
https://tudehiha.org/fa/11-08-2026/
ویرایشی و درنگی
از
شین میم شین
نخستین و مهمترین همسانی
ادامه
دومین همسانی،
نقدِ دوگانهسازیِ «یا دولت یا آمریکا» است.
هر دو مقاله تا اندازهای از آن دامِ تحلیلیِ که نیروهای مخالف را به
گزینشِ میانِ دفاع از جمهوری اسلامی یا همسویی با آمریکا وادار میکند،
دوری میجویند.
«عموزاد» رک و راست میگوید که نیروهای دموکراتیک باید
بتوانند دو حقیقت را همزمان ببینند:
قدرتهای امپریالیستی میتوانند بر
زیانِ مردم ایران عمل کنند و جمهوری اسلامی نیز میتواند بر زیانِ همان
مردم عمل کند.
«حقیقت» هرچند بیشتر دربارهی دفاع ایران در برابر یورشگران
سخن میگوید،
اما در پایانِ نوشتار میپذیرد که هیچ کاستی یا ناخشنودیِ
درونی نمیتواند بهانهای برای یورش بیگانگان باشد و بهگونهای غیرمستقیم،
کاستیهای درونی را میپذیرد.
این همسانی نشان میدهد که هر دو نویسنده از
آن منطقِ «دشمنِ دشمنِ من، دوستِ من است» دوری گرفتهاند، هرچند با
جهتگیریِ ناهمسان.
۱
دومین همسانی،
نقدِ دوگانهسازیِ «یا دولت یا آمریکا» است.
نگارنده سایت توده ای ها به سبب فقر مفهومی سیاست مبتنی بر یا آن و یا این را دوگانه سازی قلمداد می کند.
یعنی سیاست حزب توده تحت رهبری کیانوری را که مبتنی بر حمایت صادقانه و جانبازانه و فداکارانه از انقلاب اسلامی بود، باطل و مبتنی بر دوگانه سلزی قلمداد می کند.
یعنی
از دیالک تیک وحدت و مبارزه حتی خبر ندارد که یکی از ساده ترین و معروف ترین دیالک تیک های مارکسیستی ـ لنینیستی است.
سیاستی که کلیه احزاب کمونیستی مثلا حزب کمونیست چین و ویتنام و غیره پیش گرفته اند و در مبارزات رهایی بخش ضد استعماری و ضد امپریالیستی موفق شده اند.
سؤال این است که توده ای ها اصلا چی می دانند؟
۲
هر دو مقاله تا اندازهای از آن دامِ تحلیلیِ که نیروهای مخالف را به
گزینشِ میانِ دفاع از جمهوری اسلامی یا همسویی با آمریکا وادار میکند،
دوری میجویند.
دام تحلیلی؟
سیاست مخالفت با جمهوری اسلامی و همکاری با امپریالیسم و صهیونیسم را هم سلطنت طلبان پیش گرفته اند، هم سازمان مجاهین خلق و هم احزاب دیگر.
بحشی از سازمان های مدعی تعلق به حزب توده، مثلا راه توده، مهر توده و عدالت و غیره
به خط مشی حزب توده تحت رهبری کیانوری ادامه می دهند.
البته بی آنکه از دیالک تیک وحدت و مبارزه تبعیت کنند.
۳
«عموزاد» رک و راست میگوید که نیروهای دموکراتیک باید
بتوانند دو حقیقت را همزمان ببینند:
قدرتهای امپریالیستی میتوانند بر
زیانِ مردم ایران عمل کنند و جمهوری اسلامی نیز میتواند بر زیانِ همان
مردم عمل کند.
عباد عموزاد مثل نگارنده سایت توده ای ها اصلا معنی حقیقت را نمی داند.
از ادعای درب و داغانش هم می توان به بیسوادی اش پی برد:
عباد عموزاد از «قدرت های امپریالیستی» و «جمهوری اسلامی» صحبت می کند و نه از امپریالیسم و صهیونیسم و فوندامنالیسم اسلامی.
محتوا و معنای این جمله این است که هر دو می توانند به نفع توده مردم هم عمل کنند.
اتفاقا امپریالیسم و صهیونیسم با کارت باز بازی می کنند:
سیاست هر دو بالکانیزاسیون ایران است.
یعنی
در ضدیت شان با توده های مردم ایران و حتی با توده خود کشورهای امپریالیستی کمترین تردیدی نیست.
در حالیکه دفاع جمهوری اسلامی ایران از تمامیت ارضی و استقلال کشور
بی کمترین تردید به نفع توده مردم است و باید مورد حمایت حزب توده قرار گیرد.۴
«حقیقت» هرچند بیشتر دربارهی دفاع ایران در برابر یورشگران
سخن میگوید،ٕ
اما در پایانِ نوشتار میپذیرد که هیچ کاستی یا ناخشنودیِ
درونی نمیتواند بهانهای برای یورش بیگانگان باشد و بهگونهای غیرمستقیم،
کاستیهای درونی را میپذیرد.
این ادعای حقیقت مگر تحلیل است؟
هر کور و کر و خری می بیند که جمهوری اسلامی ایران از تمامیت ارضی ایران دفاع می کند.
ضمنا مگر امپریالیسم و صهیونیسم برای غلبه بر کاستی ها و نارضایتی های مردم، سودای بالکانیزاسیون یوگوسلاوی و عراق و سوریه و لیبی و ایران و روسیه و چین و غیره را داشته اتد و دارند؟
۴
این همسانی نشان میدهد که هر دو نویسنده از
آن منطقِ «دشمنِ دشمنِ من، دوستِ من است» دوری گرفتهاند، هرچند با
جهتگیریِ ناهمسان.
کدام همسانی؟
ضمنا
این پرت و پلاهای عموزاد و حقیقت چه ربطی به ضرب المثل و نه منطق
«دشمنِ دشمنِ من، دوستِ من است» دارد؟
نخستین و مهمترین همسانی
ادامه
دومین همسانی،
نقدِ دوگانهسازیِ «یا دولت یا آمریکا» است.
هر دو مقاله تا اندازهای از آن دامِ تحلیلیِ که نیروهای مخالف را به
گزینشِ میانِ دفاع از جمهوری اسلامی یا همسویی با آمریکا وادار میکند،
دوری میجویند.
«عموزاد» رک و راست میگوید که نیروهای دموکراتیک باید
بتوانند دو حقیقت را همزمان ببینند:
قدرتهای امپریالیستی میتوانند بر
زیانِ مردم ایران عمل کنند و جمهوری اسلامی نیز میتواند بر زیانِ همان
مردم عمل کند.
«حقیقت» هرچند بیشتر دربارهی دفاع ایران در برابر یورشگران
سخن میگوید،
اما در پایانِ نوشتار میپذیرد که هیچ کاستی یا ناخشنودیِ
درونی نمیتواند بهانهای برای یورش بیگانگان باشد و بهگونهای غیرمستقیم،
کاستیهای درونی را میپذیرد.
این همسانی نشان میدهد که هر دو نویسنده از
آن منطقِ «دشمنِ دشمنِ من، دوستِ من است» دوری گرفتهاند، هرچند با
جهتگیریِ ناهمسان.
۱
دومین همسانی،
نقدِ دوگانهسازیِ «یا دولت یا آمریکا» است.
دومین همسانی،
نقدِ دوگانهسازیِ «یا دولت یا آمریکا» است.
نگارنده سایت توده ای ها به سبب فقر مفهومی سیاست مبتنی بر یا آن و یا این را دوگانه سازی قلمداد می کند.
یعنی سیاست حزب توده تحت رهبری کیانوری را که مبتنی بر حمایت صادقانه و جانبازانه و فداکارانه از انقلاب اسلامی بود، باطل و مبتنی بر دوگانه سلزی قلمداد می کند.
یعنی
از دیالک تیک وحدت و مبارزه حتی خبر ندارد که یکی از ساده ترین و معروف ترین دیالک تیک های مارکسیستی ـ لنینیستی است.
سیاستی که کلیه احزاب کمونیستی مثلا حزب کمونیست چین و ویتنام و غیره پیش گرفته اند و در مبارزات رهایی بخش ضد استعماری و ضد امپریالیستی موفق شده اند.
سؤال این است که توده ای ها اصلا چی می دانند؟
۲
هر دو مقاله تا اندازهای از آن دامِ تحلیلیِ که نیروهای مخالف را به
گزینشِ میانِ دفاع از جمهوری اسلامی یا همسویی با آمریکا وادار میکند،
دوری میجویند.
دام تحلیلی؟
سیاست مخالفت با جمهوری اسلامی و همکاری با امپریالیسم و صهیونیسم را هم سلطنت طلبان پیش گرفته اند، هم سازمان مجاهین خلق و هم احزاب دیگر.
بحشی از سازمان های مدعی تعلق به حزب توده، مثلا راه توده، مهر توده و عدالت و غیره
به خط مشی حزب توده تحت رهبری کیانوری ادامه می دهند.
البته بی آنکه از دیالک تیک وحدت و مبارزه تبعیت کنند.
۳
«عموزاد» رک و راست میگوید که نیروهای دموکراتیک باید
بتوانند دو حقیقت را همزمان ببینند:
قدرتهای امپریالیستی میتوانند بر
زیانِ مردم ایران عمل کنند و جمهوری اسلامی نیز میتواند بر زیانِ همان
مردم عمل کند.
«عموزاد» رک و راست میگوید که نیروهای دموکراتیک باید بتوانند دو حقیقت را همزمان ببینند:
قدرتهای امپریالیستی میتوانند بر
زیانِ مردم ایران عمل کنند و جمهوری اسلامی نیز میتواند بر زیانِ همان
مردم عمل کند.
عباد عموزاد مثل نگارنده سایت توده ای ها اصلا معنی حقیقت را نمی داند.
از ادعای درب و داغانش هم می توان به بیسوادی اش پی برد:
عباد عموزاد از «قدرت های امپریالیستی» و «جمهوری اسلامی» صحبت می کند و نه از امپریالیسم و صهیونیسم و فوندامنالیسم اسلامی.
محتوا و معنای این جمله این است که هر دو می توانند به نفع توده مردم هم عمل کنند.
اتفاقا امپریالیسم و صهیونیسم با کارت باز بازی می کنند:
سیاست هر دو بالکانیزاسیون ایران است.
یعنی
در ضدیت شان با توده های مردم ایران و حتی با توده خود کشورهای امپریالیستی کمترین تردیدی نیست.
در حالیکه دفاع جمهوری اسلامی ایران از تمامیت ارضی و استقلال کشور
بی کمترین تردید به نفع توده مردم است و باید مورد حمایت حزب توده قرار گیرد.۴
«حقیقت» هرچند بیشتر دربارهی دفاع ایران در برابر یورشگران
سخن میگوید،ٕ
اما در پایانِ نوشتار میپذیرد که هیچ کاستی یا ناخشنودیِ
درونی نمیتواند بهانهای برای یورش بیگانگان باشد و بهگونهای غیرمستقیم،
کاستیهای درونی را میپذیرد.
۴
«حقیقت» هرچند بیشتر دربارهی دفاع ایران در برابر یورشگران
سخن میگوید،ٕ
اما در پایانِ نوشتار میپذیرد که هیچ کاستی یا ناخشنودیِ
درونی نمیتواند بهانهای برای یورش بیگانگان باشد و بهگونهای غیرمستقیم،
کاستیهای درونی را میپذیرد.
«حقیقت» هرچند بیشتر دربارهی دفاع ایران در برابر یورشگران سخن میگوید،ٕ
اما در پایانِ نوشتار میپذیرد که هیچ کاستی یا ناخشنودیِ درونی نمیتواند بهانهای برای یورش بیگانگان باشد و بهگونهای غیرمستقیم، کاستیهای درونی را میپذیرد.
این ادعای حقیقت مگر تحلیل است؟
هر کور و کر و خری می بیند که جمهوری اسلامی ایران از تمامیت ارضی ایران دفاع می کند.
ضمنا مگر امپریالیسم و صهیونیسم برای غلبه بر کاستی ها و نارضایتی های مردم، سودای بالکانیزاسیون یوگوسلاوی و عراق و سوریه و لیبی و ایران و روسیه و چین و غیره را داشته اتد و دارند؟
این ادعای حقیقت مگر تحلیل است؟
هر کور و کر و خری می بیند که جمهوری اسلامی ایران از تمامیت ارضی ایران دفاع می کند.
ضمنا مگر امپریالیسم و صهیونیسم برای غلبه بر کاستی ها و نارضایتی های مردم، سودای بالکانیزاسیون یوگوسلاوی و عراق و سوریه و لیبی و ایران و روسیه و چین و غیره را داشته اتد و دارند؟
۴
این همسانی نشان میدهد که هر دو نویسنده از
آن منطقِ «دشمنِ دشمنِ من، دوستِ من است» دوری گرفتهاند، هرچند با
جهتگیریِ ناهمسان.
کدام همسانی؟
ضمنا
این پرت و پلاهای عموزاد و حقیقت چه ربطی به ضرب المثل و نه منطق
«دشمنِ دشمنِ من، دوستِ من است» دارد؟
ضرب المثل ها مبتنی بر تجارب توده اند و در واقعیت (واقعی بودن) و عینیت (عینی بودن) و حقیقت (حقیقی بودن) آنها تردیدی نیست.
تردید در تعریف دوست و دشمن توسط حضرات است.
ادامه دارد.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر