۱۴۰۵ مهر ۱۸, شنبه

درنگی در تحلیلی از سایت توده ای ها (۲۴)

 

 https://tudehiha.org/fa/11-08-2026/

ویرایشی و درنگی 

از

شین میم شین

نخستین و مهم‌ترین همسانی

ادامه

«عموزاد» می‌نویسد که تحریم‌ها، فشارِ اقتصادی، خطر نظامی و دست‌اندازی‌های بیرونی، پیامدهای راستینی بر جامعه‌ی ایران داشته‌اند و نپذیرفتن این واقعیت، علمی نیست. 

«حقیقت» نیز یورش آمریکا و اسرائیل به ایران را کاری جنایت‌کارانه می‌خواند و از توانِ ایران در ضربه زدن به یورش‌گران سخن می‌گوید. 

هر دو از این نقطه، به‌سانِ پیش‌فرضی تحلیلی و ناگزیر بهره می‌جویند. (؟)

۱

عباد عموزاد

«عموزاد» می‌نویسد که تحریم‌ها، فشارِ اقتصادی، خطر نظامی و دست‌اندازی‌های بیرونی، پیامدهای راستینی بر جامعه‌ی ایران داشته‌اند و نپذیرفتن این واقعیت، علمی نیست.

منظور عموزاد از پیامدهای راستین چیست؟

مفاهیم هر کس آیینه سطح فکری و نظری او ست.

پیامد ( Consequence) یعنی نتیجه نهایی.

پیامد راستین و دروغین وجود و معنی ندارد.

پیامدهای مثبت و منفی، مفید و مضر، سازنده و ویرانگر وجود و معنی دارد.

اصولا و اساسا

هر چیزی خصلت دیالک تیکی دارد:

پیامدهای تحریم ها دیالک تیکی از  تخریب و تعمیر است:

هم به دشواری های اقتصادی منجر می شود و هم به رشد علمی و فنی و فن آوری.

هم جامعه را به فقر و فاقه دچار می سازد و هم به کسب خودکفایی علمی و فنی و فن آوری.

جنگ عراق با ایران هم دیالک تیکی از ذلت و نعمت، پس رفت و پیشرفت بوده است.

جنگ سبب می شود که هم نیروهای مولده جامد و جاندار (کارخانجات و مزارع و مراتع و بیمارستان ها و مدارس و دهها هزار تن از فرزندان مردم کشته و زحمی و معلول شوند و هم علم و فن و تولید تسلیحات رشد کنند و فراگیری فوت و فن  جنگ و ستیز با دشمن و اداره کشور تحت شرایط جنگی صورت گیرد.

۲

نپذیرفتن این واقعیت، علمی نیست.

 پذیرفتن و نپذیرفتن واقعیتی می تواند رئالیستی و راسیونالیستی (مبتنی بر واقع بینی و خردگرایی) باشد و یا نباشد.

ولی نمی تواند علمی و ضد علمی باشد.

عباد عموزاد مثل آخوندها «می اندیشد»:

«اعتراض به سیاست پوتین در چچستان به معنی مخافت با امام زمان است.»

۳

«حقیقت» نیز یورش آمریکا و اسرائیل به ایران را کاری جنایت‌کارانه می‌خواند و از توانِ ایران در ضربه زدن به یورش‌گران سخن می‌گوید.

حقیقت دچار فقر مفهومی و فلسفی است.

 جنگ بین فوندامنتالیسم اسلامی و اسرائیل و امپریالیسم امریکا 

فرمی از مبارزه طبقاتی در شرایط پس از شکست اردوگاه سوسیالیستی است.

  جنبش فوندامنتالیستی ـ اسلامی هم پس از شکست اردوگاه سوسیالیستی به مثابه آلترناتیوی فئودالیستی ـ روحانی وارد میدان شده است.

۴

توانِ ایران در ضربه زدن به یورش‌گران

هر همبود ستمدیده ای دست به مقاومت می زند.

ایران در این میان استثنائی نیست.

مسئله این است که تناسب قوا به نفع امپریالیسم و صهیونیسم است.

طبقه حاکمه جمهوری اسلامی هم دهه های متمادی برای مقاومت در مقابل امپریالیسم و صهیونیسم تدارک تسلیحاتی و اطلاعاتی دیده است.

ولی صد برابر آنها صدمه دیده است.

فقط در چند روز اول تجاوز امپریالیسم و صهیونیسم به ایران به نقاط مختلف ایران ۳۰۰۰۰ حمله صورت گرفته است و اگر در هر حمله و بمباران و موشک باران ۱۰ نفر کشته شده باشند، تعداد قربانیان ایران به ۳۰۰ هزار نفر بالغ می شود.

۴

هر دو از این نقطه، به‌سانِ پیش‌فرضی تحلیلی و ناگزیر بهره می‌جویند. (؟)

نام بردن از توان تسلیحاتی ایران برای نشان دادن واکنش بخور و نمیر به  حملات و تجاوزات

امپریالیسم و صهیونیسم

 چه ربطی به «پیشفرض تحلیلی و ناگزیر» دارد؟

ادامه دارد.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر