۱۴۰۴ آبان ۹, جمعه

درنگی در مفهوم آزادی در قاموس اریش فروم (۷)

      

اریش فروم 

 (Erich Fromm) 

( ۱۹۰۰ – ۱۹۸۰)

م. معمار نژاد

درنگی

از

شین میم شین
 
خلاصه‌ای از دیدگاه‌های فروم درباره آزادی:
 
چرا نیاز به تأیید، آزادی را از بین می برد؟
 
فروم توضیح می دهد 
که
 انسانها از کودکی یاد می گیرند 
برای پذیرش و محبت، رفتارهای خاصی را انجام دهند.
 این نیاز طبیعی است
 اما زمانی خطرناک می شود 
که
 فرد تمام ارزش و هویت خود را در نگاه دیگران جستجو کند. 
 
در این حالت فرد به جای تصمیم گیری مستقل،
 مطابق با انتظارات دیگران عمل میکند.
 از ابراز عقاید و احساسات واقعی خود می ترسد.
 همیشه نگران است که دیگران درباره اش چه فکری می کنند.
 
این وابستگی به تأیید دیگران،
 نوعی بردگی روانی ایجاد می کند که در آن فرد به جای اینکه زندگی را بر اساس ارزشهای درونی خود بسازد،
 مطابق با استانداردهای جامعه، خانواده یا دوستانش رفتار می کند.
 
ما این فراز از دعاوی اریش فروم را نخست تجزیه و سپس تحلیل می کنیم:
 
۱
فروم توضیح می دهد 
که
 انسانها از کودکی یاد می گیرند 
برای پذیرش و محبت، رفتارهای خاصی را انجام دهند.
 
 محتوای این جمله اریش فروم این است
که
اتیک (اخلاق و رفتار و آداب و عرف و عادات) حاکم در هر جامعه که اتیک طبقه حاکمه است،
  از بدو کودکی به خورد اعضای جامعه داده می شود.

 این چه ربطی به آزادی (اختیار) دارد؟

حتی کریم گفته است که خلایق به دین ملوک شان می گروند.
ملوک
عالی ترین اعضا و نمایندگان طبقه حاکمه اند.
 
این جزو اصول تربیتی اعضای جامعه است و به اعضای جامعه دیکته و تحمیل می شود تا به عادت تبدیل شود و آب به آسیاب همیشه گردان طبقه حاکمه ریخته شود.
 مقبولیت و محبت در صورت رعایت اتیک حاکم، 
رشوه ای برای خام و خر کردن کودک است.
  
۲
 این نیاز طبیعی است
 
این نه نیازی ناتورال (طبیعی)، بلکه الزامی سوسیال (جامعتی) و طبقاتی است.
 پا شدن به پای هر نره خری، 
سلام دادن به هر رهگذری، 
تحمل تنبیه و تحقیر و توهین هر اوتوریته ای
 نه نیازی طبیعی، بلکه اجباری جامعتی است.
 
۳
 اما زمانی خطرناک می شود 
که
 فرد تمام ارزش و هویت خود را در نگاه دیگران جستجو کند.
 
پذیرش اتیک حاکم
مثل خیلی از پذیرش ها و تمکین ها
جبری است و نه اختیاری.
فرد 
مجبور به رقصیدن به ساز طبقه حاکمه می شود.
در غیر این صورت زندگی برایش تنگ و دشوار می گردد.
علیرغم آن
هر کس بسته به جایگاه طبقاتی اش
اتیک خاص خود را حفظ می کند.
یعنی
در بستر دیالک تیکی از اتیک رعیتی ـ پرولتری و اتیک فئودالی ـ بورژوایی زندگی می کند.
 
به محک دیگران زدن اتیک خود، نه به معنی  جست و جوی ارزش و هویت خود در دیگران، بلکه به معنی زندگی در داربست دیالک تیکی فوق الذکر است.
 
ادامه دارد.

خود آموز خود اندیشی (۱۳۲۴)

   

شین میم شین

بوستان

باب سوم

در عشق و مستی و شور

حکایت پانزدهم

(دکتر حسین رزمجو، «بوستان سعدی»، ص ۹۲ ـ ۹۳ )

ما به سوی آنچه دانش زمانه مان نموده، می رویم
 

سعدی و حافظ

 مست و لایعقل بر گور خرد پا می کوبند و از دیدن چیزهای نامرئی دم می زنند:

هرگز حضور حاضر غایب شنیده ای؟

من در میان جمع و دلم جای دیگر است

معنی تحت اللفظی:

من علیرغم حضور در میان جمع، دچار غیاب از جمعم.

برای اینکه فکرم جای دیگر است.

 ما با دیالک تیک حضور و غیاب سر و کار داریم.

 

ایراد معرفتی ـ نظری ـ فکری سعدی در این بیت شعر،

قاطی کردن سوبژکتیو با اوبژکتیو است:

حضور سعدی و هر فرد دیگر در جمع

چیزی اوبژکتیو است.

در حالیکه دلش و یا فکرش در جای دیگر بودن،

چیزی  سوبژکتیو است.

  

می توان گفت که حضور فیزیکی،

خود دیالک تیکی از مادی و فکری است.

 

ادامه دارد.

درنگی در چند و چون انعکاس در قاموس نظامی و کسرایی (۳)

 
 

درنگی

از

 شین میم شین

آینه گر نقش تو بنمود راست
خود شکن اینه شکستن خطاست
نظامی گنجوی
 

مخزن الاسرار

  داستان پادشاه ظالم با مرد راستگوی

 

۱

پادشهی بود رعیت‌شکن

وز سر حُجت شده حَجاج‌فن

معنی تحت اللفظی:

پادشاهی رعیت ستیز وجود داشت که یاد حجاج ابن یوسف را در خاطرها زنده می کرد.


حجاج 

دولتمردی بسیار توانا و با استعداد ولی ظالم، خشن و بسیار سختگیر بود. 

او که همواره به دل هم عصران خود ترس می‌انداخت، تبدیل به شخصیتی عمیقاً بحث‌برانگیز و موضوع دشمنی زیاد در میان نویسندگان بعدی طرفدار عباسیان شد که آزار و اذیت و اعدام‌های دسته جمعی را به او نسبت دادند.

۲

هرچه به تاریک شب از صبح زاد

بر در او درج شدی بامداد

معنی تحت اللفظی:

همه رخدادها که در جامعه در خفا صورت می گرفت،

به گوش او رسانده می شد.

۳

رفت یکی پیش ملِک صبحگاه

راز گشاینده‌تر از صبح و ماه

معنی تحت اللفظی:

خبرچینی خبره روزی نز د او رفت.

۴

از قمر اندوخته شب بازی‌یی

وز سحر آموخته غمازی‌یی

معنی تحت اللفظی:

خبر چین خبره

 افشاگری را از ماه و خبرچینی را از صبح 

 آموخته بود.

۵

گفت:

 « فلان پیر تو را در نهفت

خیره‌کُش و ظالم و خونریز گفت‌»

معنی تحت اللفظی:

خبرچین گفت که پیری تو را ستمگر و خونریز نامیده است.

گفت:

 « هم اکنون کنم او را هلاک »

نَطع بگسترد و بر او ریگ ریخت

دیو ز دیوانگی‌اش می‌گریخت

معنی تحت اللفظی:

پادشاه از شنیدن قضاوت پیر به خشم آمد و تصمیم به اعدام او گرفت و دستور تدارک اعدام او را صادر کرد.

 ادامه دارد. 

آلن بدیو کیست و خالد رسولپور در پی چیست؟ (۷)

آلن بدیو نویسنده کتاب راهنمای نازیبایی شناسی | ایران کتاب 

آلن بدیو

 (زادهٔ ۱۹۳۷)

درنگی 
از
 شین میم شین
 
‪Khaled Rasulpur‬‏
 
خالد رسول‌پور 
 
«آلن بدیو»
 بزرگ‌ترین فیلسوف زنده‌ی دنیا، 
می‌گوید 
که 
کمونیسم را نباید همچون یک «نظام» یا «دولت» یا «حزب» فهمید.
 
 او می‌گوید 
که 
کمونیسم یک «فرضیه‌ی تاریخی» است 
و 
همچون هر «فرضیه‌»ای، 
زنده و در حال آزمون است. 
شکست‌ها یا استحاله‌های کمونیسم در یک و نیم قرن گذشته 
را 
باید همچون دوره‌هایی نگریست 
که
 کمونیسم طی کرده، راه‌ها و شیوه‌هایی را آزموده و مسیرهایی را رفته، دستاوردهایی داشته و به دلایلی قابل تحقیق، از ادامه بازمانده،
 اما در آینده و شاید در همین لحظات، دوباره ظهور خواهد کرد. 
 
دلیل زنده‌بودن «فرضیه‌ی کمونیسم»، 
پرسش‌های اساسی آن است 
که 
انسان‌ها تا زمانی که ستم و تبعیض و بی‌عدالتی را حس کنند،
 آن‌ها را مطرح کرده و پاسخ خواهند خواست. 
 این پرسش‌ها 
شامل برابری، اشتراک منافع انسانی، رهایی از قید مناسبات مالکیت، رهایی از سلطه‌ی سرمایه و رفع تبعیض و استثمار هستند. 
 
تا زمانی که این مسائل برای انسان‌ها خواستنی و جستجوکردنی باشند، 
«فرضیه‌ی کمونیسم» نیز زنده و تپنده خواهد بود 
و
 در بزنگا‌ه‌هایی چون «کمون پاریس» و «انقلاب اکتبر» 
به میدان عمل و آزمون خواهد آمد و «رخداد» بازگشت‌ناپذیر را خلق خواهد کرد.
 

آدم ها که جز عوامفریبی کسب و کاری ندارند.
«آلن بدیو» بزرگ‌ترین فیلسوف زنده‌ی دنیا ست؟
فلسفه چیست و مشخصه اصلی فیلسوف چیست؟
فرضیه چیست؟
فرضیه تاریخی چیست؟


فرضیه = ادعایی که صحتش هنوز اثبات نشده است.
 

منظور از کمونیسم چیست؟


کمونیسم
هم می تواند
به معنی فرماسیونی اقتصادی باشد
و
هم می تواند
کمونیسم اوتوپیکی (تخیلی) اوون و فوریه و سن سیمون و غیره باشد
و
هم
می تواند کمونیسم علمی (مارکس و انگلس و لنین) باشد
یعنی مارکسیسم  ـ لنینیسم باشد

 

ادامه دارد.