مقبره و سردیس مهدی اخوان ثالث
درنگی
از
شین میم شین
خدا کی نان و جان با شرط ایمان میدهد کس را
چرا اللهیان این را ندانستند حافظ جان
معنی تحت اللفظی:
خدا هم بخشنده روح به بشر (به حوا و آدم) و هم رزاق او ست و برایش کفر و ایمان بشر یکسان است.
حافظ جان به من بگو که چرا اللهیان از این حقیقت امر خبر ندارند.
اتقاقا این نظر آخوندها و سعدی و حافظ بوده است و است:
ما آبرویِ فقر و قناعت نمیبریم.
با پادشه بگو که روزی (رزق) مقرر است.
حافظ
حافظ جان اخوان در این بیت غزل، تئوری ثروت سعدی را رد می کند و دربار را از وظیفه تقسیم ثروت خدادادی، معاف می کند.
سلب مسئولیت می کند.
در فلسفه ثروت سعدی خدا به دربار ثروت را ارزانی می دارد تا آنها بین خلایق قسمت کنند.
دربار واسطه است و مقسم روزی (مکلف به تقسیم ثروت خدادادی) است.
حافظ خردستیز گنده گوزی است و به واسطه تره خرد نمی کند.
سعدی بر خلاف حافظ و اخوان
خردگرا ست و تقسیم ثروت و نعمت را به عهده واسطه های خدا می گذارد.
حریقی در یکی از حکایات سعدی
روباه شل بی دست و پایی می بیند و از خود می پرسد:
«چرا این بدبخت از گرسنگی نمی میرد؟»
آنگاه سر و کله واسطه الهی برای تقسیم رزق و روزی پیدا می شود:
شیری با آهویی در چنگ از راه می رسد.
شیر (پادشاه) سیر دل می خورد و بقایای آهوی بخت برگشته (خرده ریزه های سفره دربار) را روباه شل و بی دست و پا می خورد.
ادامه دارد.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر