۱۴۰۵ مهر ۳۰, پنجشنبه

خود آموز خود اندیشی (۱۵۳۰)

Der Denker 

شین میم شین

بوستان

باب چهارم

در (باب) تواضع

(دکتر حسین رزمجو، «بوستان سعدی»، ص ۹۷ ـ ۱۲۱)

بخش دوم

   حکایت پنجم

 (ص ۹۷ ـ ۱۲۱)

ما به سوی آنچه دانش زمانه مان نموده، می رویم   
 

حافظ کل تئوری بنیاد ارتجاعی ـ فئودالیستی ـ فاشیستی سعدی را از آن خود می کند:

 

۱

گوهر پاک بباید، که شود قابل فیض

ور نه هر سنگ و گلی لؤلؤ و مرجان نشود

معنی تحت اللفظی:

پیش شرط جود و بخشش و بزرگواری،

 داشتن پیشاپیش گوهر (ذات، ماهیت) پاک است.

به همان سان که هر سنگ و گلی نمی تواند لؤلؤ و مرجان شود.

 

حافظ

در این بیت غزل

همه جیز هستی را به دو طبقه طبیعی مطلق طبقه بندی می کند:

 

۱

  طبقه طبیعی عالی و پاک

 

۲

طبقه طبیعی پست و پلید و کثیف

 

فریدریش نیچه فبلسوف فاشیسم و خاتم الفلاسفه امپریالیسم

هم

بشریت را به ابر بشر و زباله بشر طبقه بندی مطلق می کند:

لاشخورهای انگلی از قبیل چنگیز و تیمور و هیتلر و موسولینی ابر بشر

و

پرولتاریا و دهقانان و دیگر زحمتکشان زباله بشر و پست و فرومایه.

 

از دید نیچه

ابر بشر حق دارد بر گرده زباله بشر سوار شود، به ضرب شلاق استثمارش و استعمارش کند و باید هم بکند.

 

هیتلر و فاشیست های ژاپن و غیره هم بر اساس این تئوری ارتجاعی صدها میلیون روس و چینی و غیره را کشالر می کنند.

سعدی و حافظ

تئوری ارتجاعی ـ فئودالیستی ـ فاشیستی بنیاد را حتی ناتورالیزه می کنند و شامل حال عالم جمادات و نباتات و جاتوران می کنند.

 

ادامه دارد.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر