طریقت جز این نیست درویش را
که افکنده دارد تن خویش را
معنی تحت اللفظی:
پیش شرط طریقت برای فقرا تواضع پیشگی است.
سعدی
در این بیت شعر،
طریقت را در تواضع فروشی و فروتن نمائی افراد خلاصه می کند.
اگر قصد موعظه احسان در سر می داشت، طریقت را در احسان خلاصه می کرد.
سعدی و پیروان معاصر او، در هر لباس و ادعا، تنها چیزی که ندارند، معیار عینی برای قضاوت است.
آنچه سعدی در این حکایت می آموزد، تواضع انتزاعی، ریاکارانه، کشکی و دروغین است.
این تواضع واره هنوز هم در جامعه عقب مانده ما رواج دارد و پس از انقلاب اسلامی تشدید شده، به لبنان هم حتی سرایت کرده است.
چنین تواضعی، تواضعواره ای بی محتوا، توخالی، دست و پاگیر و مزاحم است.
چنین تواضعی سبب می شود که با جماعت ایرانی نتوان با صراحت و صداقت و بدون صرف انرژی زاید تبادل نظر کرد.
در جامعه ایران نیت واقعی انسانها پشت پرده ضخیمی از تواضع فروشی، تظاهر و ریای بیهوده پنهان می شود.
انسان برای تنظیم رابطه خویش با این جماعت محروم از تربیت علمی به صرف انرژی عظیمی نیاز دارد.
این تواضع واره منفی راه را برای تعبیر و تفسیر دلبخواه، تصادفی و پندارآلود نظریات دیگران باز می کند و موضوع شناخت را از عینیت واقعی اش تهی می سازد.
خوب اگر طریقت درویش «تن افکندگی» است، طریقت توانگر از چه قرار است و اصولا تواضع برای چیست؟
ادامه دارد.

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر