۱۴۰۴ بهمن ۲, پنجشنبه

فرهنگ مفاهیم فلسفی (ر) روش انتخاب (روش تصمیمگیری) (۱)

 

 

پروفسور دکتر گئورگ کلاوس

برگردان

 شین میم شین
 

۱

·      روش انتخاب (روش تصمیمگیری) به روشی اطلاق می شود که در هر سیستم منطقی امکان تصمیمگیری راجع به اعتبار عام (معتبر العام بودن)، قابلیت اجرائی و تناقض مندی هر گویش این سیستم را طی چندین گام پدید می آورد.  

 

۲

·      در منطق حکمی چنین روشی وجود دارد.

 

۳

·      برای تصمیمگیری راجع به یک گویش می توان به تعیین ماتریس حقیقت راجع به آن اقدام کرد.

 

۴

·      اگر ستون متعلق به گویش کلی فقط ارزش حقیقت (حقیقی) را نشان دهد، آنگاه این گویش حقیقی حاوی اعتبار عام است.

 

۵

·      اگر در این ستون مبتنی بر ارزش حقیقت، فقط یک بار ظاهر شود، آنگاه این گویش منطقی قابل اجرا ست.

 

۶

·      اگر در این ستون در کلیه موارد ارزش حقیقت (باطل) ظاهر شود، آنگاه این گویش منطقی متناقض خواهد بود.

 

۷

مثال:

 

۱

·      اعتبار عام گویش منطقی زیر (p  و q دو حکم مختلفند و ^  به معنی نفی حکم مربوطه است) باید امتحان شود:

 

(p à  q) à (^q à ^P)

 

۲

·      اگر (w) برای حقیقت و (f) برای باطل به کار رود،  علاوه بر آن ماتریس حقیقت امپلیکاسیون مورد توجه قرار گیرد، اجرای روش تصمیمگیری به شرح زیر خواهد بود:

 

p

q

p à  q

^q à ^P

(p v --- q)

(p à  q) à (^q à ^P)

w

w

w

w

w

w

w

f

f

f

w

w

f

w

w

w

f

w

f

f

w

w

w

w

 

۳

·      چون در آخرین ستون همواره ارزش حقیقت (w) یعنی صحیح ظاهر شده است، یعنی برای ترکیبات مختلف (w) و (f) در باره احکام (p) و (q) برای پیوند حکمی همواره ارزش حقیقت عرضه شده باشد، در آن صورت، این پیوند حکمی که قانون کنتراپوزیسیون نیز نامیده می شود، حاوی اعتبار عام خواهد بود.

 

۸

·      در منطق حکمی روش های تصمیمگیری مختلفی وجود دارند تا بتوان به طور مکانیکی در چندین گام اعتبار عام، قابلیت اجرائی و تناقض هر گویش منطقی ـ حکمی را تعیین کرد.

 

۹

·      تصمیمگیری راجع به هر گویش منطقی ـ حکمی را می توان نه فقط از طریق ماتریس حقیقت، بلکه همچنین به کمک فرم عادی کونیونکتیوی و یا آلترناتیوی انجام داد.

 

ادامه دارد.

خود آموز خود اندیشی (۱۳۶۵)

  

 شین میم شین

 

بوستان

باب سوم

در عشق و مستی و شور

حکایت هفدهم

(دکتر حسین رزمجو، «بوستان سعدی»، ص ۹۵ )

ما به سوی آنچه دانش زمانه مان نموده، می رویم
 

مرا چند گوئی، که در خورد خویش

حریفی به دست آر، همدرد خویش

معنی تحت اللفظی:

بیهوده به من مگو که عاشق کسی از امثال خود باش.

 

سعدی

در این بیت شعر،

 از قول پروانه، روشنگر آگاه و خردمند و انقلابی را به پرخاش می بندد.

رهنمودی که ناصح به پروانه می دهد، اتکاء به خرد خویش، خود شناسی و درک پایگاه و جایگاه اجتماعی و منافع فردی و طبقاتی خویش بوده است.

با شناخت خود و پایگاه طبقاتی خود می توان به شناخت همدردان خود و به کشف متحدان و دشمنان طبقاتی خود نایل آمد.

استقلال عمل و اندیشه و خودمختاری انسانی با شناخت خود و پایگاه طبقاتی خود آغاز می شود.

پروانه (بنده و غلام و نوکر و کلفت) هنوز به خود شناسی نرسیده است.

 هنوز به منافع طبقاتی خود واقف نیست.

هنوز نمی تواند دوست و دشمن را از هم تمیز دهد، به قول آموزگار تئوری رهائی، هنوز وجود برای خود  ندارد.

فرق نوکر با پرولتر همین است.

نوکر برعکس پرولتر، فرقی میان منافع ارباب خود و منافع طبقاتی خود نمی گذارد.

نوکر فقط وجود «در خود» دارد، نه وجود «برای خود».

 

ادامه دارد.

درنگی در دعاوی محمد ناطقی (۶)


 
درنگی 
از 
شین میم شین 
 
۳
 عقل، علم و اخلاق چیستند؟
 
محمد ناطقی
عقل: 
توان داوری، سنجش، استدلال و نقد؛ 
نه جوهر قدسی، نه صرف تجربهٔ حسی.

از این حرف محمد ناطقی معلوم می شود که او عقل را به طرز سوبژکتیو (دلبخواهی) «تعریف» می کند و نه به طرز اوبژکتیو (عینی و علمی و تجربی.)

عقل به نظر او 

یعنی توان قضاوت و سنجش و اقامه دلیل و انتقاد. 

بدین طریق

منحصر به فردیت مفاهیم منکر و مختل می شود.

یعنی 

در مفهوم عقل

توان قضاوت و سنجش و استدلال و انتقاد  تجرید می یابند.

به همان سان که در مفهوم درخت، 

سرو و صنوبر و سپیدار و غیره تجرید می یابند.

برای درک تفاوت و علمیت و اعتبار تجرید توان قضاوت و سنجش و استدلال و انتقاد در مفهوم عقل توسط محمد ناطقی با تجرید سرو و صنوبر و سپیدار و غیره در مفهوم درخت

باید گفت که تجرید به شرطی تجرید است که قابل تعمیم باشد.

مثلا

با شنیدن مفهوم درخت، شنونده به طور خود به خودی به یاد درختان مشخص (سرو و صنوبر و سپیدار و غیره) می افتد.

در حالیکه با شنیدن مفهوم عقل، نمی توان به یاد توان قضاوت و سنجش و استدلال و انتقاد افتاد.

این طرز تحریف مفاهیم از دیرباز رواج دارد و به هرج و مرج (آنارشی، خر تو خر) مفهومی منجر شده است.

مثلا

کسی نمی داند که معنی دل چیست.

هر چیزی که خلایق خواسته اند، در مفهوم کذایی دل تجرید کرده اند:

از قلب تا مخزن عشق و خویشتن و مخاطب خویش و غیره استفاده شده است.

ای دل، ار سیل فنا بنیان هستی بر کند.

حافظ

منظور حافظ از دل در این مصراع شعر چیست؟

دل می رود ز دستم صاحبدلان خدا را.
حافظ


منظور حافظ از دل در این مصراع شعر نمی تواند همان منظور او در مصراع قبلی باشد.

دل و دینم شد و دلبر به ملامت برخاست.

حافظ
منظور حافظ از دل در این مصراع شعر هم نمی تواند همان منظور او در مصراع های فوق الذکر قبلی باشد.

با شنیدن مفهوم دل نیز شنونده به طور اوتوماتیک (خود به خودی) به یاد این چیزها نمی افتد.

همانطور که ذکرش گذشت، 

عقلی را باید در دیالک تیک حسی و عقلی دید و نقش تعیین کننده در این دیالک تیک از آن حسی است.

شناخت حسی

فقط به درد شناخت  چیزهای مشخص می خورد.

جانوران از حشره تا حیوان هم با شناخت حسی قادر به شناخت محیط پیرامون خویش می شوند.

با ارگان های حسی مثلا حواس پنجگانه  فقط شناخت حسی چیزهای مشخص و عینی میسر می شود.

اما برای شناخت چیزهای مجرد (انتزاعی)  مثلا مفاهیم و احکام (خدا، فرشتگان، ...)

به شناخت عقلی (راسیونال) نیاز مبرم است.

به همین دلیل

بت پرستان

 (یعنی افراد متکی بر شناخت حسی و بی بهره از شناخت عقلی) 

در قرآن اهل جهل قلمداد می شوند.


ادامه دارد.

۱۴۰۴ بهمن ۱, چهارشنبه

فرهنگ مفاهیم فلسفی (ر) روبنا (۳) (بخش آخر)


 

پروفسور دکتر ولفگانگ پطر ایشهورن

برگردان

 شین میم شین

 

 

۲۴

·    هرنوعی از تضعیف نقش اکتیو (فعال) و پیشبرنده روبنای سوسیالیستی و هر اختلالی در عمل مشترک عناصر مختلف روبنای سوسیالیستی تأثیر زیانباری بر نظام جامعتی سوسیالیستی اعمال خواهد کرد.

 

۲۳

·    همانطور که تجارب ساختمان سوسیالیسم، به ویژه در سال های اخیر اثبات کرده اند، خرابکاری های ایدئولوژیکی عمده امپریالیستی به قصد نابودی نظام سوسیالیستی، عمدتا از این طریق بوده اند.

 

۲۴

·    از این رو تحکیم و تقویت کل سیستم روبنای سوسیالیستی و زیرسیستم ها و فونکسیون های آن از اهمیت نظری و عملی شایانی برخوردار است.

 

وظایف بنیادی در رابطه با روبنا

 

·    وظایف بنیادی زیر از اهمیت چشمگیری برخوردار بوده اند:

 

۱

·    توسعه کلیه عناصر روبنائی و تکمیل عمل مشترک بی خلل آنها، به قصد تضمین نقش رهبری طبقه کارگر و اتحاد استوار توده های مردم حول طبقه کارگر.

 

۲

·    تقویت سیستماتیک نقش راهنما و هدایتگر حزب مارکسیستی ـ لنینیستی طبقه کارگر که یکی از گشتاورهای اصلی روبنای سوسیالیستی محسوب می شود.

 

۳

·    تحکیم مداوم دموکراسی سوسیالیستی بر طبق اصول سانترالیسم دموکراتیک، یعنی تحکیم و تصحیح رهبریت مرکزی دولتی روند اصلی جامعتی و پیوند درست آن با کردوکار رهبریت خود کفای کارخانجات خلقی، کارخانجات منفرد و کارحانجات مناطق و با ابتکارات توده ای زحمتکشان.

 ۴

·    نفوذ دادن ایدئولوژی سوسیالیستی در کلیه عرصه های زندگی جامعه، به ویژه در کردوکار رهبری، در سیستم آموزشی ـ پرورشی و در فرهنگ سوسیالیستی.

 

۵

·    استفاده از کلیه وسایل ارتباط جمعی (رسانه های گروهی) و نظرسازی در راستای این اهداف.

 

۶

·    مبارزه بر ضد کلیه واریانت های ایدئولوژی بورژوائی.

 

·    مراجعه کنید به زیربنا و روبنا.

 

 

زیربنا و روبنا

 

۱

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/8975

 

۲

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/8980

 

۳

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/8986

 

پایان