۱۴۰۴ آذر ۲۷, پنجشنبه

درنگی در نثر شعر گونه ای از محمّدعلی سپانلو (۹) (بخش آخر)


  محمّدعلی سپانلو 

 (۱۳۱۹ –  ۱۳۹۴)

 شاعر، روزنامه‌نگار، منتقد ادبی، مترجم و آنتولوژیستِ

درنگی
از
شین میم شین
 
ترفند شاملو در این شعر بر شمردن مکانیکی و دلبخواهی مفاهیم تصادفی است تا بگوید:
بیرون کش از نیام
از زور و ناتوانی‌ یِ خود هر دو ساخته
تیغی دو دَم!

معنی تحت اللفظی:
ذوالفقاری (شمشیر د ولبه ای) که از قوت و ضعف خود ساخته ای از نیام بیرون بکش.

 
 ادامه تحلیل شعر شاملو:
۱
 در آب و سنگ و سبزه و دریا و دشت و رود
در چشم و در لبانِ زنانِ سیاه‌موی
در بود
در نبود،

 
 شاملو
در این بند این جفتگ هم به شمردن چیزهای بی ربط به هم ادامه می دهد.
فرق نمی کند که مخاطب شاملو
 در آب باشد و یا در سنگ باشد، 
 در سبزه باشد و یا در دریا و دشت و رود باشد،
در چشم و لب های زنان سیه مو باشد 
و
یا در بود و نبود باشد×
باید
ذوالفقاری (شمشیر د ولبه ای) که از قوت و ضعف خود ساخته است از نیام بیرون بکشد و شق القمر کند.
 
 ۲
هر جا که گشته است نهان ترس و حرص و رقص
هر جا که مرگ هست
هر جا که رنج می‌بَرَد انسان ز روز و شب
هر جا که بختِ سرکش فریاد می‌کشد
هر جا که درد روی کند سویِ آدمی
هر جا که زنده گی طلبد زنده را به رزم،
بیرون کش از نیام
از زور و ناتوانی‌ یِ خود هر دو ساخته
تیغی دو دَم!

 
 محاطب شاملو باید هر جا که باشد،
ذوالفقاری (شمشیر د ولبه ای) که از قوت و ضعف خود ساخته است از نیام بیرون بکشد و شق القمر کند.
هر جا که پنهان از ترس و حرص و رقص با‍شد
 هر جا که مرگ باشد
هر جا که بشر از روز شب رنج ببرد
هر جا که بخت سرکش در داد و فریا باشد
هر جا که درد به طرف بشر رو کرده باشد
هر جا که زندگی زنده ها را به جنگ طلب کرده باشد.
 
این مزخرفات احمد شاملوی معتاد به هروئین 
نه تنها مضحک و خنده آور، بلکه شرم آورند.  
 
پایان

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر