۱۴۰۵ خرداد ۸, جمعه

قرآن کریم از دیدی دیگر (سوره الأعراف ) (۵۵۰)

  صفحه ای از نور(دانلود متن، ترجمه، صوت)/ صفحه 151(سوره اعراف، آیات 1 الی 11)  - استاد منشاوی | ضیاءالصالحین

ویرایش و تحلیل

از

فریدون ابراهیمی  
 

﴿قُل لَّا أَمْلِكُ لِنَفْسِي نَفْعًا وَلَا ضَرًّا إِلَّا مَا شَاءَ اللَّهُ ۚ وَلَوْ كُنتُ أَعْلَمُ الْغَيْبَ لَاسْتَكْثَرْتُ مِنَ الْخَيْرِ وَمَا مَسَّنِيَ السُّوءُ ۚ إِنْ أَنَا إِلَّا نَذِيرٌ وَبَشِيرٌ لِّقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ﴾
[ الأعراف: ۱۸۸ ]

بگو:

 من مالك سود و زيان خود نيستم،

 مگر آنچه خدا بخواهد. 

و اگر علم غيب مى‌دانستم بر خير خود بسى مى‌افزودم و هيچ شرى به من نمى‌رسيد. 

من كسى جز بيم‌دهنده و مژده‌دهنده‌اى براى مؤمنان نيستم.

به تحلیل این آیه کریم ادامه می دهیم:

۱

 من مالك سود و زيان خود نيستم،

 مگر آنچه خدا بخواهد.

این دگم کریم که خدا همه کاره است و بشریت و بقیه موجودات هیچکاره اند،

چیزی جز انعکاس انتزاعی ـ آیمانی جامعه برده داری نیست:

خدا چیزی جز انعکاس  طبقه حاکمه برده دار نیست.

یعنی 

از تجرید (انتزاع) برده داران مذکر و مؤنث تشکیل یافته است.

به همین دلیل

عکس در خطور کلی اش منطبق با اصل است:

خدا دارای همه صفات خوب و بد اشراف برده دار است.

همانطور که توده برده وابسته است و مجبور به انجام وظایف و تکالیف محوله از سوی ارباب است و بس، بشریت و حتی رسول الله «مالک سود و زیان خود نیستند» و عروسکی در دست خدا هستند.

نقش انبیاء در این میان، وساطت بین خدا و خلق است.

پیام آوری است.

انبیاء بدین طریق نقش پیک ها و قاصدان اربابان برده دار و فئودال و غیره را بازی می کنند:

پیام می برند و گزارش کار می دهند.

بشریت بدین طریق سلب آدمیت و فاعلیت (سوبژکتیویته) می شود.

یعنی

اوبژکت واره (چیزواره) می شود.

بشر در قاموس کریم موجود بیشعوری است و بسان جانوران به حکم غریزه کار و زندگی می کند.

کریم

این عمل به حکم قوای غریزی (مالکیت بر سود و زیان خود) را اراده الهی می پندارد.

تناقض فاحش در این دگم کریم، حساب و کتاب پس گرفتن در روز قیامت و اجر و زجر دادن به بشریت است.

بازخواست بشریتی که برده وابسته است، بی معنی و غیر منطقی و غیر علمی و غیر عقلی است.

علمای اسلامی (فقها) برای خروج از این بن بست منطقی تبصره ای بر آن می افزایند و بشریت را  علیرغم آن، نه برده بی اختیار، بلکه صاحب اختیار جا می زنند.

یعنی

نسبیتی را وارد دگم «مالک سود و زیان خود نیستند» می کنند.

آیه ای که سخنگویان سپاه مکررا بر زبان می رانند، دال بر همین نسیت وارده در دگم فوق الذکر است:

  يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنوا إِنْ تَنْصُرُوا اللّهَ يَنْصُرْكُمْ وَ يُثَبِّتْ أَقْدامَكُمْ
اى كسانى كه ايمان آورده ايد، اگر (دين) خدا را يارى كنيد، خدا هم شما را يارى مى كند و ثابت قدمتان مى گرداند.

خدای همه کاره در این آیه کریم، محتاج کمک بشریتی قلمداد می شود که 

«مالک سود و زیان خود نیست.»

فقهای شیعی

برای خروج از این بن بست فکری

چه بسا از دیالک تیک جبر و اختیار بهره برمی گیرند:

اراده الهی (جبر) جا زده می شود و عمل بشری (اختیار)


ادامه دارد.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر