۱۴۰۵ اردیبهشت ۱۹, شنبه

خود آموز خود اندیشی (۱۴۲۸)

    

 
 شین میم شین

 

بوستان

باب چهارم

در (باب) تواضع

مقدمه

(دکتر حسین رزمجو، «بوستان سعدی»، ص ۹۷ ـ ۱۲۱)

مقدمه

بخش دوم

(ص ۹۷ ـ ۱۲۱)

ما به سوی آنچه دانش زمانه مان نموده، می رویم.
 

جوانی خردمند پاکیزه بوم

ز دریا برآمد به دربند روم

معنی تحت اللفظی:

جوان خردمندی که از سرزمینی پاکیزه بود در ساحل روم پیاده شد.
 

در او فضل دیدند و عقل و تمیز

نهادند رختش به جائی عزیز

معنی تحت اللفظی:

جوان علاوه بر خردمندی و پاکیزه بومی، صاحب فضل و عقل و تمیز بوده است.

به همین دلیل البسه اش را در جای عزیزی می گذارند.

در غیر اینصورت، ارزشمند نمی بود و رختش را نمی بایست جای عزیز بنهند.

  

سر صالحان گفت، روزی به مرد،

که خاشاک مسجد بیفشان ز گرد

معنی تحت اللفظی:

یکی از بزرگان جامعه به حریف گفت:

«از مسجد گردگیری کن.»

 

سر صالحان به جوان خردمند پاکیزه بوم اهل فضل و عقل و تمیز، یعنی به روشنفکر متعلق به اشراف بنده دار، فئودال و دربار فرمان گردگیری مسجد را صادر می کند.

صدور فرامینی از این قبیل نه تنها به لحاظ تقسیم اجتماعی کار نه فقط نادرست و نا معقول است، بلکه نوعی توهین به فرد تحصیلکرده و به معنی تحقیر و تخریب شخصیت او ست.

چنین کارهای بی رویه و انسان ستیز در جامعه طبقاتی رواج وسیع دارند.

اینجا صحبت از برترشمردن کار فکری به کار یدی نیست، بلکه صحبت از تخصص هر کس در رشته خاصی است.

انسان پیچ و مهره نیست که به دلخواه به کار رود.

انسان تبحر، تخصص، علایق، تجارب و کاردانی هائی دارد که تقسیم اجتماعی کار را امکان پذیر می سازد.

زن رختشوی صدها بار بهتر از پروفسور فلسفه می تواند رخت بشوید، ولی نمی تواند به تدریس فلسفه بپردازد.

گماشتن فیلسوف به کار رختشوئی بر خلاف منافع جامعه است و از بی خردی کسی حکایت خواهد کرد که به صدور چنین فرمانی اقدام کند.

 

ادامه دارد.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر