۱۴۰۵ مهر ۲۱, سه‌شنبه

خود آموز خود اندیشی (۱۵۲۲)

Der Denker 

شین میم شین

بوستان

باب چهارم

در (باب) تواضع

(دکتر حسین رزمجو، «بوستان سعدی»، ص ۹۷ ـ ۱۲۱)

بخش دوم

(ص ۹۷ ـ ۱۲۱)

ما به سوی آنچه دانش زمانه مان نموده، می رویم

بدین عقل و همت نخوانم کس ات

و گر می رود صد غلام از پس ات

 

نه منعم به مال، از کسی بهتر است

خر ار جل اطلس بپوشد، خر است

معنی تحت اللفظی:

تو به دلیل بی هردی و بی همتی آدم نیستی.

حتی اگر صاحب صد غلام باشی.

کسی به دلیل ثروتمندی بعار از دیگری مخسوب نمی شود. 

خر اگر حتی پالانی از حریر داشته باشد، باز هم خر محسوب

خواهد شد و نه آدم.

 

چو دستت رسد مغز دشمن بر آر

که فرصت فروشوید از دل غبار

معنی تحت اللفظی:

اگر دشمن در دسترست باشد، بکشش.

برای اینکه غنیمت دانستن فرصت به صافی و شفافی دل منجر می شود.

 

 سعدی

پس از تحقیر حریف و تشبیه منعم (ثروتمند) به خری که پالانی از ابریشم بر پشت دارد، این بیت شعر مطلقا بی ربط را می سراید و تحویل خواننده و شنونده می دهد.

 

شاید دلیلش مستی سعدی باشد.

سعدی اما فقیه است و نه رندی از قماش حافظ و امثالهم.

 

این خروج بی دلیل از موضوع شعر و یا حکایت مربوطه

فقط می تواند یک دلیل داشته باشد:

تربیت در مکتب کریم (مؤلف قرآن.)

 

کریم هم در قرآن به همین سان بی دلیل از موضوع خارج می شود و آیات بی ربط و گسیخته از متن و موضوع تحویل خواننده و شنونده می دهد.

دلیلش شاید تألیف آیات در حالت غش باشد.

دلیل غش هم احتمالا هراس از جبرئیل است که بی اذن و اجازه و پیغام و خبر از راه می رسد و کریم را غافلگیر و مغشوش می کند.

 

ادامه دارد.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر