بوستان
باب چهارم
در (باب) تواضع
مقدمه
(دکتر حسین رزمجو، «بوستان سعدی»، ص ۹۷ ـ ۱۲۱)
مقدمه
بخش دوم
(ص ۹۷ ـ ۱۲۱)
جوانی خردمند پاکیزه بوم
ز دریا برآمد به دربند روم
معنی تحت اللفظی:
جوان خردمندی که از سرزمینی پاکیزه بود در ساحل روم پیاده شد.
مفهوم مرکزی مهم سعدی در این بیت شعر، پاکیزه بوم است.
بوم به معنی سرزمین و شهر و غیره است.
سرزمین و شهر را که نمی توان به پاک و ناپاک طبقه بندی کرد.
منظور سعدی احتمالا تعلق طبقاتی به طبقات حاکمه برده دار و فئودال و روحانی (نجبا و اشراف و اعیان و غیره) است.
در مفهوم «پاکیزه بوم»، که سعدی در مورد قهرمان حکایت خود به کار می برد، از معیارهای ارزشی او پرده بر می افتد.
تئوری بنیاد یکی از تئوری های اصلی فلسفه سعدی را تشکیل می دهد، که بنا بر آن چیزها، پدیده ها و سیستم ها (انسانها) به نیک بنیاد و بد بنیاد، عالی و پست طبیعی، مادرزادی، خدادادی و همیشه همان طبقه بندی می شوند.
ما این تئوری باطل و غیرعلمی و تناقضمند را مستقلا و مفصلا مورد بحث قرار داده ایم.
سگ آخر، که باشد که خوانش نهند
بفرمای، تا استخوانش دهند.
معنی تحت اللفظی:
سگ ارزش آن را ندارد که برایش سفره پهن کنند.
انداختن استخوانی جلوی سگ کافی است.
سگ در قلسقه سعدی جزو بد بنیادان است و به همین دلیل نجس و کثیف و پلید تصور می شود و تحقیر می شود.
جانوران و نباتات و انسان های مفید و زحمتکش در ایده ئولوژی اشرافیت برده دار و فئودال جزو بدبنیادان قلمداد می شوند و تحقیر می شوند
و
جانوران و نباتات و افراد بی ثمر از قبیل اسب و سرو و اشراف برده دار و فئودال مفتخور تجلیل.
ادامه دارد.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر