۱۴۰۵ مهر ۳۰, پنجشنبه

درنگی در ذهن و عکاسی (۵۲)

    کتاب ذهن و عکاسی 

Paul Martin Lester  

پل مارتین لستر

(۱۹۵۳ ـ ۲۰۲۳)

ذهن و عکاسی

 اثر پل مارتین لستر 

ترجمه زانیار بلوری 

درنگی

از

شین میم شین

 

پل مارتین لستر

 استاد ارتباطات در دانشگاه ایالتی کالیفرنیا 
 
۲۸
نیروی بیداری ات را با ممارست بسط بده.
لحظه های ساتوری همواره رخ می دهد. 
 
 ساتوری
  نوعی ندانستگی در اندیشه آدمی پدیدمی‌آورد که فرد اول از همه خودش را فراموش کرده و دیدن جهان بدون دخالت ذهن و معیارهای سنجشی آن را، شروع می‌کند.
 ساتوری 
 نوعی شهود است که حاصل تماس مستقیم ذهن با کُل می‌باشد. 
ساتوری،
 لحظه تماس معنوی با کُل است.
 ساتوری جرقه شهودی عمیق و فراگیری است که بازدارنده‌های فکری شخص را درهم می‌شکند و اجازه می‌دهد که کُل در جزء جریان یابد.
 در هنگام رُخ دادن ساتوری،
 جزء در عالم نسبیت و در لحظه‌ای از بی‌زمان (این لحظه اَبَدی، اکنون جاوید)، وجود مطلق کُل را درک می‌کند.
ویکی پیدا
 
۱
 ساتوری
  نوعی ندانستگی (؟) در اندیشه آدمی پدیدمی‌آورد که فرد اول از همه خودش را فراموش کرده و دیدن جهان بدون دخالت ذهن و معیارهای سنجشی آن را، شروع می‌کند.
 
معنی تحت اللفظی:
ساتوری
کارخانه مغز آدمی را تعطیل می کند.
فرد را به فراموش سازی خویشتن خویش سوق می دهد.
آتش به دودمان ذهن (مغز) می اندازد.
 معیارهای تجربی و عقلی برای تمیز چیزها از یکدیگر را نابود می سازد.
یعنی
رابطه عقلی فرد  با جامعه و جهان را مختل می سازد.
 
این اما به چه معنی است؟
این به معنی سقوط بشر به درجه ای بدتر از نبات و جانور است.
برای اینکه جانور و حتی نبات دراکه خاص خود را دارد و قادربه تمیز محیط پیرامون خویش و دوست و دشمن است.
 
آخر برگشت به جاهلیت مطلق به چه درد بشر می خورد که حریف یانکی و «نخبه های» ایرانی از قبیل مولانا و حافط و فقها و عرفای خرپرور و خرافه گستر از آن ایدئآل و آرمان می سازند.
 
این چیزی جز تبلیغ بی شرمانه و بی رحمانه و بربرمنشانه ایراسیونالیسم (خردستیزی) نیست که بن بستی بیش نیست و خصم آشتی ناپذیر توسعه و تکامل و تعالی مادی و فکری و فنی و فن آوری و عقلی بشری است.
 
 ساتوری 
 نوعی شهود است که حاصل تماس مستقیم ذهن با کُل می‌باشد. 
ساتوری،
 لحظه تماس معنوی با کُل است.
 ساتوری جرقه شهودی عمیق و فراگیری است که بازدارنده‌های فکری شخص را درهم می‌شکند و اجازه می‌دهد که کُل در جزء جریان یابد.
 در هنگام رُخ دادن ساتوری،
 جزء در عالم نسبیت و در لحظه‌ای از بی‌زمان (این لحظه اَبَدی، اکنون جاوید)، وجود مطلق کُل را درک می‌کند.
ویکی پیدا

شهود
 (Intuition
 یعنی دریافت مستقیم و سریع یک حقیقت، ایده یا راه‌حل در ذهن، بدون اینکه نیاز به استدلال منطقی، فکر کردن طولانی یا گواهی دادن داشته باشیم.
 این همان «حس درونی» یا صدای دل است که فرد در یک لحظه بدون مقدمه می‌داند چه چیزی درست یا غلط است.
شهود 
(Intuition )
 دریافت بی‌میانجی یک چیز یا فراگیری دانش بی‌نیاز از اثبات و استدلال 
 شهود را به معنای مشاهده حق و حضور در محضر مشهود می‌دانند.  
برخی از عارفان نیز، حقیقت کشف و شهود را راهیابی باطن انسان به باطن عالم، تفسیر کرده‌اند.
 انترنت
 
۱
 ساتوری 
 نوعی شهود است که حاصل تماس مستقیم ذهن با کُل می‌باشد. 
ساتوری،
 لحظه تماس معنوی با کُل است.
 
معنی تحت اللفظی:
ساتوری
 نوعی شهود (حس ششم) است.
ساتوری 
محصول و پیامد و نتیجه تماس مستقیم ذهن (مغز) با کل است.
 
اولا
مگر حس ششم نتیجه تماس ذهن با کل است؟
حس ششم 
در تحلیل نهایی 
مبتنی بر تجارب متنوع، باواسطه (مثلا به واسطه مطالعه کتاب هاییی، گفتگو با افرادی . غیره) و بی واسطه فرد و دانش تجربی استخراج شده از أن تجارب است.
شهود که ربطی به تماس با کل ندارد.
تماس با کل 
اصلا
امکان پذیر نیست.
 
منظور از کل اصلا و اساسا چیست؟
 
کل که چیز مشخصی نیست تا کسی به مدد ساتوری و یا شهود (البته ضمنا بدون استفاده از مواد مخدر و مواد الکلی) با آن تماس برقرار کند.
خدا که کل نیست.
خدا مفهومی بیش نیست.
مثل درخت و خر و خورجین و خرما که مفهوم اند.  

ضمنا مگر قرار نبود ساتوری بی نیاز و مستقل از ذهن صورت بگیرد؟
 
ساتوری
لحظه تماس فکری با کل است.

این ادعا
 اولا
بدان معنی است که ساتوری لحظه ای از تماس فکری با کل است 
و
نه تماس فکری  مستقیم و یا غیرمستقیم ذهن با کل.
ضمنا
مگر قرار نبود که ساتوری بدون ذهن و مخلفات صورت گیرد؟
 ساتوری
  نوعی ندانستگی (؟) در اندیشه آدمی پدیدمی‌آورد که فرد اول از همه خودش را فراموش کرده و دیدن جهان بدون دخالت ذهن و معیارهای سنجشی آن را، شروع می‌کند.
 
مطمئنید که تحت تأثیر مواد مخدر و الکلی نیستید و حرف یک لحظه قبل خود را فراموش می کنید و ضد آن را تحویل خواننده و شنونده خر خود می دهید؟ 

ادامه دارد.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر