کسی گفت پروانه را، کای حقیر:
«برو دوستی در خور خویش گیر
رهی رو، که بینی طریق رجا
حریفی به پروانه گفت:
«برو دوستی پیدا کن که در خور تو باشد.
راهی را در پیش بگیر که امید رسیدن به جایی را داشته باشی.
عشق پروانه به شمع حیرت انگیز است.»
سعدی
در غزلیاتش نیز همین دیالک تیک را به همین شکل بسط و تعمیم می دهد:
از در صلح آمده ای یا خلاف؟
با قدم خوف روم یا رجاء؟
معنی تحت اللفظی:
بیم و امید من بسته به این است
که تو سودای صلح با من در سر داری و یا سودای جنگ.
سعدی
در این بیت شعر،
دیالک تیک جنگ و صلح را به شکل دیالک تیک خلاف و صلح و دیالک تیک بیم و امید را به شکل دیالک تیک خوف و رجا بسط و تعمیم می دهد.
دوستی باید بر شالوده ای عینی ـ واقعی استوار باشد.
تنها رابطه ای که می تواند میان پروانه و شمع برقرار گردد، رابطه مبتنی بر خصومت است و بس.
این حقیقتی است، که صحتش در کوره پراتیک هزاران بار اثبات شده است
و
برتر و مطمئن تر از پراتیک (تجربه، آزمون و آزمایش) محک و معیاری وجود ندارد.
ادامه دارد.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر