پروفسور ماتهویس کلاین
برگردان
شین میم شین
۲۲
· تفاوت ماهوی سوسیالیسم علمی با این تئوری ها (اوتوپیکی) در این است که سوسیالیسم علمی برای اولین بار، با درک علمی روند عینی توسعه جامعتی، راه عملی تحقق این آماج ها را برای بشریت نشان داده است.
۲۳
· طبقه کارگر برای انجام رسالت تاریخی خویش باید معارف علمی راجع به توسعه و حرکت جامعتی را فرا گیرد.
۲۴
· از این رو ست که باید حزبی تشکیل یابد.
مشخصات حزب طبقه کارگر
۱
· حزب طبقه کارگر باید به علم مارکسیسم ـ لنینیسم مجهز باشد.
۲
· حزب طبقه کارگر باید طبقه کارگر را با تئوری سوسیالیسم و کمونیسم علمی پیوند دهد.
۳
· حزب طبقه کارگر باید مرکز هدایت و رهبری علمی سیاست جنبش کارگری، استراتژی و تاکتیک آن بر طبق مرحله توسعه جامعتی و وضع و حال موجود باشد.
۲۵
· مارکس و انگلس و لنین که برای شان تئوری و پراتیک همواره در وحدت ناگسسنی با هم قرار دارند، چنین حزبی را بنیان گذاری کرده اند.
۲۶
· مارکس و انگلس و لنین در سوسیالیسم و کمونیسم وضعی را تصور نمی کردند که بر پایه ایدئال پیش اندیشیده ای استقرار یابد.
(تفاوت و تضاد سوسیالیسم و کمونیسم علمی با سوسیایلسم و کمونیسم اوتوپیکی همین جا ست.
مترجم)
۲۷
· مارکس و انگلس و لنین سوسیالیسم و کمونیسم را به مثابه جنبشی در نظر می گرفتند که با مبارزه انقلابی طبقه کارگر و متحدینش بنا بر ضرورت تاریخی انجام می گیرد و از مناسبات جامعتی مادی سرچشمه می گیرد.
۲۸
· از این رو، سوسیالیسم و کمونیسم علمی نتیجه نهائی نظریات مارکس و انگلس و لنین است.
۲۹
· مارکس خاطرنشان می شود، که با بسط ماتریالیسم بر جامعه، «آموزه ماتریالیسم به پایه منطقی کمونیسم» بدل می شود.
· (مارکس و انگلس، «کلیات»، جلد ۲، ص ۱۳۹)
۳۰
· انگلس نیز تأکید می ورزد که ماتریالیسم کمال تئوریکی خود را در سوسیالیسم علمی می یابد.
۳۱
· مارکس و انگلس همواره با تلاش برای اثبات اخلاقی و یا حتی مذهبی سوسیالیسم مخالفت می ورزیدند.
۳۲
· مارکس و انگلس در اثر خود تحت عنوان «ایده ئولوژی آلمانی» با هرمان کریگه و در «مانیفست حزب کمونیستی» با سوسیالیسم اوتوپیکی ـ خرده بورژوائی مورد نظر هس، کریگه و قبل از همه، گرون، که به عنوان «سوسیالیسم حقیقی» به خورد مردم می دادند، به مخالفت برمی خیزند.
۳۳
· «سوسیالیسم حقیقی» ـ به مثابه تئوری ـ مخلوطی اکلکتیکی (التقاطی) از ایده های سوسیالیست ها و کمونیست های اوتوپیکی فرانسه، تزهای اقتصادی پرودون و نظریات هومانیستی آلمانی اند که در وهله اول با ضعف های ایدئالیستی فلسفه فویرباخ پیوند دارند.
(اکلکتیسیسم ـ به طور کلی ـ عبارت است از آمیختن مکانیکی عناصر فکری مختلف با هم.
ما زمانی با اکلکتی سیسم فلسفی سر و کار داریم که کسی تئوری ها، نظرات و قبل از همه عناصر و تزهای سیستم ها و جریانات فلسفی مختلف را بدون تلاش در جهت ترکیب خلاقانه آنها و بدون بر طرف کردن تناقضات منطقی موجود، با هم مخلوط کند و سیستم من در آوردی «جدیدی» را به وجود آورد.
مترجم)
۳۴
· «سوسیالیسم حقیقی» مبارزه طبقاتی پرولتری را رد می کند، ضرورت یک سازمان طبقاتی پرولتری مستقل ـ یعنی حزب ـ را انکار می کند و بررسی علمی حیات جامعتی و شرایط رهائی طبقه کارگر را با اتیک احساساتی آشتی طبقاتی و یاوه پردازی انسان پرستانه و خوش خیالی جایگزین می سازد.
۳۵
· «سوسیالیسم حقیقی» ـ به لحاظ ایده ای ـ تاریخی ـ یک جریان چپگرا ست که از هگلیانیسم جوان سرچشمه می گیرد.
۳۶
· «سوسیالیسم حقیقی» را ـ به طور کلی ـ می توان به مثابه یک جریان ایده ئولوژیکی تلقی کرد که روحیات ارتجاعی خرده بورژوازی آلمان را، هراس آن از قدرت یابی بورژوازی را، که به معنی خانه خرابی اش می تواند باشد و همزمان، خرده بورژوازی تنگنظر از ماتریالیسم و هجوم انقلابی پرولتاریا را منعکس می کند.
۳۷
· «سوسیالیسم حقیقی» در سال های چهل قرن نوزدهم، سوسیالیسم مد روز خرده بورژوازی آلمان بود و بر ضد تلاش های مارکس و انگلس در سال ۱۸۴۶ در رابطه با تأسیس «کمیته تبادل نظر کمونیستی» در بروکسل به مخالفت برخاسته بود.
۳۸
· مارکس و انگلس از همان آغاز، بر ضد کلیه جریانات غیرعلمی سوسیالیسم و کمونیسم به طرز آشتی ناپذیری مبارزه می کردند و در ضمن آن، به تدوین مبانی فلسفی سوسیالیسم علمی می پرداختند.
۳۹
· مارکس و انگلس بر ضد کلیه اقداماتی که در صدد واپس راندن سوسیالیسم به مراحل توسعه ما قبل مارکسی آن بودند، یعنی در صدد خالی کردن زیر پای سوسیالیسم از ماتریالیسم را بودند، مبارزه می کردند.
۴۰
· پس از درگذشت مارکس و انگلس، اوپورتونیسم و رفرمیسم تلاش کردند تا خطوط اساسی مارکسیسم را مورد تجدید نظر قرار دهند و قبل از همه، تئوری و پراتیک سوسیالیسم پرولتری را از مبانی فلسفی آن جدا سازند و به جای مبانی یاد شده، سیستم های ایدئالیستی و نگرش های متافیزیکی را بنشانند، تا بدین طریق، هسته انقلابی و علمیت سوسیالیسم و کمونیسم از بین برود.
· (مراجعه کنید به رویزیونیسم، اوپورتونیسم و رفرمیسم)
رفرمیسم
https://mimhadgarie.blogfa.com/post/17161
پایان
اوپورتونیسم
https://mimhadgarie.blogfa.com/post/15261
۱
http://mimhadgarie.blogfa.com/post/10287
۲
http://mimhadgarie.blogfa.com/post/10303
۳
http://mimhadgarie.blogfa.com/post/10323
۴
http://mimhadgarie.blogfa.com/post/10342
پایان
رویزیونیسم
(تجدید نطر طلبی)
۱
https://mimhadgarie.blogfa.com/post/17642
۲
https://mimhadgarie.blogfa.com/post/17644
۳
https://mimhadgarie.blogfa.com/post/17650
۴
https://mimhadgarie.blogfa.com/post/17656
پایان
ادامه دارد.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر