پروفسور دکتر الفرد کوزینگ
پروفسور دکتر ولفگانگ سگت
برگردان
شین میم شین
۱
· زبان به سیستم علائم لفظی بالنده ناشی از نیازمندی های حیات جامعتی و «کردوکار» تولیدی اطلاق می شود که به تشکیل افکار در روند شناخت واقعیت عینی به وسیله انسانها کمک می کند و مبادله افکار و تجارب عاطفی میان آنان و ثبت و حفظ دانش حاصله را امکان پذیر می سازد.
· مراجعه کنید به تفکر
تفکر
http://mimhadgarie.blogfa.com/post/13147
۲
· زبان صوتی همراه با تفکر تحت تأثیر تعیین کننده کار اجتماعی پدید آمده است.
(وقتی از کار اجتماعی سخن می رود، به این معنی است که انسان ها در روند کار مجبور به تکلم می شوند.
در صحت این نظر تردیدی نیست.
آنچه که ناگفته می ماند، نفش تعیین کننده کار به طور کلی در تفکر به طور کلی (حتی در عالم جانوران) است.
امتحانش آسان است، شروع به انجام کار فی نفسه به شروع روند کار و تأثیر متقابل اندیشه و عمل منجر می شود.
مترجم.)
۳
· همان طور که انگلس می نویسد:
۱
· «قوام گرفتن کار سبب شد که اعضای جامعه به هم نزدیکتر شوند.
۲
· بدین طریق پشتیبانی متقابل و همکاری عملی مشترک افزایش یافت و آگاهی نسبت به سودمندی این همکاری برای فرد فرد افراد روشن گردید.
۳
· خلاصه این که افراد «انسان شونده» دریافتند که حرفی برای گفتن به همدیگر دارند.
۴
· نیاز به سخن گفتن عضو لازم را پدید آورد:
الف
· حنجره تکامل نیافته میمون ها در اثر فرکانس رشد یابنده به تدریج تغییر شکل داد.
ب
· اعضای دهن به تدریج آموختند الفبای لفظی را یکی پس از دیگری بر زبان رانند.»
· (مارکس و انگلس، «کلیات»، جلد ۲۰، ص ۴۴۶)
۴
· انگلس ادامه می دهد:
۱
· «زبان و تفکر به لحاظ منشاء و شیوه عمل وحدت ناگسستنی با هم دارند.
۲
· عمر زبان به درازای عمر شعور است.
۳
· زبان عبارت است از شعور واقعی عملی که برای همه انسانها وجود دارد.
۴
· زبان نیز همانند شعور از نیاز انسانها به رابطه با انسانهای دیگر و از رفع این نیازها ناشی می شود:
· زبان واقعیت بیواسطه اندیشه است.»
· (مارکس و انگلس، «کلیات»، جلد ۳، ص ۳۰، ۴۳۲)
ادامه دارد.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر