بوستان
باب چهارم
در (باب) تواضع
مقدمه
(دکتر حسین رزمجو، «بوستان سعدی»، ص ۹۷ ـ ۱۲۱)
مقدمه
بخش دوم
(ص ۹۷ ـ ۱۲۱)
جوانی خردمند پاکیزه بوم
ز دریا برآمد به دربند روم
معنی تحت اللفظی:
در او فضل دیدند و عقل و تمیز
نهادند رختش به جائی عزیز
معنی تحت اللفظی:
جوان علاوه بر خردمندی و پاکیزه بومی، صاحب فضل و عقل و تمیز بوده است.
به همین دلیل البسه اش را در جای عزیزی می گذارند.
در غیر اینصورت، ارزشمند نمی بود و رختش را نمی بایست جای عزیز بنهند.
سر صالحان گفت، روزی به مرد،
که خاشاک مسجد بیفشان ز گرد
معنی تحت اللفظی:
یکی از بزرگان جامعه به حریف گفت:
«از مسجد گردگیری کن.»
همان کاین سخن مرد رهرو شنید
برون رفت و بازش کس آنجا ندید
معنی تحت اللفظی:
مرد خردمند پاکیزه بوم با شنیدن فرمان سر صالحان، راهش را گرفت و رفت و از نظرها دور شد.
گرستن گرفت از سر صدق و سوز
که ای یار جانپرور دلفروز
نه گرد اندر آن بقعه دیدم نه خاک
من آلوده بودم در آن جای پاک
گرفتم قدم از حرم باز پس
که پاکیزه مسجد، به از خاک و خس
معنی تحت اللفظی:
مرد خردمند پاکیزه بوم با شنیدن سرزنش خادم شروع به گریه کرد و گفت که بقعه عاری از گرد و غبار بود و به سبب آلودگی خویش، لیاقت بودن در انجا را در خود نیافتم.
به همین دلیل آنجا را ترک کردم.
روشنفکر متواری از گردگیری برای رفع شر مجاور مسجد، یاوه بی پایه ای س هم بندی می کند و تحویلش می دهد:
مسجد از گرد و خاک بری بود و من آلوده بودم.
خوب اگر آلوده بودی، می توانستی خودت را تطهیرکنی و به جای فرار، به فرمانده صالح بگوئی که در مسجد از گرد و خاک خبری نیست.
سعدی مبلغ چنین تواضع بی محتوائی است.
سعدی خواهان تواضع رئال (واقعی)، رئالیستی (مبتنی بر واقع بینی) و راسیونالیستی (مبتنی بر خردگرایی) نیست.
سعدی و حافظ علیرغم تقبیح ریا و تظاهر و تزویر، کاری جز آموزش ریا و تظاهر و تزویر ندارند.
تواضع مورد نظر سعدی، تواضعی سطحی، صوری و فرمال و بی محتوا و آلوده به دروغ و ریا ست.
تواضع رئال (واقعی)، رئالیستی (مبتنی بر واقع بینی) و راسیونالیستی (مبتنی بر خردگرایی) از وقوف افراد به ناتوانی ها و نواقص و معایب خویش سرچشمه می گیرد.
با چنین تواضعی سعدی و حافظ و شعرا و فقهای تهی مغز پرمدعای معاصر بیگانه اند.
ادامه دارد.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر