۱۴۰۵ خرداد ۲۴, یکشنبه

درنگی در بینش و جهان بینی پروفسور جیانگ سنه کین (بخش اول)

 

جیانگ سنه گین

(Jiang Xueqin)

(۱۹۷۶)

معروف به پروفسور جیانگ

کانادایی ـ چینی

نویسنده و مدرس در پکن (چین)

 مبلغ بازی ـ تئوری
 (Game Theory)
 (Spieltheorie)

درنگی

از

شین میم شین

 

۱

https://hadgarie.blogspot.com/2026/03/blog-post_9.html

 

https://mimhadgarie.blogfa.com/post/17484

 

۲

https://mimhadgarie.blogfa.com/post/17492

 

۳

https://mimhadgarie.blogfa.com/post/17496

 

۴

https://mimhadgarie.blogfa.com/post/17500

 

۵

https://mimhadgarie.blogfa.com/post/17502

 

۶

https://mimhadgarie.blogfa.com/post/17687

 

۷

https://mimhadgarie.blogfa.com/post/17692

 

۸

https://mimhadgarie.blogfa.com/post/17702

 

۹

https://mimhadgarie.blogfa.com/post/17707

 

۱۰

https://mimhadgarie.blogfa.com/post/17727

 

۱۱

https://mimhadgarie.blogfa.com/post/17735

 

۱۲

https://mimhadgarie.blogfa.com/post/17760

 

۱۳

https://mimhadgarie.blogfa.com/post/17782

 

پایان

 

فرهنگ مفاهیم سیاسی (ط) طرح مارشال

نشان بزرگ ایالات متحده

هیئت تحریریه کلکتیو

برگردان

شین میم شین

 

۱

·    طرح مارشال به برنامه گسترش سیاسی و اقتصادی امپریالیسم امریکا پس از جنگ جهانی دوم ، تحت عنوان برنامه بازسازی اروپا اطلاق می شود.

·    ای آر پی (یوروپین ری کاوری پروگرام)

 

۲

 

ژنرال جورج سی. مارشال پنجاهمین وزیر امور خارجهٔ ایالات متحده آمریکا

·    طرح مارشال از سوی وزیر امور خارجه ایالات متحده امریکا س. س. مارشال در ۵ ماه ژوئن سال ۱۹۴۷ اعلام می شود و به نام او نامیده می شود.

 

۳

·    طرح مارشال هسته مرکزی سیاست تجاوزگرانه امپریالیسم امریکا در اروپا پس از جنگ جهانی دوم بوده است.

 

۴

·    طرح مارشال قرار بود که با سوء استفاده از مشکلات سیاسی و اقتصادی حاصله از جنگ جهانی دوم در بخشی از کشورهای اروپایی به برقراری سلطه امپریالیسم امریکا کمک کند.

 

۵

·    آماج واقعی طرح مارشال عقب راندن نیروهای سیاسی ترقی طلب در کشورهای اروپای غربی و قبل از همه تشکیل شرایط سیاسی و اقتصادی برای تشکیل بلوک نظامی بر ضد اتحاد شوروی و متحدانش در کشورهای اروپای غربی ود.

 

۶

·    طرح مارشال سهم مهمی در رستاوراسیون (احیای) قدرت امپریالیسم در آلمان غربی  و عضویت بخشیدن بدان در ناتو (پیمان نظامی آتلانتیک شمالی) داشته است.

·    مراجعه کنید به ناتو (پیمان نظامی آتلانتیک شمالی)

 

پایان

 

انتقاداتی از هانا آرندت (۱۷)

http://www.bodo-gassmann.de/bilder/BodoPassWeb.jpg

  بودو گاسمن

 انتقاداتی از هانا آرندت

مشخصیت کاذب فنومنولوژیکی و نیهلیسم اخلاقی

گاربزن

سال ۲۰۲۰

نشر انجمن دیالک تیک

(انجمن پیشبرد تقکر دیالک تیکی)

(Hertzstrasse 39

30827 Garbsen)

Erinnyen

Zeitschrift für materialistische Ethik

برگردان

شین میم شین

 

استفاده هانا آرندت از مفهوم «ایده ئولوژی» به نیت تئوری ستیزی  

 

۱

ایده ئولوژی

در ورای مفهوم نیز که به تجزیه و تحلیل مارکس از سرمایه برمی گردد، به معنی شعور کاذب تعریف می شود.

(مراجعه کنید به کونه: «مفهوم ایده ئولوژی»)

 

(این تصور را چپ های هپیلی هپوی ایرانی هم برای تخطئه خرکی ایده ئولوژی تبلیغ کرده اند و ترویج می دهند.

مترجم)

 

۲

هانا آرندت که برای حقیقت عینی تره حتی خرد نمی کند، در صورت پیگیری جامعه ـ تئوری، دیگر نمی تواند مفهوم ایده ئولوژی به مثابه شعور کاذب را داشته باشد.

(وایس فلوگ، همانجا. ص ۱۰۵)

 

۳

«تفکر بی پشتوانه» که مبتنی بر «دانش تجربی زنده» است (همانجا. ص ۱۰۴) و پلورالیسم و قطع رابطه با سنت، استفاده از مفهوم عام حقیقت  و همراه با آن، استفاده از ایده ئولوژی به مثابه شعور کاذب را مجاز نمی دارد.

 

۴

هانا آرندت اما علیرغم آن، قبل از همه در کتابش تحت عنوان «توتالیتاریسم» نه فقط از مفهوم ایده ئولوژی استفاده می کند، بلکه ایده ئولوژی برای هانا آرندت به معنی کل تفکر است.

تفکری که «فرار از دانش تجربی» را، دانش تجربی به طور فنومنولوژیکی تقلیل یافته او را نمودار می سازد.

 

۵

بدین طریق در قاموس هانا آرندت هر جامعه ـ تئوری (و هر فلسفیدن) ایده ئولوژی است.

 

۶

«تقکر ایده ئولوژیکی  با آنچه که واقعا (بر طبق فاکت ها)  صورت می گیرد، بدین طریق به حفظ اعتبار خود نایل می آید، که از یک پره میس مقبول افتاده، اکنون به استقرای همه چیز می پردازد و به صحت مطلق می رسد.»

(هانا آرندت، حاکمیت توتال، جلد ۳، ص ۲۵۳)

 

(مثالی برای استقراء:

خیابان تر و مرطوب است.

پس باران باریده است.

مترجم)

 

۷

این مفهوم ایده ئولوژی هانا آرندت

به ویژه بر ضد تئوری مارکسی نشانه رفته است.

 

۸

 مارکس پشت سر پدیده ها (فنومن ها، نمودها) مکانیسم ها را باز می شناسد.

مکانیسم هایی که مسلط بر جامعه اند، به عوض اینکه جامعه شیوه زندگی اش را خودمختارانه تعیین کند.

 

(برای آشنایی با مفهوم ایده ئولوژی در قاموس هانا آرندت

مراجعه کنید به حاکمیت توتال، جلد ۳، ص ۲۳۳ و به ویژه، ص ۲۵۱)

 

۹

هانا آرندت

برداشت جامعه شناسی دانش منهایم و برداشت مبتنی بر عاری از ارزش بودن ماکس وبر را هم که به نظرشان کلیه تئوری ها ایده ئولوژی اند، رد می کند.

 دلیل منهایم و ماکس وبر این است که هر تئوری در متن جامعتی خاصی پدید آمده است.

 

جامعه شناسی دانش

 

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/14093

 

پایان

 

۱۰

دلیل هانا آرندت این است که معاییر (معیارهای) ارزیابی هم از واقعیت قابل شناخت تجربی حاصل می آیند.

به همین دلیل نمی توان ایده ئولوژی را خنثی و بیطرف محسوب داشت.

ایده ئولوژی

 

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/8178

 

ادامه دارد.

۱۴۰۵ خرداد ۲۳, شنبه

قرآن کریم از دیدی دیگر (سوره الأعراف ) (۵۵۶)

صفحه ای از نور(دانلود متن، ترجمه، صوت)/ صفحه 151(سوره اعراف، آیات 1 الی 11)  - استاد منشاوی | ضیاءالصالحین


ویرایش و تحلیل

از

فریدون ابراهیمی  
 

كسانى كه پرهيزگارى مى‌كنند چون از شيطان وسوسه‌اى به آنها برسد، خدا را ياد مى‌كنند، و در دم بصيرت يابند.

معنی تحت اللقظی:

یاد کردن از خدا در مقابله با شیطان، 

همان

و

کسب بصیرت،

همان.


بصیرت

یعنی  بیناییِ دل، آگاهی عمیق و قدرت تشخیص حقیقت از باطل.

اکنون به سؤالات مطروحه در بخش پیشین راجع به این آیه کریم جواب می دهیم:

۱

منظور از ابلیس چیست که کسب و کارش وسوسه و گمراه سازی بشر است؟

ابلیس (شیطان) ترجمه اهریمن  به عربی است و الله ترجمه اهورا.
می توان گفت که دیالک تیک اهورا و اهریمن زرتشت
به صورت دیالک تیک الله و ابلیس در اسلام بسط و تعمیم داده شده است.

البته تفاوت اهورا با الله از زمین تا آسمان است:
اهورا 
اوتوریته ناب و خالص و بی غب و غشی است:
مظهر خیر (نیکی) و راستی مطلق است.

الله
اما 
بر خلاف اهورا
خصلت عمیقا دیالک تیکی دارد:
دیالک تیکی از خیر و شر، مهر و قهر، نیکی و بدی، رحمان و رحیم است.
الله
همه صفات نیک و بد و مثبت و منفی اشراف برده دار و روحانی را دارد.

دلیل این تفاوت الله با اهورا
تفاوت ماهوی و طبقاتی اسلام  با زرتشت است.
اسلام 
ایده ئولوژی فرماسیون اقتصادی برده داری و طبقه اشراف برده دار و روحانی (آل عبا) است.
الله
انعکاس انتراعی ـ آسمانی طبقه حاکمه برده دار است.
عکس (الله) منطبق با اصل (طبقه حاکمه برده دار و روحانی) است.
 
زرتشتیسم و اهورا را باید مستقلا و مفصلا مورد تجزیه و تحلیل مارکسیستی قرار داد.

الله 
بر خلاف اهورا
مظهر نیکی و راستی و غیره مطلق نیست:
الله
صادق ترین صادق ها، راستگوترین راستگوها و کذاب ترین کذاب ها و سردسته دروغگوها ست.
 
روی الله به همان اندازه می توان حساب کرد که روی اشراف برده دار و روحانی.
 
سعدی
تحلیل تحسین بر انگیزی از خوانین و سلاطین  برده دار و فئودال (و امروزه بورژواری) دارد که دال بر خریت و خردستیزی آنها ست:
 
گلستان
حکما گفته‌اند:
 از تلوّنِ طبعِ پادشاهان بر حذر باید بودن که وقتی به سلامی برنجند و دیگر وقت به دشنامی خلعت دهند و آورده‌اند که ظرافتِ بسیار کردن هنرِ ندیمان است و عیبِ حکیمان.

تو بر سرِ قدرِ خویشتن باش و وقار

بازیّ و ظرافت به ندیمان بگذار

معنی تحت اللفظی:
سلاطین می توانند 
به  سلامی گردن بزنند
و
به دشنامی خلعت ببخشند.

 مثال دیگری در این رابطه از بوستان سعدی:

 

یکی حلقه کعبه دارد به دست

یکی در خراباتی افتاده مست

 

گر آن را بخواند، که نگذاردش؟

ور این را براند، که باز آردش؟


معنی تحت اللفظی:
خدا می تواند مست لایعقل (گناهکار) را به بهشت ببرد و متقی مؤمن (ثوابکار) را به دوزخ.
 
ادامه دارد.