۱۴۰۴ آذر ۲۹, شنبه

درنگی در یاد داشتی از ولادیمیر‌ لنین راجع به روزا (۲)

 

وِلادیمیر ایلیچ اولیانوف

  ( ۱۸۷۰ – ۱۹۲۴) 

مشهور به ولادیمیر لِنین،

درنگی

از 

شین میم شین

لنین

  یادداشت‌های یک پوبلیسیست

 

  «روزا لوکزامبورگ

 در برخی مسائل اشتباه می‌کرد:

۱ 
در مسئلهٔ استقلال لهستان،

۲
در نظریهٔ انباشت سرمایه،

۳
و در سال ۱۹۱۸،

 در تحلیل  از بلشویسم.

لنین 

در این یاد داشت از اخنلافات نظری بین خود به مثابه رهبر حزب کمونیست روسیه و روزا به مثابه یکی از رهبران مهم حزب کمونیست آلمان پرده برمی دارد.

سؤال این است که این احتلافات نظری مشخصا از چه قرارند؟


اختلاف روزا لوکزامبورگ با لنین

(نقل از مطلبی از صمد وکیلی)


 در رابطه با مسایل مربوط به « حق ملل در تعیین سرنوشت خویش»، رابطه ی «حزب سیاسی با آزادی سیاسی» و ضرورت «نقش حزب سیاسی طبقه ی کارگر در هدایت نیروها و سازمانها و نهادهای توده ای و مبارزات انقلابی توده ها» ، چون شوراها ، کمیته های کارگری، سندیکاهها و...در جبهه ی انقلاب مطرح کرد.

روزا لوکزامبورگ به نهادهای توده ای طبقه ی کارگر، سندیکاها ، شوراها، کمیته های کارگری و غیره با خود گردانی و خلاقیت توده ها بها می داد.


اینکه چگونه توده ها در شرایط حاکمیت دیکتاتوری و یا حتی دموکراسی پارلمانتاریستی
به بررسی زنده از احزاب سیاسی، قدرت سیاسی، تاکتیک ها و استراتژی و ضرورت پیشرفت و یا عقب نشینی و... دست خواهند یافت، 

یکی از موضوعات بحث و انتقاد لنین با روزا لوکزامبورگ  و از روزا لوکزامبورگ بود.
همچنین روزا لوکزامبورگ در «نوشته ی انقلاب روسیه، » (۱۹۱۸)

 از تامین حفظ آزادی سیاسی برای هر جریان و تشکل دفاع می‌کرد!

پرسش این است که اگر کشور شوراها علیه فاشیسم در جنگ است، میتواند در پارلمان و نه نهاد های شورایی به فاشیستهای مهاجم، که هوادارای در کشور داشته باشند، صندلی بدهد؟

و یکی از پرسش های اصلی در درس آموزی از این تاریخ این است که چگونه طبقه ی پیشرو و آگاه کارگر، علیرغم ضرورت استفاده از ابزار های سرکوب دشمنان انقلاب، مانع از بازگشت مجدد ارتجاعی دیگر در لباسی دیگر خواهد شد!
با تصویب قوانین؟
حاکمان آن را به راحثی زیر پا خواهند گذاشت.
با حضور هر چه بیشتر کارگران و زحمتکشان آگاه در اداره و هدایت امور سیاسی، فرهنگی، اقتصادی، مدنی، نظامی و امنیتی؟


راه ممانعت از بازگشت به عقب چیست؟


حتی اگر طبقه ی حاکمه ی جدید ظرفیت تامین آزادی های سیاسی، بیان، اندیشه و... را به دست آورده و تامین کند؟


آیا اگر امروزه بخشی از طبقه ی حاکمه ی آلمان که در دهه ی ۶۰ حزب کمونیست- استالینیست آلمان را منحله اعلام کرد، چنانچه به دلایل خوف از از دست دادن دم.کراسی پارلماناریستی*

 حزب فاشیستی ا ف د، را منحله اعلام کند و این حزب را از دسترسی به نهاد های دولتی- نظامی- قضایی- فرهنگی- آموزشی- نظامی- أمنیتی -سیاسی محروم کند، 

ما باید به دفاع از حزب فاشیست خیز برداریم؟

لنین به ضرورت و اجتناب ناپذیری سرکوب و اعمال قهر اشاره می کند!

«در گذار از سرمایه داری به سوسیالیسم، 

سرکوب لازم است.

 اما این سرکوب علیه اقلیت استثمارگر به کار می رود، نه اکثریت زحمتکش.

(لنین، «دولت و انقلاب»)

از مضمون بحث های لنین می توان دریافت که در غیر اینصورت، هر لات و لمپنی در خیابان های شهر تالانگری خواهد کرد و انقلاب بدون اعمال قهر، حتی از مقابله با پشه ها نیز عاجز خواهد ماند.
لنین همچنین تاکید می‌کند 

که محدودیت های سیاسی «موقتی و ضروری» در روسیه،

 برای جامعه ی آلمان الزامی نیست، 

چرا که آلمان از شرایط عمومی اوبژکتیو و سوبژکتیو، فرهنگ پلورالیسم سیاسی ، تاریخ آزادی احزاب و فرهنگ عمومی 

 بالاتری نسبت به روسیه تزاری برخوردار بوده است.
 

روز لوکزامبورگ در مقاله ی «انقلاب روسیه» در سال ۱۹۱۸ می نویسد:
«آزادی برای هواداران حکومت، برای اعضای یک حزب، هر قدر هم زیاد باشند، آزادی نیست.

 آزادی همیشه آزادی برای آن کسی است که متفاوت می اندیشد. 

زیرا فقط در چنین آزادی است که همه ی چیزها زنده و ثمربخش پدید می اید »
«بدون انتخابات عمومی،

 آزادی نا محدود مطبوعات و آزادی بیان، زندگی عمومی در هر نهاد مردمی از بین می رود، و فقط یک دستگاه بوروکراتیک باقی می‌ماند ‌» 

(همانجا)


«اشتباهات در جنبش های انقلابی، اگر از سوی توده ها انجام شود، هزاران بار از اعمال درست دیکتاتوری بهتر است‌.» 

(نامه و نوشته های سیاسی- روزا لوکزامبورگ)

همچنین
روزا لوکزامبورگ 

تاکتیک های سازمانهای توده ای 

را 

بیشتر به خودگردانی این نهادها و خلاقیت توده‌ها حواله می دهد.
 

لنین

 این توده گرایی و منتظر توده ها ماندن را نقد می کند.

 

لنین

 با اینکه حزب سیاسی و پیشگام طبقه ی کارگر 

در انتظار خود گردانی و خلاقیت توده‌ها در تعیین تاکتیک های عاجل و سرعت تصمیم‌گیری های فوق العاده دشوار بماند، مخالفت می‌کند 

و 

شکست و زیر ضرب رفتن جنبش را در چنین شرایطی اجتناب‌ناپذیر می‌بیند 

و

 لنین

  در انتقاد بزرگی از کمونیستها ی آلمان نیز همین منطق او در رابطه با حزب منضبط و آهنین 

را

یکی از علل شکست جنبش شورا ها در آلمان ارزیابی می‌کند.


اینکه توده ها در جوامع دیکتاتور زده چه شانسی دارند، در انتخابات مجلس موسسان منافع تاریخی طبقاتی خویش را دریافته و رای به نمایندگان واقعی خویش بدهند،

در مقایسه با شوراهای در حال مبارزه برای کسب قدرت،
موضوع دیگر بحث شأن بوده است.
لنین به شورا ها رای می دهد
.

ادامه دارد.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر