۱۴۰۵ مهر ۲۱, سه‌شنبه

درنگی در تحلیلی از سایت توده ای ها (۲۷)

 

 https://tudehiha.org/fa/11-08-2026/

ویرایشی و درنگی 

از

شین میم شین

چهارمین همسانی، 

پافشاری بر «استقلال» به‌سانِ ارزشی سیاسیِ بنیادین است، 

 هرچند درون‌مایه آن ناهمسان است.

 «عموزاد» میانِ استقلالِ دولت و رهاییِ اجتماعی جدایی می‌اندازد و بر این باور است که استقلالِ دولتی، اگر با افزایشِ توانِ جامعه برای سرنوشت‌سازی همراه نباشد، ناتوان و حتا سرکوبگر است. 

«حقیقت» اما بر استقلالِ ملی و نگهداشتِ یکپارچگیِ سرزمینی در برابرِ یورش بیرونی پافشاری دارد و آن را پیش‌شرطِ هر دگرگونیِ اجتماعی می‌داند. 

با همه‌ی ناهمسانی در تعریف، هر دو مقاله «استقلال» را از والاترین ارزش‌های سیاسی می‌شمارند.

۱

چهارمین همسانی، 

پافشاری بر «استقلال» به‌سانِ ارزشی سیاسیِ

 

 بنیادین است، 

 هرچند درون‌مایه آن ناهمسان است.

 

منظور نگارنده سایت توده ای ها و عموزاد و حقیقت و طبقه حاکمه و هیئت حاکمه جمهوری اسلامی

از استقلال چیست؟

 

استقلال 

مثل هر چیز دیگر از ذرات تا کاینات

به تنهایی وجود ندارد.

استقلال در دیالک تیک وابستگی و استقلال وجود دارد.


استقلال و وابستگی 

در رابطه ای سه عضوی معنی دارند و قرار دارند:

مثال:

حسن (عضو اول) به لحاظ  مالی (عضو دوم) مستقل از حسین (عضو سوم) است.

یعنی

به لحاظ های دیگر وابسته است و نه مستقل.

مثلا

 در خانه مادری ـ پدری اش زندگی می کند.


حسن (عضو اول) به لحاظ  سیاسی (عضو دوم) وابسته به حسین (عضو سوم) است.

یعنی

به لحاظ های دیگر مستقل است و نه وابسته.

 

این بدان معنی است که  نه استقلال محض و بی غل و غش وجود دارد و نه وابستگی محض و بی غل و غش.

یعنی

به لحاظ های دیگر مستقل است.

 

خودمختاری

استقلال

اوتونومی

 

۱

https://mimhadgarie.blogfa.com/post/15790

 

۲

https://mimhadgarie.blogfa.com/post/15794

 

پایان


وابستگی

 

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/4563

 

پایان

 

 

 
سید محمد مرندی

  (زادهٔ ۱۲ مرداد ۱۳۴۵)

 دانشگاهی و تحلیل‌گر سیاسی ایرانی-آمریکایی است.

 او مشاور رسانه‌ای تیم مذاکره‌کننده هسته‌ای ایران در وین بوده است.

 او ارتباط نزدیکی با حکومت ایران دارد

ایران اینترنشنال او را «سخنگو» یا «دهان» حکومت ایران

و

 ایران‌وایر او را «یکی از وفادارترین مدافعان جمهوری اسلامی در رسانه‌های انگلیسی‌زبان» توصیف کرده است.

 

پروفسور مرندی 

 در شوهای (مصاحبه های) انترنتی اش

به کرات ادعا می کند که «جمهوری اسلامی مستقل ترین جمهوری روی زمین است.»

پروفسور مرندی 

شخصیت بدی نیست.

ولی سواد مفهومی و فلسفی ندارد.

یعنی

اصلا نمی داند که استقلال به چه معنی است.

 

درنگی در بینش و جهان بینی پروفسور سید محمد مرندی

 

https://mimhadgarie.blogfa.com/post/17764

 

۱

https://hadgarie.blogspot.com/2026/02/blog-post_93.html

 

https://mimhadgarie.blogfa.com/post/17462

 

۲

https://mimhadgarie.blogfa.com/post/17478

 

۳

 https://mimhadgarie.blogfa.com/post/17525

 

۴

https://mimhadgarie.blogfa.com/post/17526

 

۵

https://mimhadgarie.blogfa.com/post/17531

 

۶

https://mimhadgarie.blogfa.com/post/17540

 

۷

https://mimhadgarie.blogfa.com/post/17568

 

۸

https://mimhadgarie.blogfa.com/post/17609

 

۹

https://mimhadgarie.blogfa.com/post/17636

 

ادامه دارد.

 


مثال:

پس از موشک باران مدرسه میناب توسط امپریالیسم امریکا و اسرائیل،

 مردم  جمهوری خلق چین به شدت منقلب می شوند و سیلی از ایمیل به سفارت ایران در چین جاری می شود و می خواهند کمک مالی کنند.

سفیر جمهوری اسلامی رسما از کانال احتمالا تله ویزیوین جمهوری خلق چین اعلام می دارد که حاضر به دریافت کمک مالی از سوی خلق جمهوری خلق نیست.

حضرات این خریت را خودمختاری (استقلال) قلمداد می کنند و ضمنا خودفریبی توأم با عوامفریبی می کنند.

مگر مردم چین قصد کمک به طبقه حاکمه و هیئت حاکمه (دولت) جمهوری اسلامی را داشته اند تا تو بخواهی و یا نخواهی؟

 

فوندامنتالیسم 

را 

دومه نیکو لوسوردو 

نماینده اوبسکورانیسم می داند که خلایق را به تخت خریت میخکوب می کند.

 

اوبسکورانیسم

(خر پروری)

 

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/8191

 

پایان

هر خری در طویله جهان  می داند که بدون حمایت همه جانبه همان جمهوری خلق چین و کره دموکراتیک و کوبا و بلاروس و حتی اولیگارشیسم روس تحت رهبری پوتین و چکمه و چارق نمی تواند در مقابل امپریالیسم و صهیونیسم بایستد.

به همین دلیل حضرات از هیچ کمک متقابل به آنها خود داری نمی ورزند.

یعنی

عملا موضع سیاسی حزب توده معصوم و مظلوم خفته در خون و مدفون در خاک خشک خاوران را اتخاذ کرده اند.

 


بهرام افضلی 

 (زادهٔ ۱۳۱۷ در قم – درگذشتهٔ اسفند ۱۳۶۲) 

ناخدا یکم و مهندس دریایی ایرانی و فرمانده نیروی دریایی ارتش ایران از خرداد ۱۳۵۹ تا اردیبهشت ۱۳۶۲ بود.

 او پیش از انقلاب ۱۳۵۷ در نیروی دریایی شاهنشاهی ایران خدمت می‌کرد، بخشی از آموزش حرفه‌ای خود را در ایتالیا گذراند و در زمینهٔ مهندسی و طراحی کشتی و زیردریایی تحصیل کرد.

 پس از انقلاب در ارتش باقی ماند و چند ماه پیش از آغاز جنگ ایران و عراق به فرماندهی نیروی دریایی رسید

 

ای حیزب توده، 

سن هارا

آل عبا هارا؟

 

ادامه دارد.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر