بوستان
باب چهارم
در (باب) تواضع
مقدمه
(دکتر حسین رزمجو، «بوستان سعدی»، ص ۹۷ ـ ۱۲۱)
مقدمه
بخش دوم
(ص ۹۷ ـ ۱۲۱)
همانطور که ذکرش گذشت،
دیوان سعدی و حافظ از شدت و حدت خودستائی آندو بارها منفجر شده است:
حافظ
شعر حافظ در زمان آدم اندر باغ خلد
دفتر نسرین و گل را زینت اوراق بود.
معنی تحت اللفظی:
شعر حافظ در زمان زندگی حوا و آدم در بهشت، زینت بخش اوراقی بود که از نسرین و گلهای دیگر ساخته شده بودند.
تواضع توانگر کند فرد را
خبر کن حریف ابر مرد را
طرز حرف زدن حافظ شبیه طرز حرف زدن خدای متعال از خود راضی در قرآن کریم است.
حافظ
صبحدم از عرش می آمد خروشی، عقل گفت:
«قدسیان، گوئی، که شعر حافظ ازبر می کنند.»
معنی تحت اللفظی:
شعر حافظ چنان زیبا ست که حتی سکنه عرش خدا به ازیر کردنش خطر می کنند.
این بدان معنی است که قدسیان که کسب و کارشان سجده کردن به خدای سیری ناپذیر از سجود و رکوع و تضرع و ضجه و التماس است، به عوض اوراد فقهی، شعر خواجه را ازبر می کنند و بر زبان می رانند و با همدیگر مسابقه می گذارند.
این دعاوی خواجه
فقط خودشیفتگی بی حد و حصر نیست،
فقط بی اعتنایی به تواضع به مثابه یکی از سحایای طبقات حاکمه برده دار و فئودال نیست که خواجه نماینده ایده ئولوژیکی اش است.
این ضمنا به معنی خردستیزی اکتیو و بی حد و حصر است.
بی دلیل نیست که نیچه (خاتم الفلاسفه امپریالیسم، مؤسس خردستیزی، اخلاق ستیزی و غیره، بانی فکری فاشیسم و کوره های آدم سوزی) ستایشگر خواجه بوده است.
ادامه دارد.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر