۱۴۰۵ مهر ۲۱, سه‌شنبه

انتقاداتی از هانا آرندت (۹۵)

 Photo of Hannah in 1924 

انتقاداتی از هانا آرندت

مشخصیت کاذب فنومنولوژیکی و نیهلیسم اخلاقی

گاربزن

سال ۲۰۲۰

نشر انجمن دیالک تیک

(انجمن پیشبرد تقکر دیالک تیکی)

(Hertzstrasse 39

30827 Garbsen)

Erinnyen

Zeitschrift für materialistische Ethik

برگردان

شین میم شین

تقدم فهم بر عقل در قاموس هانا آرندت

ادامه

 

درنگی در دعاوی ایمانوئل کانت راجع به فهم و خرد، پذیرش دربست آنها توسط بودو گاسمن و غفلت او از مارکسیسم.

مترجم

 

۲

معنی خرد (عقل) و ایده های مربوطه در اثر کانت تحت عنوان «نقد خرد محض» مطرح و مورد استفاده قرار داده شده اند.

کانت در این اثر خود می نویسد:

«همه معارف ما از حواس ما بر می خیزند و به فهم می روند و در خرد (عقل) خاتمه می یابند که بالاتر از آن  برای حلاجی مواد حاصل از مشاهدات و بردن آن به زیر عالی ترین وحدت تفکر، در ما یافت نمی شود.»

(ایمانوئل کانت،  «نقد خرد محض»، ص ۳۳۸، ب ۳۵۵)

بودو گاسمن

 

ما این جمله کانت را نخست به اجزای آن تجزیه و سپس جزء به جزء تحلیل کارکسیستی ـ لنینیستی می کنیم:

 

۱

همه معارف ما از حواس ما بر می خیزند.

 

۱


پروفسور دکتر کلاوس هولتس کامپ 

 ‍( ۱۹۲۷ ـ ۱۹۹۵)

 

برای درک و توضیح مارکسیستی ـ لنینیستی دیالک تیک حسی و عقلی (دیالک تیک احساس (حس کردن) و تعقل ، روان شناس مارکسیستی ـ لنینیستی به نام پروفسور دکتر کلاوس هولتس کامپ اثر ارزشمندی  تحت عنوان «درک حسی» به به رشته تحریر در آورده است که باید به فارسی ترجمه شود.

 

۲

او در این اثر ارجمندش مثالی ذکر کرده است که ما نقل به مضمون می کنیم:

 

۳

r/ArmsandArmor - تبر دهقانی نروژی، تبری است که توسط شبه‌نظامیان استفاده می‌شد، اما مطمئنم که یک تبر دانمارکی «مدرنیزه شده» است.

 

دهقانی برای تهیه هیزم به باغ خود می رود و درختی را که خشک به نظر می رسد، جست و جو و پیدا می کند.

 

۴

با فرود آوردن اولین تبر بر تنه درخت، سیلی از سیگنال های (علائم) حسی به مغزش جاری می شود:

 

۱

سیگنال هایی راجع به تری و خشکی تنه درخت

 

۲

سیگنال هایی راجع به

کرم زدگی و پوکی و غیره تنه درخت.

 

۳

سیگنال هایی راجع به کندی و تیزی تیغه تبر

 

۴

سیگنال هایی راجع به درازی ویا کوتاهی و درازی و کیفیت خوب و بد دسته تبر

 

۵

سیگنال هایی راجع به نحوه فرود آوردن تبر بر تنه درخت

 

۶

سیگنال هایی راجع به حدس و گمان پیشاپیشش راجع به همه این نکات و موارد و نواقص و غیره.

 

۵

این بدان معنی است که مغز دهقان با اولین تبر مثل ساعتی شروع به کار می کند و به ارزیابی اکتیو (فعالانه) سیگنال هایی تازه از راه رسیده و صدور فرامین فکری (عقلی) در زمینه رفع نواقص و معایب تیغه و دسته تبر و نحوه فرود آوردن تبر و صحت و سقم پیشداوری هایش (تصورات پیشین خویش) راجع به تنه و تبر و دسته تبر و تیغه تبر و نحوه فرود اوردن تبر و غیره و حتی لیاقت فکری خویشتن خویش می پردازد و کمر به خدمت حواس بشر می بندد و فرامین لازمه را صادر می کند و روند کار و طرز کار او را تصحیح و تکمیل می کند و توسعه و تکامل می بخشد.

 

۶

یعنی حواس هرگز بی رابطه اکتیو با مغز نبوده اند و نمی توانستند باشند.

 

۷

وقتی فریدریش انگلس می گوید:

«هر کردوکاری از مغز می گذرد»، منظورش همین دیالک تیک حسی و عقلی است.

 

۸

وقتی فریدریش انگلس می گوید:

«انسان مخلوق کار است»، منظورش همین دیالک تیک حسی و عقلی است.

 

۹

منظورش این است که اگر بشر مجبور به کار نمی شد، جانور می ماند و به بشر خردمند و متفکر مبدل نمی شد.

 

۱۰

این ضمنا بدان معنی است که ادعای متافیزیکی (ضد دیالک تیکی) کانت، مبنی بر اینکه  «همه معارف ما از حواس ما بر می خیزند»، درست و دقیق نیست.

 

۱۱

بودو گاسمن اگر از مارکسیسم ـ لنینیسم خبر می داشت، می دانست.

 

ادامه دارد.


هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر