۱۴۰۴ آبان ۱۲, دوشنبه

درنگی در کنفوسیوس و جهان بینی او (۱۸)

  

 
نام هنگام تولد
 کوین شاه
(۵۵۱ قبل از میلاد ـ  ۴۷۹ قبل از میلاد)
(عمر: ۷۱–۷۲ سال)
 
درنگی 
از
شین میم شین 

کنفوسیوس 
اگر دانش يك مرد براي موفقيت كافي باشد،
 ولي تقواي او كافي نباشد، هر چه را كه او ممكن است، بدست آورد،
 دوباره از دست خواهد داد.
 
این ادعای کنفوسیوس مملو از عیب و ایراد است:
 
اولا
علم
به تنهایی
وجود ندارد.
 
علم در دیالک تیک علم و عمل وجود دارد
و
تعیین کننده
در این دیالک تیک،
 عمل است.
 
سعدی هم گفته است:
به عمل کار بر آید، به سخندانی (دانش) نیست.
 
عمل
هم
زادگاه علم است 
و
هم
محک تعیین صحت و سقم علم.

حافظ هم گفته است:
خوش بود گر محک تجربه آید به میان
تا سیه روی شود، هر چه در آن غش باشد.
 
پدر تجربه، ای دل، تویی
آخر ز چه روی
طمع مهر و وفا از پسران می داری.
 
دانش 
در حقیقت
دانش تجربی است و نه دانش لدنی و الهامی و غیره.
 
ما
با دیالک تیک تجربه (عمل)  و دانش تجربی (تئوری، نظر، اندیشه) سر و کار داریم.

دانش بشری
چیزی جز نتیجه کار فکری بر روی سیگنال های حسی و تجارب مادی نیست.
اگر تبر بر تنه درختی نکوبی و سیگنال های حسی را به مغز نفرستی، 
دانش لازم راجع به پوکی و سفتی و خشکی و تری درخت
کسب نمی شود.

ثانیا
علم و دانش
برای موفقیت کافی نیست.
علم و دانش
به شرطی  منجر به موفقیت می شود که جامه عمل بپوشد.
یعنی مادیت یابد.
 
مثال:
با علم به اینکه آب در صد درجه سانتیگراد به جوش می آید، 
نمی توان چای درست کرد.
برای تهیه چای
باید
به این دانش جامه عمل بپوشانی.
یعنی
هیزم و کبریت و اجاق و کتری و آب و غیره مهیا کنی و آتش به پا کنی.
 
تقوا و پاک دامنی و پارسایی
چیزی اخلاقی ـاعتقادی است
و
ربطی به حفظ و حذف موفقیت حاصله ندارد.

اتفقا
قضیه بر عکس است.
۹۹ در صد میلیاردرها
لات و لومپن و لاشخور و دامن آلوده اند.
پارسایان
چه بسا
محتاج آب و نان شب اند.

ثالثا
خصلت و ساختار همه چیز هستی
دیالک تیکی است:
به دست آوردن چیزی 
در دیالک تیک به دست آوردن و از دست دادن وجود دارد.

بنا بر ضرب المثلی آلمانی:
پول مثل اخ است که باید دفع شود و نه حفظ.
دست خود بشر هم نیست.
 
ای بسا کسا که برای عتیقه ای به دردنخور
چند میلیون دلار خرج می کند.
 
ادامه دارد.
 

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر