پروفسور دکترمانفرد بور
برگردان
شین
میم شین
۸
· در پیش گرفتن رلاتیویسم به مثابه شالوده معرفتی ـ نظری، به معنی محکوم کردن ناگزیر خویش به انحرافات زیر است:
الف
· اسکپ تیسیسم (تردیدگرایی) مطلق
· مراجعه کنید به اسکپتیسیسم (تردیدگرایی)
اسکپتیسیسم
(تردیدگرائی، شک گرایی) و نئواسکپتیسیسم
http://mimhadgarie.blogfa.com/post/8317
ب
· به اگنوستیسیسم
اگنوستیسیسم
(ندانمگرایی)
۱
http://mimhadgarie.blogfa.com/post/8837
۲
http://mimhadgarie.blogfa.com/post/8842
پایان
پ
· به سوفیسم
(مشخصه سوفیسم
(البته نه به مثابه یک مکتب یکپارچه)
عبارت است از داشتن گرایشات اسکپتیکی و رلاتیویستی کم و بیش شدید.
مترجم)
· مراجعه کنید به سوفیسم
ت
· به سوبژکتیویسم (ذهنگرائی)
· مراجعه کنید به سوبژکتتیویسم
سوبژکتیویسم
http://mimhadgarie.blogfa.com/post/7219
http://mimhadgarie.blogfa.com/post/7218
۹
· در پیش گرفتن رلاتیویسم به مثابه شالوده معرفتی ـ نظری به معانی زیر است:
الف
· به معنی به رسمیت شناختن نسبی بودن شناخت بشری است.
ب
· به معنی انکار وجود هر گونه معیار و ملاک عینی و مستقل از انسان است، که شناخت نسبی انسانی بدان نزدیک و نزدیکتر می شود.
۱۰
· به قول لنین، «همان طور که هگل اشاره می کند، دیالک تیک گشتاورهائی از رلاتیویسم، نفی و اسکپتیسیسم را در خود دارد.
· اما خود را به درجه رلاتیویسم تنزل نمی دهد.
۱۱
· ماتریالیسم دیالک تیکی مارکس و انگلس نیز بیشک گشتاوری از رلاتیویسم را در خود دارد، ولی خود را به درجه رلاتیویسم تنزل نمی دهد:
الف
· ماتریالیسم دیالک تیکی نسبی بودن شناخت بشری را می پذیرد.
ب
· این اما نه به معنی انکار حقیقت عینی، بلکه به معنی اشتراط (مشروطیت) تاریخی حد و مرز نزدیکی شناخت بشری به این حقیقت عینی است.»
· (ولادیمیر لنین، «مجموعه آثار»، جلد ۱۴، فصل دوم، ص ۵)
۱۲
· رلاتیویسم اخلاقی هنجارهای عام و ارزش های اخلاقی را مطرود می شمارد.
۱۳
· رلاتیویسم ـ به لحاظ تاریخی ـ محصول دوران های شکست و سقوط توسعه اجتماعی و علمی است.
۱۴
· رلاتیویسم گشتاوری از ایدئولوژی هائی است که عمرشان از نظر تاریخی به پایان رسیده است.
۱۵
· فلسفه بورژوائی معاصر ـ به ویژه جریانات فلسفی بورژوائی معاصر زیر ـ تحت نفوذ شدید درونمایه های رلاتیویستی اند:
الف
· پوزیتیویسم
ب
· امپیریوکریتیسیسم
پ
· پراگماتیسم
ت
· اگزیستانسیالیسم.
پایان
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر