انتقاداتی از هانا آرندت
مشخصیت کاذب فنومنولوژیکی و نیهلیسم اخلاقی
گاربزن
سال ۲۰۲۰
نشر انجمن دیالک تیک
(انجمن پیشبرد تقکر دیالک تیکی)
(Hertzstrasse 39
30827 Garbsen)
Erinnyen
Zeitschrift für materialistische Ethik
برگردان
شین میم شین
تقدم فهم بر عقل در قاموس هانا آرندت
ادامه
۲۴
هانا آرندت
راجع به بازتاب نتایج علمی می نویسد:
«علم در این زمینه امتداد فوق العاده ظریف فهم عوام الناس است که موجد حواس پرتی پی در پی است.
به همان سان که در علم خطاها تصحیح و بر طرف می شوند.»
(هانا آرندت، «حیات روح (فکر)»، ص ۶۳)
۲۵
«اما از آنجا که فهم فقط با تجربه (ارفارونگ) مرتبط است (یعنی بدون عقل)، نتایج علمی و غیره می توانند «فقط چیزهایی موقتی» باشند.»
(هانا آرندت، «حیات روح»، ص ۶۵)
۲۶
نتایج علمی برای خود هانا آرندت، «تاریخی» (مثلا اول فروردین سال ۱۳۶۹) اند.
یعنی چیزی واقعی اند که می تواند تغییر یابند.
۲۷
«علیرغم مطمئنیت علم، اطمینان نومطمئن تر از تاریخی نیست که هم اکنون بطلانش اثبات شده است.»
(هانا آرندت، «حیات روح»، ص ۴۵)
۲۸
«علم مدرن» با «فرضیه ها» و با «پارادیم ها، الگوواره ها» (به قول توماس کون) سر و کار دارد.»
(هانا آرندت، «حیات روح»، ص ۶۵)
الگوواره یا پارادایم
به زبان ساده،
مدل یا نمونهایست که نشان میدهد چیزی چگونه کار میکند یا تولید میشود؛
به بیان دقیقتر،
الگوواره مجموعهایست متمایز از مفاهیم یا الگوهای فکری. یک الگوواره شامل عناصری از جمله نظریهها، فرضیهها، روشهای تحقیق، و...
ویکیپدیا
۲۹
«مفهوم حقیقت از تجارب رومزه استخراج می شود.»
(هانا آرندت، «حیات روح»، ص ۶۷)
۳۰
این تردیدگرایی (اسکپتیسیسم) با منشاء پوپری را که با معیار پراتیکی حقیقت آشکارا در تضاد است، شاید بتوان با عقل از بین برد.
اسکپتیسیسم
(تردیدگرائی، شک گرایی) و نئواسکپتیسیسم
http://mimhadgarie.blogfa.com/post/8317
۱
http://mimhadgarie.blogfa.com/post/8268
۲
http://mimhadgarie.blogfa.com/post/8286
۳
http://mimhadgarie.blogfa.com/post/8300
۴
http://mimhadgarie.blogfa.com/post/8307
۵
http://mimhadgarie.blogfa.com/post/8311
۶
http://mimhadgarie.blogfa.com/post/8316
پایان
۳۱
اما عقل مورد نظر کانت از دید هانا آرندت
چیزی است که به واسطه حواس با فهم مرتبط است، حاضر به یکپارچه گشتن و تصحیح نیست.
۳۲
عقل در صدد فهم معنای آن است.
به همان سان که هر کس در صدد فهم معنای زندگی خویش است.
۳۳
هانا آرندت می نویسد:
«این تفاوت گذاری میان حقیقت و معنا به نظر من نه تنها از اهمیت تعیین کننده ای برای هر تفاوتگذاری تفکر بشری برخوردار است، بلکه ضمنا نتیجه نهایی ضرور تفاوت گذاری سانترال (مرکزی) کانت میان فهم و عقل است.»
(هانا آرندت، «حیات روح»، ص ۶۷)
ادامه دارد.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر