۱۴۰۵ مهر ۹, پنجشنبه

درنگی در تحلیلی از سایت توده ای ها (۱۵)

 

 https://tudehiha.org/fa/11-08-2026/

ویرایشی و درنگی 

از

شین میم شین

پیش‌گفتار

در روزگارِ دشوارِ کنونی، که ایران با سه گونه گرفتاریِ همزمان دست‌به‌گریبان است:


۱

   خطر یورش دوباره بیگانگان، 

۲


 بحرانِ اقتصادی 

 ۳

سرکوبِ درونی 

 

 «چپ»ِ ایران و جهان با پرسشی سرنوشت‌ساز روبه‌روست: 

در برابر حاکمیتی که هم در برابر زورگویی امریکا ایستاده و هم ساختار درونی سرکوبگر و سرمایه‌داری نئولیبرالیستی-رانتی دارد، 

چه باید کرد؟ 

 

۱

در برابر حاکمیتی که هم در برابر زورگویی امریکا ایستاده است.

سایت توده ای ها از اصل اساسی سیاسی فوندامنتالیسم اسلامی، یعنی از اصل نه شرقی ـ نه غربی خبر ندارد.

خمینیسم 

(فوندامنتالیسم اسلامی شیعی)

را 

می توان جریانی خط سومی محسوب داشت که هم ضد کمونیستی است و هم ضد امپریالیستی.

شبیه مائوئیسم و گروهک های مائوئیستی  دیمدام و لیملام و غیره است.

قلمداد کردن خمینیسم به مثابه جریانی ضد امپریالیستی فقط نصف حقیقت (حقیقت نیمبندی) است.

خمینیسم دیالک تیکی از ضد کمونیسم و ضد امپریالیسم است.

مثل جریانات خرده بورژوایی است که همزمان هم از پرولتاریا نفرت دارند و هم از بورژوازی وحشت.

به قول مائو:

حسرت تبدیل شن به بورژوازی را و وحشت سقوط به منجلاب ذلت پرولتاریا را در دل دارند.

فاشیسم هم همزمان

هم ضد امپریالیستی بود و  هم ضد کمونیستی.

اگرچه  چیزی جز امپریالیسم برهنه و  بی نقاب نبود.

فوندامنتالیسم اسلامی فاشیسم فئودالی است.

 فاشیسم 

طبقه را با نژاد و مبارزه طبقاتی را با مبارزه نژادی جایگزین کرده بود 

و

فوندامنتالیسم اسلامی

طبقه را با مذهب و مبارزه طبقاتی را با مبارزه مذهبی جایگزین کرده است.

طرفداران عردوغان

 تنها جنگ اصیل در جهان را جنگ کاتولیک ها با پروتستان ها مثلا در ایرلند می دانند. 

۲

ساختار درونی سرکوبگر و سرمایه‌داری نئولیبرالیستی-رانتی دارد،

سایت توده ای ها 

در سنت عوامفریبان امپریالیستی 

کاپیتالیسم را نه به کاپیتالیسم رقابت آزاد و کاپیتالیسم انحصاری و انحصاری ـ دولتی،  بلکه به سرمایه داری لیبرال و نئولیبرال طبقه بندی می کند.

کسی در سراسر «تحلیل» خود اشاره ای حتی به لنین و لنینیسم نمی کند، به همین روز می افتد.

از سایت توده ای ها چه پنهان که لیبرالیسم برای بورژوازی انحصاری (امپریالیستی)، ایدئالی دست نایافتنی است.

بورژوازی انحصاری (امپریالیستی) در حقیقت گورکن لیبرالیسم بوده است.

اگر هگل و فویرباخ خاتم الفلاسفه بورژوازی آغازین بوده اند، خاتم الفلاسفه بورژوازی امپریالیستی، فریدریش نیچه  است که مؤسس ایراسیونالیسم (خردستیزی)، راسیسم، نیهلیسم اخلاقی و مبلغ سرسخت نیهلیسم نظری و عملی و غیره است.

مراجعه کنید

به

فرازی از تحلیل احسان طبری راجع به نیچه ئیسم

 

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/12013

 

https://hadgarie.blogspot.com/2019/07/blog-post_854.html

 

۱

http://hadgarie.blogspot.com/2012/07/1_5032.html

 

۲

https://hadgarie.blogspot.com/2012/07/2_15.html

 

۳

https://hadgarie.blogspot.com/2012/07/3_16.html

 

۴

https://hadgarie.blogspot.com/2012/07/4_17.html

 

پایان

 

نیهلیسم

 

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/4536

 

۱

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/4530

 

۲

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/4535

 

پایان


ادامه دارد.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر