انتقاداتی از هانا آرندت
مشخصیت کاذب فنومنولوژیکی و نیهلیسم اخلاقی
گاربزن
سال ۲۰۲۰
نشر انجمن دیالک تیک
(انجمن پیشبرد تقکر دیالک تیکی)
(Hertzstrasse 39
30827 Garbsen)
Erinnyen
Zeitschrift für materialistische Ethik
برگردان
شین میم شین
ارزیابی جمعبندانه فلسفه توسط هانا آرندت
ادامه
۹
هر تفکری که نمی خواهد در بی پایانی فنومن ها (پدیده ها، نمودها، ظواهر) غرقه شود، باید به نحوی از انحاء میان پدیده و ماهیت تفاوت بگذارد.
پدیده
(نمود، ظاهر، ضد دیالک تیکی ماهیت)
http://mimhadgarie.blogfa.com/post/11557
پایان
ماهیت
http://mimhadgarie.blogfa.com/post/8227
http://mimhadgarie.blogfa.com/post/8226
۱
http://mimhadgarie.blogfa.com/post/8212
۲
http://mimhadgarie.blogfa.com/post/8219
۳
http://mimhadgarie.blogfa.com/post/8225
پایان
ماهیت
(ذات، باطن، بود)
پروفسور دکتر گونتر کروبر
برگردان
شین میم شین
۱
http://hadgarie.blogspot.com/2018/08/blog-post_5.html
۲
http://hadgarie.blogspot.com/2018/08/blog-post_8.html
۳
http://hadgarie.blogspot.com/2018/08/blog-post_85.html
۴
http://hadgarie.blogspot.com/2018/08/blog-post_47.html
۵
http://hadgarie.blogspot.com/2018/08/blog-post_16.html
۶
http://hadgarie.blogspot.com/2018/08/blog-post_19.html
۷
http://hadgarie.blogspot.com/2018/08/blog-post_96.html
پایان
۱۰
به عنوان مثال در رابطه با هانا آرندت:
اگر در آستانه انقلاب بورژوایی کبیر فرانسه، شهروندان و دهقانان فرانسه مسائل و معضلات واعتراضات مشخص خود را مطرح نمی کردند و از استثمارشان توسط این و یا آن ارباب فئودال پرده بر نمی داشتند و کلیسا را به دلیل ربودن آخرین پشیز از جیب شان محکوم نمی کردند، در ان صورت بیانیه عمومی و عام حقوق بشر و حقوق شهروندی هم تدوین و اعلام نمی شد.
۱۱
در آن صورت این حقوق به طرز فاطعانه اعتبار امپیریکی (تجربی) پیدا نمی کردند و زیر پا نهاده می شدند.
۱۲
ماهیت در سنت فلسفی (از دید کانت) به مدد تجرید (انتزاع)، مقایسه و بازتاب کسب و کشف می شود.
۱۳
برای کسب و کشف ماهیت از جنبه های فرعی صرفنظر به عمل می آید و جنبه های ماهوی به مثابه مفهوم کسب و کشف می شود.
(عجب تعریفی از ماهیت!
گاسمن به تبعیت ساده لوحانه از کانت به عینیت و واقعیت ماهیت آفتابه برمی دارد.
ضمنا طرز رسیدن به مفهوم را مختص ماهیت می داند.
مگر پدیده (فنومن) مفهومی نیست؟
علاوه بر این، مگر با مقایسه و بازتاب می توان به مفاهیم پدیده و ماهیت رسید؟
همه مفاهیم در همه رشته های علمی و فقهی و فلسفی و هنری و اخلاقی و حقوقی و قضایی و حرفه ای و غیره
نتیجه عمل فکری تجرید و یا انتزاع اند.
مثال:
درخت یک مفهوم بیولوژیکی (زیست شناسی) است.
برای رسیدن به مفهوم درخت، سرو و صنوبر و بید و بید مشک و چنار و سپیدار و غیره
در نظر گرفته شده اند.
وجه مشترک اساسی همه آنها (مثلا فتوسنتزه) عمده شده و درخت نامیده شده است و دیگر جنبه های فرعی آنها (شکل برگ ها، تنه و میوه و غیره آنها) مورد صرفنظر قرار گرفته شده اند.
برای فهم ماهیت باید دیالک تیک فرم و محتوا را در نظر گرفت.
مثال:
نمکدانی را به عنوان چیزی مادی و عینی و مشخص و دیرآشنا در نظر بگیریم:
۱
از تجرید اشکال استوانه ای، گلابی واره و مخروطی نمکدان، مفهوم فرم نمکدان تجرید می شود.
۲
محتوای نمکدان از مولکول های سدیم کلرید و ذراتی از آب و خاک و ماسه و آهن و سرب و مس و غیره تشکیل می یابد.
فنومن (پدیده، نمود) = جنبه های اساسی فرم
ماهیت (ذات، باطن، سرشت، نهاد، طینت) = جنبه های اساسی محتوا.
ماهیت نمک در نمکدان = مولکول های سدیم کلرید که اگر نباشند، فاتحه ای بر نمک طعام خوانده می شود.
یعنی
بود و نبود نمک طعام وابسته به بلورهای (مولکول های) سدیم کلرید است.
یعنی
ماهیت نمک طعام را مولکول های سدیم کلرید تشکیل می دهند.
مولکول هایی که بخش اساسی محتوای نمک طعام اند.
این بدان معنی است که پدیده و ماهیت چیزهای مادی و عینی و واقعی اند.
مارکس در اثر مهمش تحت عنوان سرمایه، از ترکیب دو دیالک تیک زیر به دیالک تیک اساسی سوم رسیده است:
دیالک تیک فرم و محتوا + دیالک تیک نمود و ماهیت = دیالک تیک فرم نمودین و محتوای ماهوی.
یکی از خدمات مهم مارکس کشف و تدوین مفاهیم و دیالک تیک های مربوطه بوده است.
گاسمن چسبیده به کانت و ول کن معامله نیست.
مترجم.)
تفاوت فرم با نمود و محتوا با ماهیت
https://mimhadgarie.blogfa.com/post/16042
پایان
ادامه دارد.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر