
https://tudehiha.org/fa/11-08-2026/
ویرایشی و درنگی
از
شین میم شین
هر دو، میهندوستاند، اما میهندوستیِ آنها در پاسخ به این پرسش از هم جدا میشود:
«آیا میتوان همزمان از میهن دفاع کرد و
حاکمیت را نقد کرد؟»
«عموزاد» پاسخ میدهد «آری» و «حقیقت» پاسخ میدهد «نه، تا پس از جنگ».
اما مفهومِ خودِ «جنگ» نیز چندان روشن نیست.
در نوشتههای «عموزاد» و «حقیقت» نشانههایی، اگر چه کوچک، دربارهی درک دیدگاه همدیگر دیده میشود.
این دو نوشته را میتوان دو گرایش ملایم در درون «چپ رهاییبخش» و «چپ ضدامپریالیست» دانست که میتواند درهای گفتوگو میان این دو گردان را بگشاید.
۱
هر دو، میهندوستاند، اما میهندوستیِ آنها در پاسخ به این پرسش از هم جدا میشود:
نگارنده سایت توده ای ها
مفهوم وطن پرست را با میهن دوست تعویض کرده است.
راستی چرا؟
شاید دلیلش این باشد که فقط خدا پرستیدنی است و نه وطن و میهن و آزادی و استقلال و سوسیالیسم و غیره.
اگر دلیلش این باشد، باید گفت که قضیه بر عکس است.
خدا از دیرباز
انعکاس انتزاعی ـ آسمانی طبقات حاکمه برده دار و فئودال و سرمایه دار بوده است.
انبیاء
در ادیان بزرگ
دیالک تیک اصل و عکس را به صورت دیالک تیک طبقه حاکمه (برده دار) و خدا بسط و تعمیم داده اند و برای عوامفریبی، وارونه اش کرده اند:
یعنی
عکس را اصل جا زده اند و اصل را عکس و یا ظل (سایه).
خوانین و سلاطین برده دار
را
ظل الله قلمداد کرده اند.

ظلالله یا سایهٔ خدا
عنوانی با منشأ پیشااسلامی بود که توسط برخی فرمانروایان مسلمان، بهویژه در ایران، به کار میرفت.
ایرانیان باستان به مفهوم پادشاهی الهی باور داشتند.
در دوران هخامنشی (۵۵۰ تا ۳۳۰ پیش از میلاد) و ساسانی (۲۲۴ تا ۶۵۱ میلادی)، تنها فردی که از فر ایزدی برخوردار بود، حق فرمانروایی داشت.
پس از ورود اسلام به ایران، مسلمانان این اندیشه را در نظام حکومتی خود جذب کردند.
آموزهٔ امامت در دورهای که تشیع بهوسیلهٔ دودمان صفوی (۱۵۰۱ تا ۱۷۳۶ میلادی) به دین رسمی ایران تبدیل شد، نقش مهمی در تثبیت پادشاهی الهی ایفا کرد.
بنیانگذار این دودمان، شاه اسماعیل یکم (حکومت: ۱۵۰۱ تا ۱۵۲۴ میلادی)، بهعنوان جانشین امام غایب مهدی شناخته میشد.
نخستین پادشاهان صفوی توانستند با بهرهگیری از مفاهیم مهدویت و امامت، ادعای الوهیت و تجسّد را مطرح کنند، بیآنکه با مخالفت جدی الهیاتی روبهرو شوند.
هرچند آموزهٔ توحید در اسلام هرگونه ادعای الوهیت یا تجسّد را منع میکند.
خدا
عکسی بیش نبوده است و نیست.
عکس پرستی در شأن انسان نیست.
حتی اصل پرستی در این مورد، یعنی طبقه حاکمه پرستی شرم انگیز است، چه رسد به عکس پرستی.
مراجعه کنید
وحدت و مبارزه خدایان سه گانه
(بخش اول)
۱
http://mimhadgarie.blogfa.com/post/1514
۲
http://mimhadgarie.blogfa.com/post/1515
۳
http://mimhadgarie.blogfa.com/post/1516
۴
http://mimhadgarie.blogfa.com/post/1517
۵
http://mimhadgarie.blogfa.com/post/1518
۶
http://mimhadgarie.blogfa.com/post/1519
۷
http://mimhadgarie.blogfa.com/post/1520
۸
http://mimhadgarie.blogfa.com/post/1521
۹
http://mimhadgarie.blogfa.com/post/1522
۱۰
http://mimhadgarie.blogfa.com/post/1523
۱۱
http://mimhadgarie.blogfa.com/post/1524
۱۲
http://mimhadgarie.blogfa.com/post/1525
۱۳
http://mimhadgarie.blogfa.com/post/1526
۱۴
http://mimhadgarie.blogfa.com/post/1527
۱۵
http://mimhadgarie.blogfa.com/post/1528
۱۶
http://mimhadgarie.blogfa.com/post/1529
۱۷
http://mimhadgarie.blogfa.com/post/1530
۱۸
http://mimhadgarie.blogfa.com/post/1531
۱۹
http://mimhadgarie.blogfa.com/post/1532
۲۰
http://mimhadgarie.blogfa.com/post/1533
ادامه دارد.
.....
ادامه دارد.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر