کلیه جنگ های دوران برده داری تبیین می یابد:
غزوات پیامبر اسلام به نیت برده کردن بشریت آزاد از قید و بند برده داران (اقلیت حاکم و یا  طبقه حاکمه برده دار و روحانی (آل عبا) صورت می گیرند.
جلب خلایق به دین اسلام بهانه است و بس.

می توان گفت که محتوای غزوات تکثیر تعداد بردگان زن و مرد طبقه حاکمه برده دار است و فرم این غزوات را «كشتار بسيار در روى زمين» تشکیل می دهد.
تعیین کننده در دیالک تیک فرم و محتوا هم محتوا (تکثیر تعداد بردگان زن و مرد طبقه حاکمه برده دار) است و نه فرم («كشتار بسيار در روى زمين».)
 
یعنی
اگر توده های مردم در خارج از عربستان داوطلبانه یوغ بردگی بر دوش نهند و به اصطلاح اسلام آورند، به غزوات پیامبر و قتل و غارت و تاراج مایملک دیگران نیازی نخواهد بود.

دگر مذهبان حتی می توانند دین خود را حفظ کنند، به شرط اینکه جزیه و باج و خراج بپردازند.

اینجا از بهانه بودن اشاعه اسلام  پرده بر می افتد.
برده سازی دیگران ایزار تکثیر ثروت طبقه حاکمه برده دار است.
برده چه بسا در بازارهای مکاره (بازارهای خرید و فروش برده) به درهم و دینار تبدیل می شود.
 
برده
ابزار تولید و تولید مثل است.
به قول ازسطو، ابزار ناطق و سخنگو ست.
آدم نیست. 
اوبژکت است و نه سوبژکت.
بنده آن می کند و مجاز به انجامش است که برده دار اراده می کند.

برده
ابزار و وسیله کار است.
 
برده
ابزار کار خود ویژه ای است.
برده
ابزار کاری است که دیالک تیکی از تولید نعمات مادی و تولید مثل (تولید برده های دیگر و بیشتر و بهتر) است.

به زبان کارل مارکس ، «برده مرغی است که تخم دو زرده می گذارد»:
یک زرده اش نعمت مادی از قبیل مواد غذایی و سکس و خدمات متنوع است
و
زرده دیگرش تولید مثل (تکثیر تعداد بردگان طبقه حاکمه برده دار) است.

می توان گفت که اسلام دین نظام جامعتی برده داری است  که بر خرابات کمون اولیه (جامعه اشتراکی ویا کمونیستی آغازین) تشکیل می یابد.

اسلام ایده ئولوژی فرماسیون اقتصادی برده داری و طبقه حاکمه برده دار و روحانی (ال عبا) ست.
 
بی دلیل نیست
 که 
پیامبر اسلام به زاده دشن در دوره سلطنت انوشیروان «عادل» (قاتل سران کیش مزدک، آنهم سر سفره دربار) افتخار می کند.


بی دلیل نیست
 که
خدا معبود است و بشریت باید بدون استثناء عبد (برده) شود.
حتی 
خود اعضای طبقه حااکمه برده دار.
حتی
خود رسول الله باید عبد الله باشد
و
به نیت عوامفریبی حتی تصریح می شود:

قال اني عبد الله آتاني الكتاب وجعلني نبيا
ترجمه تحت اللفظی:
من بنده خدا هستم.
خدا به من کتابی نازل خواهد کرد و من رسول و پیام آور او خواهم بود.


بی دلیل نیست
 که
همه صفات الله همان صفات ظل الله (اعضای طبقه حاکمه برده دار و روحانی) است.
 

سایه (عکس) لامپ قدیمی خیابانی (اصل) در غروب آفتاب
 
سایه جسم یا سایه اجسام 
(به انگلیسی: Shadow)، 
به ناحیهٔ تیره و تاریک ناشی از واقع شدن یک جسم بین چشمهٔ نور و صفحهٔ تصویر اطلاق می شود.
 
می توان گفت که در دین اسلام به نیت چپ نمایی و عوامفریبی، دیالک تیک اصل و عکس به صورت دیالک تیک الله و ظل الله (سایه الله) هم وارونه شده است و هم تحریف.
در حقیقت، الله سایه و عکس طبقه حاکمه برده دار است و نه اعضای طبقه حکمه برده دار  سایه و عکس  الله.


 
الله که شیئی مادی و مشخص نیست تا سایه داشته باشد.
 
ادامه دارد.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر