۱۴۰۵ آبان ۱, جمعه

انتقاداتی از هانا آرندت (۱۰۴)

Photo of Hannah in 1924 

انتقاداتی از هانا آرندت

مشخصیت کاذب فنومنولوژیکی و نیهلیسم اخلاقی

گاربزن

سال ۲۰۲۰

نشر انجمن دیالک تیک

(انجمن پیشبرد تقکر دیالک تیکی)

(Hertzstrasse 39

30827 Garbsen)

Erinnyen

Zeitschrift für materialistische Ethik

برگردان

شین میم شین

تقدم فهم بر عقل در قاموس هانا آرندت

ادامه

 

۲۴

هانا آرندت

راجع به بازتاب نتایج علمی می نویسد:

«علم در این زمینه امتداد فوق العاده ظریف فهم عوام الناس است که موجد حواس پرتی پی در پی است.

به همان سان که در علم خطاها تصحیح و بر طرف می شوند.‍‍‍»

(هانا آرندت، «حیات روح (فکر)»، ص ۶۳)

 

۲۵

«اما از آنجا که فهم فقط با تجربه (ارفارونگ) مرتبط است (یعنی بدون عقل)، نتایج علمی و غیره می توانند «فقط چیزهایی موقتی» باشند.»

(هانا آرندت، «حیات روح»، ص ۶۵)

 

۲۶

نتایج علمی برای خود هانا آرندت، «تاریخی» (مثلا اول فروردین سال ۱۳۶۹) اند.

یعنی چیزی واقعی اند که می تواند تغییر یابند.

 

۲۷

«علیرغم مطمئنیت علم، اطمینان  نومطمئن تر از تاریخی نیست که هم اکنون بطلانش اثبات شده است.»

(هانا آرندت، «حیات روح»، ص ۴۵)

 

۲۸

«علم مدرن» با «فرضیه ها» و با «پارادیم ها، الگوواره ها» (به قول توماس کون) سر و کار دارد.»

(هانا آرندت، «حیات روح»، ص ۶۵)

الگوواره یا پارادایم

 به زبان ساده، 

مدل یا نمونه‌ایست که نشان می‌دهد چیزی چگونه کار می‌کند یا تولید می‌شود؛ 

به بیان دقیق‌تر،

 الگوواره مجموعه‌ایست متمایز از مفاهیم یا الگوهای فکری. یک الگوواره شامل عناصری از جمله نظریه‌ها، فرضیه‌ها، روش‌های تحقیق، و... 

ویکی‌پدیا

 

۲۹

«مفهوم حقیقت از تجارب رومزه استخراج می شود.»

(هانا آرندت، «حیات روح»، ص ۶۷)

 ۳۰

این تردیدگرایی (اسکپتیسیسم) با منشاء پوپری را که با معیار پراتیکی حقیقت آشکارا در تضاد است، شاید بتوان با عقل از بین برد.

اسکپتیسیسم

(تردیدگرائی، شک گرایی) و نئواسکپتیسیسم

 

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/8317

 

۱

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/8268

 

۲

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/8286

 

۳

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/8300

 

۴

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/8307

 

۵

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/8311

 

۶

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/8316

 

پایان

 ۳۱

اما عقل مورد نظر کانت از دید هانا آرندت 

چیزی است که به واسطه حواس با فهم مرتبط است،  حاضر به یکپارچه گشتن و تصحیح نیست.

 

۳۲

عقل در صدد فهم معنای آن است.

به همان سان که هر کس در صدد فهم معنای زندگی خویش است.

 

۳۳

هانا آرندت می نویسد:

«این تفاوت گذاری میان حقیقت و معنا به نظر من نه تنها از اهمیت تعیین کننده ای برای هر تفاوتگذاری تفکر بشری برخوردار است، بلکه ضمنا نتیجه نهایی ضرور تفاوت گذاری سانترال (مرکزی) کانت میان فهم و عقل است.»

(هانا آرندت، «حیات روح»، ص ۶۷)

 

ادامه دارد.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر