۱۴۰۵ اردیبهشت ۲۹, سه‌شنبه

خود آموز خود اندیشی (۱۴۳۸)

    

 
 شین میم شین

 

بوستان

باب چهارم

در (باب) تواضع

مقدمه

(دکتر حسین رزمجو، «بوستان سعدی»، ص ۹۷ ـ ۱۲۱)

مقدمه

بخش دوم

(ص ۹۷ ـ ۱۲۱)

ما به سوی آنچه دانش زمانه مان نموده، می رویم.
 

 همانطور که ذکرش گذشت،

دیوان سعدی و حافظ از شدت و حدت خودستائی آندو بارها منفجر شده است:

 

فکند زمزمه عشق، در حجاز و عراق

نوای بانگ غزل های حافظ از شیراز.

معنی تحت اللفظی:

نوای بانگ غزل های حافظ به انتشار زمزمه عشق در کشورهای منطقه منجر می شود.

 

خواجه در این بیت غزل هم به تجلیل از اشعار خود می پردازد.

یعنی

قید تواضع کذایی به مثابه یکی از سجایای اخلاقی نظامات برده داری و فئودالی را می زند.

 

غزل سرائی ناهید، صرفه ای نبرد

در آن مقام که حافظ برآورد آواز.

معنی تحت اللفظی:

وقتی سر و کله حافظ غزلسرا پیدا شود، کسی به ناهید غزلسرا (سیاره ای که مظهر هنر تلقی شده است) محل سگ هم نمی گذارد.

خواجه در این بیت غزل هم در خودشیقتگی و خودستایی سنگ تمام می گذارد.

زهره

 (ناهید)

در ادبیات (فارسی) اشاره به سیاره زهره است که نماد معشوق و عشق بازی یا رامشگری و خنیاگری است. 

گاه نیز زهره در طالع بینی، به معنی سعد اصغر است.

زهره، رامشگر آسمانها ستو

 زهره و مریخ در عربی 

معادل ناهید و بهرام در فارسی 

و

 ونوس و آدونیس یونانی، 

بر اساس متون افسانه ای

 نام دو عاشق و معشوق زمینی است که به آسمان رفته‌اند.

به باور قدما 

زهره به اتفاق دو فرشتهٔ تبعیدی بر زمین، 

یعنی هاروت و ماروت

 در شعر فارسی نشانهٔ اغواگری، فریبندگی و حتی جادوگری، عشرت‌طلبی بی‌حد، به‌همراه زیبایی و سحر و جادو هستند.

 چاه بابل محل زندان هاروت و ماروتبوده  است.

 شاعران ما لقب‌هایی چون ارغنون‌زن گردون، رودگر فلک، عروس ارغنون‌زن، بربط‌نواز، زنی بربط‌نواز و خلاصه خنیاگر و مطربهٔ فلک برای زهره قایل شده‌اند.

ادامه دارد.

 

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر