۱۴۰۵ مهر ۱۹, یکشنبه

خود آموز خود اندیشی (۱۵۲۱)

Der Denker 

شین میم شین

بوستان

باب چهارم

در (باب) تواضع

(دکتر حسین رزمجو، «بوستان سعدی»، ص ۹۷ ـ ۱۲۱)

بخش دوم

(ص ۹۷ ـ ۱۲۱)

ما به سوی آنچه دانش زمانه مان نموده، می رویم

 

بدین عقل و همت نخوانم کس ات

و گر می رود صد غلام از پس ات

 

نه منعم به مال، از کسی بهتر است

خر ار جل اطلس بپوشد، خر است

معنی تحت اللفظی:

تو به دلیل بی هردی و بی همتی آدم نیستی.

حتی اگر صاحب صد غلام باشی.

کسی به دلیل ثروتمندی بعار از دیگری مخسوب نمی شود. 

خر اگر حتی پالانی از حریر داشته باشد، باز هم خر محسوب

خواهد شد و نه آدم. 

  

نه منعم به مال، از کسی بهتر است

خر ار جل اطلس بپوشد، خر است.

 

سعدی

در مصراع اول  این بیت شعر

دیالک تیک مادی و فکری

را

به صورت دیالک تیک منعم به مال و بهتر از فقرا بسط و تعمیم می دهد

و

نقش تعیین کننده را از ان فکری می داند

و

در مصراع دوم آن، 

دیالک تیک فرم  و محتوا 

را 

به صورت پالان ابریشمین و خریت بسط و تعمیم می دهد و نقش تعیین کننده را از آن محتوا (خریت) می داند.

سعدی

 اکنون در دیالک تیک نعمت و عقل و همت، نقش تعیین کننده را از آن عقل و همت می داند.

او نعمت و مال را به عنوان معیار امتیاز انسانی رد می کند و حتی منعم بی عقل و همت را مورد تحقیر و توهین قرار می دهد و به خری اطلس پوش تشبیه می کند.

 

عوامفریبی و چپ نمائی یکی از ارکان اصلی فلسفه سعدی محسوب می شود.

او هرگز نمی توانست بدون عوامفریبی و چپ نمائی محبوبیت توده ای کسب کند و زهر ایدئولوژیکی خود را در رگان ضمیر کاهل توده ها تزریق کند.

 

حمله به بنده داری و یا فئودالی  به بهانه فقدان عقل و همت از هر محتوای روشنگرانه و انقلابی خالی است.

 

هم مفهوم «عقل» و هم مفهوم «همت» انتزاعی و قابل تعبیر و تفسیر دلبخواه است.

دفاع  عوامفریبانه سعدی از عقل به قصه مرد رطب خورده می ماند که کودکان را از خوردن رطب منع می کند.

سعدی بخش اعظم افکار خود را نه بر عقل، بلکه بر خرافه استوار ساخته است.

منظور او از همت نیز احسان به فقرا و گداپروری است.

شاملو این مشخصه سعدی را تماما از آن خود کرده است:

 

دیری است تا دم بر نیاورده ام

اما اکنون

هنگام آن است که از جگر فریادی برآرم

که سرانجام، اینک

شیطان بر من دست می گشاید...

هنگام آن است که تمامت نفرتم را

به نعره ای بی پایان تف کنم

(احمد شاملو: در جدال با خاموشی)

 

محتوای انتقاد سعدی از روشنفکران خود مانند، تسویه حساب شخصی است و نه انقلابیگری و تحول اجتماعی طلبی.

محتوای چپ نمائی شاملو نیز مد روز بودن چپگرائی است.

او پس از فروپاشی اردوگاه سوسیالیستی حتی حاضر نیست نام ارانی و  سیامک و وارطان را بر زبان آورد و شعری را که برای خسرو روزبه پیشکش کرده بود، به بهانه ای پس می گیرد و خریف توده ای ئی را که شاملو را شیفته روزبه قلمداد کرده،  با عبارت «زکی!»  تحقیر می کند.

 

ادامه دارد.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر