۱۴۰۵ مهر ۱۰, جمعه

انتقاداتی از هانا آرندت (۸۸)

Photo of Hannah in 1924 

انتقاداتی از هانا آرندت

مشخصیت کاذب فنومنولوژیکی و نیهلیسم اخلاقی

گاربزن

سال ۲۰۲۰

نشر انجمن دیالک تیک

(انجمن پیشبرد تقکر دیالک تیکی)

(Hertzstrasse 39

30827 Garbsen)

Erinnyen

Zeitschrift für materialistische Ethik

برگردان

شین میم شین

اثری از فرانسیسکو گویا

تحت عنوان «خواب خرد، همان و بیداری هیولا، همان»

عناصر ایراسیونال (ضد عقلی) در آثار هانا آرندت

ادامه

 

درنگی در مفهوم «منشاء «حاکمیت توتال» را منطق قلمداد کردن توسط هانا آرندت و «منطق قاطع» قلمداد کردن توسط آدورنو.»

مترجم

 

۱

بودو گاسمن خیال می کند که این ادعای حضرات دلیل معرفتی محض دارد.

یعنی

در نتیجه نادانی و بی خبری آندو از دیالک تیک استقراء (خیابان خیس است، پس باران باریده است) و استنتاج است.

 

۲

به همین دلیل آن را «یاوه» قلمداد می کند و شروع به استدلال و اثبات یاوه بودن آن می کند.

 

 ۳

این مفهوم هانا آرندت و آدورنو اما قبل از هر چیز، دال بر جهان بینی ایدئآلیستی هر دو ست:

حضرات

برای  «حاکمیت توتال»، منشاء معرفتی، یعنی روحی (شعورین) قائل می شوند.

یعنی

نقش تعیین کننده را در دیالک تیک ماده و روح (وجود و شعور، وجود جامعتی و شعور جامعنی)

 از آن روح و شعور و شعور جامعنی می دانند.

 

مسئله اساسی فلسفه

 

۱

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/2967

 

۲

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/2968

 

پایان

 

۴

این مفهوم هانا آرندت و آدورنو ضمنا دال بر طرز تفکر سوبژکتیویستی آندو ست:

حضرات

برای  «حاکمیت توتال»، منشاء سوبژکتیو (منطق) قائل می شوند.

یعنی

عین را

(اوبژکت را، یعنی جامعه و تعلقات طبقاتی هیتلرها و غیره را)

 نادیده می گیرند.

این به معنی قائل شدن نقش تعیین کننده بر سوبژکت (ذهن، فرد، هیتلر) در دیالک تیک سوبژکت ـ اوبژکت است.

به همین دلیل طرز تفکر و متد فکری هر دو، سوبژکتیویستی و متافیزیکی است و نه دیالک تیکی.

 

۵


حاکم توتال

هم می تواند انقلابی و خلقی باشد و هم ضد انقلابی و ضد خلقی.

 

۶


حاکم توتال

هم می تواند استالین و کاسترو باشد و هم می تواند  هیتلر و پینوچه باشد.

هر گردی گردو نیست.

 

۷

هدف هانا آرندت و آدورنو

گردو جا زدن هر  گردی است.

 

۸

هدف هانا آرندت و آدورنو

گذاشتن علامت تساوی میان استالین و هیتلر و پینوچه و کاسترو ست.

 

۹

این بدان معنی است 

که 

دلایل، مثل نظرات،

نه شخصی محض، بلکه طبقاتی اند.

یعنی

دیالک تیکی از دلیل و نظر فردی و دلیل و نظر طبقاتی اند.

 

ادامه دارد.

قرآن کریم از دیدی دیگر (سوره الأنفال ) (۶۰۶)

 

 ویرایش و تحلیل

از

فریدون ابراهیمی

﴿۞ وَإِن جَنَحُوا لِلسَّلْمِ فَاجْنَحْ لَهَا وَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ ۚ إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ﴾
[ الأنفال: ۶۱]

و اگر به صلح گرايند، تو نيز به صلح گراى. و بر خدا توكل كن كه اوست شنوا و دانا.

 

﴿وَإِن يُرِيدُوا أَن يَخْدَعُوكَ فَإِنَّ حَسْبَكَ اللَّهُ ۚ هُوَ الَّذِي أَيَّدَكَ بِنَصْرِهِ وَبِالْمُؤْمِنِينَ﴾
[ الأنفال:  ۶۲ ]

و اگر خواستند كه تو را بفريبند، خدا براى تو كافى است.

 اوست كه تو را به يارى خويش و يارى مؤمنان تأييد كرده است.

 
کریم 
در این دو آیه،  نحوه 
رفتار رسول الله و مؤمنان با کافران را تعیین می کند.
 
رسول الله و مؤمنان برای الله مشتی صغیر و محروم از توان تفکر و تدبیرند.
جماعتی کودک واره و ترجم انگیزند و محتاج آقا بالا سری اند که برای طرز رفتار با این و آن را تعیین و دیکته کند.
 
در رابطه الله و رسول الله و مؤمنان
جای روشنگری علمی و انقلابی خالی است.
 
دلیلش در بنده و وابسته قلمداد کردن پیشاپیش بشریت توسط  الله است که اتعکاس انتزاعی ـ آسمانی اربابان برده دار است.
 
رسول الله هم خود را پیشاپیش بیسواد مطلق و بنده وابسته جا زده است.رسول الله و مؤمنان
 
این اما مانع ان نشده است که عالی ترین اندیشه ها و حتی پیشگویی ها  را عرضه کرده باشد.
 
اگر کفار طالب صلح با رسول الله و مؤمنان باشند، آنها هم متقابلا صلح خواهرسول الله و مؤمنان باشند و به خدا توگل کنند.رسول الله و مؤمنان
یعنی
اصلا نیندیشند و صحت و سقم صلح خواهی آنها را کشف نکنند
صلح خواه
و
 اگر اهل فریبکاری باشند، هراسی نیست:

خدا براى تو كافى است.

چون قول یاری و حمایت داده است. 
 
ادامه دارد.