۱۴۰۱ مهر ۹, شنبه

فرهنگ مفاهیم فلسفی (الف) ایمانسیپاسیون زنان (رهایش زنان) (۹)

  

 فرهنگ کوچک ایمانسیپاسیون زنان

کیرستن کناک

برگردان

میم حجری

 

ح

ایمانسپاسیون سیاسی زنان در آلمان دموکراتیک
ادامه

 

۲۱

·    بنا بر اصل منطقه مسکونی، انجمن دموکراتیک زنان آلمان (DFD) از اوایل سال های ۵۰ در عرصه های زیر به فعالیت می پردازد:

 

الف

·    تبلیغ مزایای کار میان زنان و بسیج آنان.

 

ب

·    تدارک بحث توده ای پیرامون برنامه های اقتصاد ملی (از سال های ۷۰)

 

پ

·    انجمن دموکراتیک زنان آلمان (DFD) اما در زمینه مسئله گذاری های مربوط به امور اشتغال نفوذی نداشته است.

 

ت

·    این عرصه به انجمن سندیکاهای آزاد (FDGB) اختصاص داشت.

 

ث

·    این امر موجب کاهش اهمیت انجمن دموکراتیک زنان آلمان (DFD) می شد.

 

جنبش غیر دولتی زنان

در

 آلمان دموکراتیک 

 

·    در پایان باید به جنبش غیر دولتی زنان اشاره کرد که در دوره چرخش نفوذ چشمگیری کسب کرد.

 

شرکت زنان در گروه های غیر رسمی

 

۱

·    در اواخر سال های ۷۰ و اوایل سال های ۸۰ گروه های    غیر رسمی بسیاری در آلمان دموکراتیک تشکیل شدند که در زمینه مسائل زیر فعالیت می کردند:

 

الف

·    مسائل محیط زیست

ب

·    مسائل مربوط به صلح

 

پ

·    مسائل مربوط به میلیتاریسم و غیره.

 

۲

·    محل گردهمائی این گروه های غیر رسمی اغلب کلیساها بوده اند.

 

ادامه دارد.

درنگی در اندیشه ای (۴۹۹)

https://scontent-ham3-1.xx.fbcdn.net/v/t39.30808-6/310373601_958644041740703_1906506062472043348_n.jpg?stp=cp6_dst-jpg&_nc_cat=111&ccb=1-7&_nc_sid=8bfeb9&_nc_ohc=wp0DeT8Lcj8AX9r-jTC&tn=lp_jreg-xBfCi1Ow&_nc_ht=scontent-ham3-1.xx&oh=00_AT-4Ps10pIH6cAe8tVuVUH1AcceCxN50xKqeBt8018hWjg&oe=633E2C91

میم حجری

 

چرا طرفداران سلطنت در تظاهرات شعار سرنگونی رژیم را نمی دهند و فقط به مرگ خامنه ایی اکتفا می کنند ؟
مهرنوش


سطل ننه ات طلب ها
از
انقلاب وحشت دارند.


سطل ننه ات طلب ها

 حتی
منتقد سرسخت انقلاب سفیدند.

 
چون
دلیل سقوط سلطنت را طرد اشرافیت فئودال و روحانی از حاکمیت می دانند.

 

سطل ننه ات طلب ها

 عملا
ضد سیاست بورژوایی و ضد فئودالی و ضد روحانی امحمد رضا شاه اند.

محمد رضا شاه

انقلابی تر و مترقی تر از این زباله ها بوده است.


هدف سطل ننه ات طلب ها
حفظ سیستم جنقوری اسلامی
و حذف ولایت فقیه است.

درست به همین دلیل

شعار مرگ بر سیدعلی می دهند

و

نه

مرگ بر کلیت سیستم  حاکم.

و

نه

مرگ بر طبقه حاکمه انگل و مرتجع.

سطل ننه ات طلب ها
 در صدد حفظ حتی سپاه پاسداران و بسیج و سازمان های سرکوب دیگرند.

 
شازده 

چندین ماه قبل همین خط مشی سطل ننه ات طلب ها

  را

 در مصاحبه ای اعلام داشت.

 
اگر تیز بنگریم
تضاد عینی و ماهوی بین طبقه حاکمه مطلوب سطل ننه ات طلب ها و طبقه حاکمه جنقوری
وجود ندارد:
هر دو بورژوازی 

است.

 

سطل ننه ات طلب ها
خواهان قطع رابطه با پوتین و جمهوری خلق چین
و
برقراری مجدد پیوند با امپریالیسم اند.  

پایان

از رنجی که زنان در طویله های طبقاتی می برند.

 Ist möglicherweise ein Bild von außen

 از رنجی که زنان در طویله های طبقاتی می برند.

ﻣﻦ ﯾﮏ ﺯﻥ ﻣﺘﺎﻫﻞ ﻫﺴﺘﻢ 
ﯾﮏ ﺯﻥ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ...
ﺳﺎﻋﺖ ﻫﺸﺖ ﺷﺐ ﺍﺳﺖ ...
ﺍﯾﻨﺠﺎ ﺧﯿﺎﺑﺎﻥ ﺳﻬﺮﻭﺩﯼ ﺷﻤﺎﻟﯽ ...
ﺑﯿﺮﻭﻥ ﻣﯿﺮﻭﻡ ... ﺑﺮﺍﯼ ﺧﺮﯾﺪ ﻧﺎﻥ ...
ﻧﻪ ﺁﺭﺍﯾﺶ ﺩﺍﺭﻡ ... ﻧﻪ ﻟﺒﺎسى كه جلب توجه كند .... ﺣﻠﻘﻪ ﺍﻡ ﻫﻢ ﺑﺮﻕ ﻣﯿﺰﻧﺪ ...
ﺍﯾﻦ ﻫﻔﺘﻤﻴﻦ ﻣﺎﺷﯿﻨﯽﺳﺖ ﮐﻪ ﺟﻠﻮﯼ ﭘﺎﯾﻢ ﻧﮕﻪ ﻣﯿﺪﺍﺭﺩ ....
ﺁﺧﺮﯼ ﻣﯿﮕﻮﯾﺪ ﺷﻮﻫﺮ ﺩﺍﺭﯼ ﮐﻪ ﺩﺍﺭﯼ، ﻣﻨﻢ ﺳﯿﺮ ﮐﻦ، ﻫﺮﭼﯽ ﻣﯿﺨﻮﺍﯼ ﺑﻪ
ﭘﺎﺕ ﻣﯿﺮﯾﺰﻡ ...
ﺳﺎﻋﺖ ﻫﺸﺖ ﻭ ﻧﻴﻢ به نانوائى مى رسم ....
ﻧﺎﻧﻮﺍ ﻣﻮﻗﻊ دادن نان و گرفتن پول ﺩﺳﺘﺶ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺩﺳﺘﻢ ﻣﯿﺴﺎﯾﺪ ....
ﺍﯾﻨﺠﺎ ﺗﻬﺮﺍﻥ ...
ﺍﺯ ﺧﯿﺎﺑﺎﻥ ﮐﻪ ﺭﺩ ﻣﯿﺸﻮﻡ ﻣﻮﺗﻮﺭﺳﻮﺍﺭﯼ ﺑﻪ ﺳﻮﯾﻢ ﻣﯿﺎﯾﺪ و مى گويد ﺷﺒى چند ؟
بالاخره ﺑﻪ ﺧﺎﻧﻪ ﺭﺳﯿﺪﻡ ...
ﻣﻬﻨﺪﺱ ﺭﺍ ﺩﯾﺪﻡ ... ﮐﻪ ﺩﺭ ﻃﺒﻘﻪ ﺑﺎﻻ ﺑﺎ ﺯﻥ ﻭ ﺩﺧﺘﺮﺵ
ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﯿﮑﻨﺪ ...
ﺳﻼﻡ ﺁﻗﺎﯼ ﻣﻬﻨﺪﺱ ... ﺧﺎﻧﻮﻡ ﺧﻮﺑﻦ ... ؟ﺩﺧﺘﺮ ﮔﻠﺘﻮﻥ ﺧﻮﺑﻦ؟
بَه ﺑَﻪ ﺳﻼﻡ ﺧﻮﺑﯽ؟ ﺧﻮﺷﯽ؟ ﮐﻢ ﭘﯿﺪﺍﯾﯽ؟ﺭﺍﺳﺘﯽ ﺍﻣﺸﺐ ﮐﺴﯽ ﻧﯿﺴﺖ
ﺧﻮﻧﻪ ﻣﻮﻥ ... ﺍﮔﻪ ﻣﻤﮑﻨﻪ ﺑﯿﺎ ﮐﺎﻣﭙﯿﻮﺗﺮ ﻧﯿﻠﻮﻓﺮﻭ ﺩﺭﺳﺖ ﮐﻦ ...
ﻣﻨﺘﻈﺮﻡ يادت نره
ﻭ ﻣﻦ ﻫﺎﺝ ﻭ ﻭﺍﺝ
ﺍﯾﻨﺠﺎ ﺳﺮﺯﻣﯿﻦ ﺍﺳﻼﻡ ﺍﺳﺖ ....
ﺍﯾﻨﺠﺎ ﺳﺮﺯﻣﯿن ﺍﻣﺎﻣﺰﺍﺩﻩ ﻫﺎ ست...
ﺍﻳﻨﺠﺎ ﻗﻮﺍﻧﻴﻦ ﺍﺳﻼم ﺟﺎﺭﻯ ﺍﺳﺖ ...
ﺍﯾﻨﺠﺎ ﺑﯿﻤﺎﺭﺍﻥ ﺟﻨﺴﯽ ﺗﺨﻢﺭﯾﺰﯼ ﮐﺮﺩﻥ ...
اينجا ﻧﻪ ﻗﺎﻧﻮﻥ از تو محافظت مى كند
و نه شرع ﻭ ﻧﻪ ﻋﺮﻑ
بله ﺍﯾﻨﺠﺎ ﺟﻤﻬﻮﺭﯼ ﺍﺳﻼﻣﯽ است !!!
ﻣﻦ ﯾﮏ ﺯﻧﻢ
ﻫﻤﺴﺮﻡ ﻣﯿﺘﻮﺍﻧﺪ ﭼﻬﺎﺭ ﺯﻥ ﻋﻘﺪﯼ ﺍﺧﺘﯿﺎﺭﮐﻨﺪ ﻭ ﭼﻬﻞ ﺯﻥ ﺻﯿﻐﻪ ﺍﯼ؟
ﻣﻮﻫﺎﯾﻢ ﻣﺮﺍ ﺑﻪ ﺟﻬﻨﻢ ﻣﯿﺒﺮﺩ ﻭ ﻋﻄﺮ ﺗﻨﻢ ﻣﺮﺩﺍﻥ ﺭﺍ ﺍﺯ ﻭﺭﻭﺩ ﺑﻪ ﺑﻬﺸﺖ
ﺑﺎﺯمى دﺍﺭﺩ ..
ﻫﯿﭻ ﺩﺍﺩﮔﺎﻫﯽ شهادت ﻣﺮﺍ نمى پذﯾﺮﺩ
ﺍﮔﺮ ﻣﺮﺩ ﻣﺮﺍ ﻃﻼﻕ ﺩﻫﺪ ﺑﺎ ﻏﯿﺮﺕ ﻧﺎﻣﯿﺪه ﻣﯿﺸﻮﺩ ﻭ ﺍﮔﺮ ﻣﻦ ﻃﻼﻕ
ﺑﺨﻮﺍﻫﻢ ﻣﯿﮕﻮﯾﻨﺪ : ﺯﯾﺮ ﺳﺮﻡ ﺑﻠﻨﺪ ﺷﺪه ...
ﺑﺮﺍﯼ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﺩﺧﺘﺮﻡ ﺑﻪ ﺍﺟﺎﺯﻩ ﻣﻦ ﻧﯿﺎﺯﯼ ﻧﯿﺴﺖ، ﺍﻣﺎ ﺍﺟﺎﺯﻩ ﭘﺪﺭﺵ ﺍﻟﺰﺍﻣﯿﺴﺖ ...
ﻫﺮ ﺩﻭ ﮐﺎﺭ مى ﮑﻨﯿﻢ، ﺍﻭ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﮐﺎﺭ ﺑﻪ ﺧﺎﻧﻪ ﻣﯿﺎﯾﺪ ﺗﺎ ﺍﺳﺘﺮﺍﺣﺖ ﮐﻨﺪ، ﻣﻦ ﺑﻪ ﺧﺎﻧﻪ ﻣﯿﺎﯾﻢ ﺗﺎ ﮐﺎﺭ ﮐﻨﻢ
ﻭ ﻣﺮﺍﺗﺐ ﺭﺍﺣﺘﯽ ﺍﻭ ﺭﺍ ﻓﺮﺍﻫﻢ ﮐﻨﻢ ....
ﻣﻦ ﯾﮏ ﺯﻧﻢ
ﻣﺮﺩﻫﺎ ﺣﻖ ﺩﺍﺭﻧﺪ ﻧﮕﺎﻫﻢ ﮐﻨﻨﺪ،
ﺍﻣﺎ من ﺍﮔﺮ ﺍﺗﻔﺎﻗﯽ هم ﻧﮕﺎﻫﻢ ﺑﻪ ﻣﺮﺩﯼ ﺑﯿﻔﺘﺪ ﻫﺮﺯه ﺧﻮﺍﻧﺪﻩ ﻣﯿﺸﻮﻡ ...
ﻣﻦ ﯾﮏ ﺯﻧﻢ ﺑﺎ ﻫﻤﻪ ﻣﺤﺪﻭﺩﯾﺘﻬﺎ ﻭ ﻧﺎﻣﻼﯾﻤﺎﺕ
ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﺩﺭ ﺁﻓﺮﯾﻨﺶ ﻣﻦ ﺍﺳﺖ؟ ﯾﺎ ﻣﮑﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺁﻧﺠﺎ ﺑﺰﺭﮒ ﺷﺪﻡ؟
روياهايم ، آرزوهايم ، فكرم و آينده من حتى جسم من را يك مرد
با ﻟﺒﺎﺱ ﺑﻠﻨﺪ ﻭ عمامه
ﺑﺎ ﭼﻨﺪ ﻛﻠﻤﻪ ﻋﺮﺑﻲ مشخص مى كند ....
ﮐﺘﺎﺑﻢ ﺭﺍ ﻋﻮﺽ ﮐﻨﻢ ﯾﺎ ﻓﮑﺮ ﻣﺮﺩﺍﻥ ﺳﺮﺯﻣﯿﻨﻢ ﺭﺍ ...
ﯾﺎ ﺩﺭ ﮐﻨﺞ ﺍﺗﺎﻗﻢ ﺣﺒﺲ ﺷﻮﻡ ...
ﻧﻤﯿﺪﺍﻧﻢ
ﻧﻤﯿﺪﺍﻧﻢ ﻣﻦ ﺟﺎى بدى ﺑﻪ ﺩﻧﯿﺎ ﺁﻣﺪﻩ ﺍﻡ
ﯾﺎ زمان بدى

 

پایان

زندگی مارکس و انگلس (۲۶۷)

    

 هاینریش گمکوف

برگردان

شین میم شین

 

فصل هفدهم

حزب طبقاتی انقلابی بر ضد آنارشیسم

 

۳

در کنفرانس لندن

با تلاش مشترک مارکس و انگلس و همفکران و تعدادی از فعالان با سابقه در کمون پاریس

امکان اتخاذ تصمیمات اساسی فراهم آمد:

 تصویب مصوباتی راجع به «مؤثریت سیاسی طبقه کارگر.»

 

در این مصوبه

بدون کمترین سوء تفاهمی اعلام شد

که

«سازماندهی طبقه کارگر به صورت حزبی سیاسی

برای پیروزی انقلاب اجتماعی و برای نیل به آماج نهایی آن، یعنی لغو طبقات،

صرفنظرناپذیر است.»

(مارکس و انگلس، «کلیات»، جلد ۱۷، ص ۴۲۲)

 

به ابتکار مارکس و انگلس،

شرکت کنندگان در کنفرانس

در

مصوبات خاص

بر

پیوند میان مبارزه اقتصادی و مبارزه سیاسی طبقه کارگر

تأکید ورزیدند،

نقش سندیکاهای کارگری

را

مورد تأیید قرار داندند

و

خواهان جلب دهقانان و کارگران کشاورزی به جنبش پرولتاریای صنعتی شدند.

 

آنها

در صورت امکان،

تأسیس سازمان های کارگری در چارچوب انترناسیونال اول

را

توصیه کردند.

 

در این مصوبات کنفرانس لندن،

نظرات مارکس و انگلس به طرز واضح پیروز شدند.

 

اما باکونیست ها نه تنها دست از خرابکاری برنمی داشتند، بلکه بدان شدت می بخشیدند.

 

باکونیست ها

مصوبات کنفرانس لندن

را

مورد حمله قرار می دادند

و

شورای رهبری انترناسیونال

را

بالاعم

و

مارکس و انگلس

را

بالاخص

دیکتاتور

قلمداد می کردند

و

به طرز مضحکی

 لغو هر اوتوریته ای را طلب می کردند.

 

انگلس در واکنش به اراجیف باکونیست ها اعلام داشت:

«کسانی که اوتوریته و سانترالیزاسیون (مرکزیت مندی) را مورد لعن و نفرین قرار می دهند،

به

نظر من،

یا

اصلا

نمی دانند که انقلاب چیست

و

یا

انقلابی در هارت و پروت و یاوه سرایی اند.»

(مارکس و انگلس، «کلیات»، جلد ۳۳، ص ۳۷۴ ـ ۳۷۵)

 

ادامه دارد.

درنگی در اندیشه ای (۴۹۸)

Keine Fotobeschreibung verfügbar.

میم حجری

 توله از مادر و پدر می آموزد.
تابنده


آره.
ولی این فقط نصف حقیقت است.

قاعده و قانون دیالک تیکی 

این است
که
نو (توله)
نافی دیالک تیکی کهنه (مادر و پدر) باشد.

یعنی
هم
جوانب مثبت کهنه را حفظ کند
(آنچه تابنده می گوید)
و
هم
جوانب منفی کهنه را نقد و حذف کند.
یعنی ضد کهنه باشد.

پسر جنتی
بدترین دشمن روحانیت بود
و
اعدام شد.

دختر و پسر بزرگترین شاعر و فیلسوف و ادیب توده ای و کمونیست جهان

سرسخت ترین طرفداران
امپریالیسم امریکا و اولیگارشیسم روس اند
و
بدترین دشمنان توده و کمونیسم اند.

 
دختر استالین و کاسترو
پناهنده امریکاهستند.

پایان

درنگی در اندیشه ای (۴۹۷)

Ist möglicherweise ein Bild von 1 Person, Kind und außen

 میم حجری

 

ولی این که شما نوشته این نشان دهنده ی بهتری مذهب یهود نسبت به مسیحیت و اسلام است.
حریف


معیار عینی و علمی

 برای بهتری چیزی و دینی نسبت به چیز و دین دیگر چیست؟

آره.
مذهب یهود
مذهبی مقاوم و میلیتانت و مبارز و رهایی بخش و ضد نظام برده داری است
در 

حالیکه مسیحیت
مذهب توجیه و عملا مدافع نظام برده داری است
و
اسلام
حتی به مراتب بدتر
مذهب طبقه حاکمه برده دار و روحانی است.


معیار مارکسیستی

 اما
نه
معیاری سیاسی و مورالیستی و اموسیونالیستی (اخلاقی و عاطفی)

بلکه معیار عینی و علمی و ماتریالیستی است:
معیار عینی و علمی برای بهتری چیزی و دینی نسبت به چیز و دین دیگر
خدمت به رشد نیروهای مولده و در نتیجه خدمت به توسعه هرچه بیشتر مناسبات تولیدی و جامعه است.

اسلام
جامعه کمون اولیه در حال تجزیه و تلاشی
را
با توسل قهر انقلابی

مثلا
با زدن گردن ۱۰۰۰ آزادیخواه در هر شب

و
با
چاول مسلحانه ی دار و ندار قوافل و اقوام و برده کردن زورکی آنها

با
جامعه برده داری
جایگزین می سازد
و
مانع نابودی جامعه بشری می شود.

 
الهه تاریخ
نوشداروی خود را در کاسه سر انسانها می نوشد.


جامعه برده داری
مترقی تر از جامعه کمون اولیه است.

 

جامعه برده داری
پله ای بالاتر در نردبام توسعه جامعتی است.

 
به همین دلیل اسلام بهتر از یهودیت و مسیحیت است.

 
ضمنا
فقه و فلسفه اسلامی
نتیجه نفی دیالک تیکی فقه و فلسفه بت پرستی و زرتشتستی و مانویستی و مسیحی و یهودی است

پایان