۱۴۰۵ مهر ۲۷, دوشنبه

انتقاداتی از هانا آرندت (۱۰۲)

Photo of Hannah in 1924 

انتقاداتی از هانا آرندت

مشخصیت کاذب فنومنولوژیکی و نیهلیسم اخلاقی

گاربزن

سال ۲۰۲۰

نشر انجمن دیالک تیک

(انجمن پیشبرد تقکر دیالک تیکی)

(Hertzstrasse 39

30827 Garbsen)

Erinnyen

Zeitschrift für materialistische Ethik

برگردان

شین میم شین

تقدم فهم بر عقل در قاموس هانا آرندت

ادامه

درنگی در دعاوی ایمانوئل کانت راجع به فهم و خرد، پذیرش دربست آنها توسط بودو گاسمن و غفلت او از مارکسیسم.

مترجم

کانت مفاهیم محض را که خرد (عقل)  عرضه می دارد، ایده ها می نامد.

اگر معارف فهم از تجربه سرچشمه می گیرند، تحت وحدت عقلی قرار نگیرند، باید به ناگزیر به تناقضات (تضادهای) موجود میان معارف مجزای فهم منجر شوند.

بدین طریق،

«تئوری نژادی» (فهم) ادعا می کند که نوع بشر بسان مثلا سگ ها و اسب ها، از نژادهای مختلف تشکیل می یابد.

علم الفهم ژنتیک اما در می یابد که در نوع بشر از نژاد خبری نیست.

بودو گاسمن

۱

کانت مفاهیم محض را که خرد (عقل)  عرضه می دارد، ایده ها می نامد.

 

۱

بودو گاسمن کانت را چنان در مد نظر دارد که مسلمانان خدا و پیامبر و ائمه را در مد نظر دارند.

بودو گاسمن دعاوی کانت را دگماتیزه (جزم واره) می کند و مسلمانان دعاوی خدا و پیامبر و ائمه را.

 

امام رضا گفت:

بگویید:

«لا اله الا الله و رستگار شوید.»

 

۲

انگار حرف های کانت، وحی منزل و آخرین و قطعی ترین کلام اند.

 

۳

مفاهیم هر چه باشند، مفهوم (واژه) اند.

 

۴

ایده ها اما حکم (جمله) اند.

 

۵

مفاهیم را که نمی توان حکم جا زد و واژه ها را جمله.

 

۶

این بدان می ماند که کسی خشت ها و یا آجرها را عمارت جا بزند.

۲

اگر معارف فهم از تجربه سرچشمه می گیرند، تحت وحدت عقلی قرار نگیرند، باید به ناگزیر به تناقضات (تضادهای) موجود میان معارف مجزای فهم منجر شوند.

بدین طریق،

«تئوری نژادی» (فهم) ادعا می کند که نوع بشر بسان مثلا سگ ها و اسب ها، از نژادهای مختلف تشکیل می یابد.

علم الفهم ژنتیک اما در می یابد که در نوع بشر از نژاد خبری نیست.

بودو گاسمن

 

۱

معارف کذایی فهم وجود ندارند تا از تجربه سرچشمه بگیرند.

 

۲

 سیگنال های حسی وجود دارند که در روند کار مثلا دهقانی تبر به دست بر روی مثلا تنه درختی به مغز ارسال می شوند و به مدد مغز حلاجی می شوند و شناخت حسی ـ عقلی تشکیل می یابد که مفصلا توضیح داده شده است.

دیالک تیک حسی و عقلی

 

۳

تناقضات (تضادهای) موجود میان احکام حاصل از شناخت حسی ـ عقلی

و

به عبارت بهتر، صحت و سقم احکام (جملات)

دلایل مادی و فکری، متدیکی ـ تئوریکی و معرفتی ـ انعکاسی و طبقاتی دارند.

 

۴

علاوه بر این،

 شناخت حسی ـ عقلی

شناخت جزئیات است.

جزئیاتی که در دسترس حواس بشر قرار دارند.

 

۵

جزئیات اما موضوع علوم اند و ربطی به فهم کذایی مورد نظر کانت ندارند.

 

مثال:

موضوع علم شیمی

 اتم ها هستند.

حد و مرز شناخت شیمیایی همین است.

موضوع علم فیزیک

 مولکول ها

و

موضوع علم فیزیک کوانتومی،

 ذرات اند.

استفاده از فیزیک برای بررسی مسائل جامعتی ـ جهانی که شرودر صدر اعظم آلمان فدرال به خدمت می گرفت، نشانه حماقت و خریت است.

 

موضوع علم بیولوژی (زیست شناسی)

سلول ها هستند.

علوم نمی توانند از سرحدات جزئیات پا فراتر نهند و وارد کل شوند.

 

۶

برای اینکه حقیقت هر چیز در کل آن چیز است و نه در اجزاء آن چیز که حواس به صورت سیگنال های حسی به مغز ارسال می دارند.

 

۷

ضمنا شناخت حسی ـ عقلی به تنهایی قادر به شناخت مطمئن نیست.

علاوه بر دیالک تیک حسی و عقلی به دیالک تیک پراتیک و تئوری (دیالک تیک عمل و نظر) نیاز می افتد که ذکرش گذشته است.

 

۸

تناقضات احکام علمی

 به دلیل اشتغال علوم با مفاهیم و احکام و قوانین و تئوری های علمی مربوطه با جزئیات است.

مثلا

تناقضات علم بیولوژی با علم ژنه تیک (ژنتیک).

 

این تناقضات ربطی به عقل و فهم مورد نظر کانت ندارند.

 

۹

این تناقضات به دلیل محدودیت موضوعی علوم است.

 

۱۰

با علوم منفرد و حتی با مجموعه علوم نمی توان به کشف حقیقت نایل آمد.

 

۱۱

برای اینکه حقیقت در کل است و نه در جزئیات.

 

۱۲

مولانا در حکایت فیل صدها سال قبل از کانت و هگل اثبات تجربی کرده است:

حقیقت فیل نه در دم و عاج و خرطوم (اجزاء) فیل، بلکه در کل فیل است.

 

۱۳

کل اما نه موضوع علوم، بلکه موضوع فلسفه است.

 

۱۴

این بدان معنی است که بدون فلسفه علمی (مارکسیسم ـ لنینیسم) کشف حقیقت محال است.

 

ادامه دارد.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر