۱۱
· کلیسای کاتولیکی رسمی از زمان اسکولاستیک تا عصر حاضر از رئالیسم همانند مردمک چشمش محافظت کرده است.
۱۲
· اگر چه مؤلفین تاریخ فلسفه عمدتا متفق القولند که شیوه استدلال رئالیستی ـ به قول پرانتل ـ کورکورانه است.
۱۳
· این واقعیت امر و حمله بیرحمانه طرفداران رئالیسم بر مخالفان خویش، از آن رو ست که استدلال رئالیستی برای بقای دگم های کلیسای کاتولیکی از اهمیت حیاتی ـ مماتی برخوردار است.
۱۴
· اگر کلیسای کاتولیکی در آموزه فلسفی خویش موضع رئالیسم را ترک کند، مضمحل خواهد شد.
۱۵
· دگم های اساسی کلیسای کاتولیکی (وجود خدا، تثلیث، سلسله مراتب ملائکه) عملا به لحاظ فلسفی فقط با استفاده از استدلالات رئالیستی می توانند «اثبات» شوند.
۱۶
· اگر فقط عام ـ در تحلیل نهائی ـ واقعی باشد، آنگاه می توان دگم های کلیسای کاتولیکی را به مثابه چیزهای واقعا موجود قلمداد کرد.
· دگم هایی که غیر قابل استخراج از منفرد (یعنی واقعیت عینی) اند و بدون استثناء، عام های ناملموس غیرقابل درک هستند،
۱۷
· این دگم ها ـ در مقایسه با چیزهای منفرد موجود ـ حتی از درجه واقعیت به مراتب بالاتری برخوردار می شوند.
۱۸
· زیرا آنها به مثابه عام محض و بی غل و غش (به معنای رئالیستی اش)، از واقعیت کامل، خالص و مطلق بهره مند می شوند.
۱۹
· بنابرین، پاسخ رئالیستی به مسئله مفاهیم عام (یونیورسال ها)، نه تنها پاسخی (راه حلی) قابل تصور به مسئله مرکزی و دشوار معرفتی ـ نظری، بلکه قبل از همه و در وهله اول، یک موضعگیری جهان بینانه حیاتی ـ مماتی برای کلیسای کاتولیکی بوده است که هدف و آماجش حفظ و تحکیم کلیسای کاتولیکی، به مثابه نهاد سیاسی، اجتماعی و ایدئولوژیکی مرکزی جامعه فئودالی بوده است.
۲۰
· به این دلیل است که فلسفه کاتولیکی معاصر، یعنی نئواسکولاستیک و به ویژه جریان اصلی آن، موسوم به نئوتومیسم به مثابه پاسدار کلیسای کاتولیکی رسمی، به پشتیبانی بی حد و حصر از رئالیسم می پردازد.
· مراجعه کنید به نئواسکولاستیک، تومیسم، نئوتومیسم در تارنمای دایرة المعارف روشنگری
نئواسکولاستیک
(اسکولاستیک نوین)
http://mimhadgarie.blogfa.com/post/4236
تومیسم
۱
http://mimhadgarie.blogfa.com/post/13605
۲
http://mimhadgarie.blogfa.com/post/13608
پایان
نئوتومیسم
http://mimhadgarie.blogfa.com/post/4344
ادامه دارد.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر