۱۴۰۵ مهر ۲۷, دوشنبه

خود آموز خود اندیشی (۱۵۲۸)

Der Denker

شین میم شین

بوستان

باب چهارم

در (باب) تواضع

(دکتر حسین رزمجو، «بوستان سعدی»، ص ۹۷ ـ ۱۲۱)

بخش دوم

   حکایت پنجم

 (ص ۹۷ ـ ۱۲۱)

ما به سوی آنچه دانش زمانه مان نموده، می رویم   

گرت نهی منکر برآمد ز دست

نشاید چو بی دست و پایان نشست

معنی تحت اللفظی:

اگر قادر به نهی از منکری، ساکت ماندن روا نیست.

و گر دست قدرت نداری، بگوی

که پاکیزه گردد به اندرز، خوی

معنی تحت اللفظی:

اگر قادر به نهی از منکر عملی  نیستی، به نهی از منگر نظری (لفظی) بپرداز.

برای اینکه اخلاق افراد در اثر پند و اندرز تطهیر می شود.

 

سعدی

در این دو بیت شعر

به تشریح قطب نهی از منکر می پردازد و قطب دیگر یعنی امر به معروف را مسکوت می گذارد.

 

یعنی

 نهی از منکر را از چارچوب دیالک تیکی اش بیرون می کشد تا تحلیلش کند:

سعدی

قطب دیالک تیکی نهی از منگر را دیالک تیکی از نهی از منکر عملی و نهی از منکر نظری می داند.

این بدان معنی است که پادشه زاده را هم می توان با ضرب و شتم از مسجد بیرون انداخت و هم با پند و اندرز.

 

مسئله این است که نهی از منکر خودکامه ها می تواند گران تمام شود.

در نتیجه، نهی از منکر عملی (ضرب و شتم و حبس و اعدام و ترور)  فقط  در مورد پابرهنه ها عملی می شود و نه در مورد پادشه زاده ها.

 

ادامه دارد.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر