۱۴۰۴ دی ۳, چهارشنبه

درنگی در یاد داشتی از ولادیمیر‌ لنین راجع به روزا (۴)

 

وِلادیمیر ایلیچ اولیانوف

  ( ۱۸۷۰ – ۱۹۲۴) 

مشهور به ولادیمیر لِنین،

درنگی

از 

شین میم شین

لنین

  یادداشت‌های یک پوبلیسیست

 


موضوع دیگر 

مسئله ملی و حق ملل در سرنوشت خویش ( تا حد جدایی)

 در امپراتوری های چندملیتی بزرگی چون روسیه ی تزاری ، اتریش - مجارستان، عثمانی و.. بود.

روزا لوکزامبورگ معتقد بود 

که در دوران سرمایه داری پیشرفته، 

شعار «حق ملل در تعیین سرنوشت»

 دیگر واقع گرایانه و با مترقی نیست! 

بورژوازی دیگر نقش انقلابی گذشته را ندارد و جنبش های ملی بیشتر ابزار سرمایه داری اند! 

تاکید بر «حق ملل» پرولتاریا را تکه تکه می کند

و 

مبارزه بین‌المللی طبقه ی کارگر را ضعیف می‌کند. 

از نظر او حتی استقلال سیاسی لهستان از روسیه بی فایده است ؛ 

چون سرمایه داری روسی و لهستانی بهم آمیخته اند. 

تنها انقلاب سوسیالیستی کل منطقه می تواند رهایی واقعی بیاورد.

لنین در پاسخ می‌گفت:
« نمی توان از آزادی سخن گفت و در عین حال از آزادی برای جدایی ملت های ستمدیده از ملت ستمگر سخن نگفت. 

کسی که به طور کلی از «ازادی» دم می زند ولی از حق ملت ها برای تعیین سرنوشت خویش چشم بپوشد، در واقع شوونیست است‌.»


مخالفت با حق دموکراتیک
«حق ملل در تعیین سرنوشت خویش»
امروزه نیز توسط بسیاری از جریانات و فعالان سیاسی چپ ایرانی انکار و به حق «حق شهروندی تنزل داده می شود،
که به هیچوجه رفع ستم ملی را در سرزمینی که انواع ستم ها و شناعات قرون وسطایی حاکم است
منعکس نمی کند و از میان نخواهد برد.

 

پایان

ادامه دارد.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر