۱۴۰۵ اردیبهشت ۱۳, یکشنبه

فرهنگ مفاهیم فلسفی (ر) روشنگری (تنویر) (۵۳)

 undefined 

پروفسور وینفرید شرودر

پروفسور دکتر کارل هاینتس بارک

برگردان

 شین میم شین
 

اهمیت روشنگری

 

۱

·    نتیجه روشنگری عبارت بود از اوجگیری غول آسای علوم طبیعی، علوم انسانی، علوم اجتماعی و علوم دولتی و به دنبال آن رهائی علوم از قید و بند اعتقادات مذهبی.

 

۲

·    در سایه روشنگری بود که برای اولین بار تضادهای زیر بشریت مدرن برای شعور عمومی روشن شدند:

 

الف

·    تضاد میان علم (دانش) و عقیده که برای حل آن، علوم مدرن می بایستی به مثابه وسیله تسلط بر طبیعت و وسیله تحول پراتیک زندگی انسانی مطرح گردند.

 

ب

·    تضاد حقوق طبیعی با کلیه نهادهای مقدس تاریخی که از تلاشی شان می بایستی شرایط لازم برای پیدایش جامعه بورژوائی و نظام جامعتی سرمایه داری فراهم آیند.

 

پ

·    تضاد میان اگوئیسم (خود خواهی، دفاع از منافع فردی) و منافع اجتماعی (همبودی) مبنی بر ایجاد نظام اجتماعی عادلانه، که محتوای عمده تفکر اجتماعی جنبش فکری قرن هجدهم را تشکیل می دهد.

 

۳

·    این تضاد اما عملا از موضع تاریخی بورژوازی رهائی یافته قابل حل نبود.

 

۴

·    تنها شناخت سوسیالیستی بود که وابستگی طبیعی همه انسانها به کار مبتنی بر همبستگی این مسئله لاینحل را حل کرد و امکان تشکیل جامعه بی طبقه را فراهم آورد.

 

۵

·    خدمت بزرگ روشنگری این بود که پیش شرط های لازم برای این شناخت را پدید آورد.

 

۶

·    «روشنگری ئی که بدون گمراهی از حد عقب ماندگی قرون وسطائی نظام فئودالی ـ استبدادی و تعالیم عقیدتی کاتولیکی پا فراتر می گذارد، نه تنها برای رژیم های ارتجاعی به معنی آغاز پایان شان است، بلکه با آن تاریخ شناسی خود ما نیز آغاز می شود.»

·     (ورنر کراوس) 

 

۷

·    از این رو تلاش بر سر تفسیر و ارزیابی فلسفه روشنگری تا امروز بخش ذاتی کلیه تمایلاتی بوده که هدف شان کمک به تعالی معارف نوین بوده است.

 

۸

·    این امر را می توان در علاقه بی پایان بنیانگذاران سوسیالیسم علمی نسبت به روشنگری مشاهده کرد.

 

۹

·    ایدئولوگ هائی نیز که به نحوی از انحا خادم آماج های ما بعد انقلابی بورژوازی بودند، نتوانستند به تعیین موضع خود نسبت به روشنگری نایل آیند، حتی زمانی که آنها برای روشنگری دیگر اهمیتی آینده ساز قائل نبودند و می کوشیدند فونکسیون روشنگری را تحریف کنند و یا ارزیابی دیگری از آن ارائه دهند، تا بلکه بتوانند به توجیه موضع تاریخی بی دورنمای خود نایل آیند ـ روندی که در قرن نوزدهم با پوزیتیویسم آغاز شد و در هیئت فلسفه حیات، هیستوریسم، نئوکانتیانیسم، نئوهگلیانیسم و غیره تا عصر حاضر ادامه دارد.

 

پوزیتیویسم و نئوپوزیتیویسم

 

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/11693

 

نئوکانتیانیسم

 

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/4474

 

نئوهگلیانیسم

 

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/4516

 

هیستوریسم

 

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/6348

 

 

فلسفه حیات 

 

۱

http://hadgarie.blogspot.de/2017/07/blog-post_19.html

 

۲

http://hadgarie.blogspot.de/2017/07/blog-post_34.html

 

۳

http://hadgarie.blogspot.de/2017/07/blog-post_37.html

 

۴

http://hadgarie.blogspot.de/2017/07/blog-post_89.html

 

پایان

ادامه دارد.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر