۱۴
اگر کسی به مسائل بپردازد، چیزی نا دیده گرفته نمی شود.
زندگی گالیله
(Leben des Galilei
) آخرین نمایشنامه برتولت برشت
نمایشنامهنویس آلمانی
او این نمایشنامه را در سال ۱۹۳۸ میلادی نوشته است و برای نخستین بار در سال ۱۹۴۳ در شهر زوریخ در سوییس به اجرا درآمد.
این نمایشنامه درامی است از یک قطعه تاریخی از زندگی مردی دانشمند که اثبات میکند خورشید ثابت است و این زمین است که دور آن میچرخد.
این نمایشنامه در پانزده صحنه پیرامون حوادث تاریخی اواخر قرن شانزدهم ایتالیا سپری میشود.
خط داستانی نمایشنامه از سپیدی سحر، درخانه کوچک گالیله چهل و شش ساله واقع در ونیز آغاز و در تاریکی شب در خانه بزرگ او در دهی، از حوالی فلورانس در سن هفتاد و هشت سالگی پایان میپذیرد.
روز در اتاق گالیله با همراهی شاگردش آندرهآ که همزمان پسر خدمتکار وی خانم سارتی نیز است شروع میشود.
برتولت برشت در نمایشنامه گالیله ئو گالیله ای، از زبان گالیله خطاب به شاگردش، کلامی دارد که عمیقا فلسفی است:
شاگرد گالیله به اعتراض می گوید:
«من می بینم که زمین ساکن است.»
گالیله جواب می دهد:
«تو زل می زنی و خیال می کنی که می بینی.
دیدن اما با زل زدن یکسان نیست.»
کنفوسیوس و طلابش
هم
دیدن را در شناخت حسی چیزی خلاصه می کنند.
منظورشان این است که اگر مسئله ای مورد بررسی همه جانبه قرار گیرد، چیزی نادیده گرفته نمی شود.
قضات در دادگاه ها هم همه هم و غم خود را مبذول همین بررسی همه جانبه مسئله می کنند.
ولی این مانع آن نمی شود که خیلی چیزها نادیده گرفته شوند.
واقعیت عینی خصلت فوق العاده بغرنجی دارد.
به همین دلیل دیدن کل واقعیت عینی به مدد حواس پنجگانه محال است.
اگرچه بهتر از هر خیال بافی و حدس و گمان است.
کنفوسیوس و طلابش نمی دانند که حسی همیشه با عقلی پیوند ناگسستنی دارد:
دیالک تیک حسی و عقلی
ضمنا
شناخت حسی و عقلی هنوز برای شناخت مسئله ای کفایت نمی کنند.
بشر علاوه بر آن به شناخت نظری و عملی (تئوریکی و پراتیکی) نیاز مبرم دارد.
برای شناخت حقیقی چیزی باید «از پلکان های نردبام مفهومی» (هگل) پایین رفت و در اعماق به ماهیت و حقیقت آنها دست یافت.
بدون تفکر مفهومی، بدون تفکر فلسفی ـ علمی (مارکسیستی ـ لنینیستی) نمی توان به کشف حقیقت عینی نایل آمد.
برای اینکه حقیقت همیشه در کل هر مسئله مربوطه است
و
فلسفه علمی
بر خلاف علوم منفرد،
علم کلیات است و نه علم جزئیات.
جزء
http://mimhadgarie.blogfa.com/post/14253
پایان
جزء و کل
۱
http://mimhadgarie.blogfa.com/post/14259
۲
http://mimhadgarie.blogfa.com/post/14264
۳
http://mimhadgarie.blogfa.com/post/14267
پایان
فلسفه مارکسیستی چیست؟
https://mimhadgarie.blogfa.com/post/16704
پایان
حقیقت
https://mimhadgarie.blogfa.com/post/15367
۱
https://mimhadgarie.blogfa.com/post/15298
۲
https://mimhadgarie.blogfa.com/post/15312
۳
https://mimhadgarie.blogfa.com/post/15321
۴
https://mimhadgarie.blogfa.com/post/15328
۵
https://mimhadgarie.blogfa.com/post/15341
۶
https://mimhadgarie.blogfa.com/post/15344
۷
https://mimhadgarie.blogfa.com/post/15352
۸
https://mimhadgarie.blogfa.com/post/15357
۹
https://mimhadgarie.blogfa.com/post/15366
پایان
ادامه دارد.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر