درنگی
از
شین میم شین
چه حکایت از فراقت که نداشتم ولیکن
تو چو روی باز کردی دَرِ ماجرا ببستی
معنی تحت اللفظی:
از جدایی و دوری شکایت ها داشتم ولی با دیدن روی تو مسئله حل شد.
سعدی
در این بیت غزل
دیالک تیک فرق و وصال را مطرح می سازد.
وصال به مثابه حلال مشکلات فراق (جدایی و دوری از محبوب)
نظری به دوستان کن که هزار بار از آن بِه
که تحیّتی نویسی و هدیتی فرستی
معنی تحت اللفظی:نظری به دستان هزار بار بهتر از سلام مکاتبه ای و ارسال هدیه ای است.
سعدی
در این بیت غزل
دیالک تیک مادی و فکری
را
به صورت دیالک تیک هدیت و تحیت بسط و تعمیم می دهد.
دیدار را هزار بار بهتر از هدیت و تحیت می داند.
محتوای این بیت غزل این است که عاشق جز وصال و بهتر از وصال فکر و ذکری ندارد و به چیزهای فکری و مادی بی اعتنا ست.
اگرچه نامه و سلام و هدیه نیز نشانه های توجه معشوق به عاشق اند.
دل دردمند ما را که اسیر توست یارا
به وصالْ مرهمی نِه چو به انتظار خستی
معنی تحت اللفظی: حالا که دل دردمند عاشق از فراق جراحت برداشته است، مرهمی جز وصال انتظار ندارد.
سعدی
در این بیت غزل
دیالک تیک فراق و وصال را به صورت دیالک تیک جراحت و مرهم بسط و تعمیم می دهد.دیالک تیک درد و درمان
یکی از دیالک تیک های دیر آشنا ست و عمیقتر از آن است که به نظر می رسد.
مثال:
درد می تواند فونکسیون درمان به خود بگیرد.
مثال:
چشم پزشک برای رفع چشمدرد بیمار چه بسا قطره ای و یا آمپولی تجویز می کند که دردناک اند.
دردی که برای درمان چشمدرد باید تحمل و تحمیل شود.
این در ذات روابط دیالک تیکی است که اقطاب به یکدیگر تبدیل پذیرند.
این ابیات غزل سعدی بر خلاف ابیات پیشین راسیونالیستی و رئالیستی (مبتنی بر خردگرایی و واقع بینی گرایی) اند.
فرق سعدی با حافظ همین است:
سعدی
بر خلاف حافظ
نیمه خردگرا ـ نیمه حردستیز و نیمه واقع بینی گرا ـ نیمه واقع بینی ستیز است.
حافظ
فقط خردستیز و واقع بینی ستیز است.
ادامه دارد.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر