۱۴۰۵ مرداد ۱۴, چهارشنبه

قرآن کریم از دیدی دیگر (سوره الأنفال ) (۵۸۱)

  

 ویرایش و تحلیل

از

فریدون ابراهیمی

﴿وَاذْكُرُوا إِذْ أَنتُمْ قَلِيلٌ مُّسْتَضْعَفُونَ فِي الْأَرْضِ تَخَافُونَ أَن يَتَخَطَّفَكُمُ النَّاسُ فَآوَاكُمْ وَأَيَّدَكُم بِنَصْرِهِ وَرَزَقَكُم مِّنَ الطَّيِّبَاتِ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ﴾
[ الأنفال: ۲۶]

و به ياد آوريد آن هنگام را كه اندك بوديد و در شمار زبون‌شدگان اين سرزمين، بيم آن داشتيد كه مردم شما را از ميان بردارند و خدا پناهتان داد و يارى كرد و پيروز گردانيد و از چيزهاى پاكيزه روزى داد، باشد كه سپاس گوييد.

مخاطب کریم در این آیه، احتمالا مسلمین اند که در اوایل جنبش اسلامی تعدادشان اندک بود و هراس از تار و مار شدن داشته اند.

کریم دلیل پیروزی اقلیت مسلمان بر اکثریت کفار را کریم نه در زمین، بلکه در آسمان می جوید و می یابد و تحویل مخاطبین می دهد.

مشخصه اصلی  جهان بینی ایدئالیستی همین است:

درک و توضح چیزها، پدیده ها، روندها و سیستم طبیعتی و جامعتی به مدد قوای ماورای طبیعتی و ماورای جامعنی (مثلا خدا و ملائکه و اجنه و غیره.)

 (به قول انگلس)

این به معنی تقدم قائل شدن به روح (شعور) بر ماده (وجود) است.

قوای ماورای طبیعتی و ماورای جامعتی (مثلا خدا و ملائکه و اجنه و غیره.)

در مقوله (عالی ترین مفهوم) فلسفی  روح و یا شعور تجرید می شوند.

قضیه در جهان بینی ماتریالیستی برعکس است:

درک و توضح چیزها، پدیده ها، روندها و سیستم طبیعتی و جامعتی در جهان بینی ماتریالیستی به مدد خود طبیعت و جامعه صورت می گیرد.

این به معنی تقدم قائل شدن به ماده (وجود) بر روح (شعور) است.

بدین طریق بشر سلب قوه شناخت  و شعور می شود.
 

 
بشر به جوجه پرندگان شباهن پیدا می کند که وابسته به پرنده مادر و یا پدر است:
هر سعادت و ذلت به گردن خدای کذایی انداخته می شود.
یعنی
بشریت سلب سوبژکتیویته (فاعلیت و معرفت) می شود.
در عوض
خدا سوبژکت مطلق محسوب می شود:
هم سوبژکت طبیعت، هم سوبژکت جامعه و هم حتی سوبژکت تفکر.

خدا پناهتان داد و يارى كرد و پيروز گردانيد و از چيزهاى پاكيزه روزى داد، 

جای پرنده مادر و پدر را خدا می گیرد:

خدا بشریت را پناه می دهد، کمکش می کند و پیروز می سازد و ضمنا تغذیه می کند.

می توان گفت که بینش مذهبی، بینشی ضد بشری است.

بشریت در بینش مذهبی، طفل شیرخواره واره است.

به همین دلیل امانوئل کانت، 

جنبش روشنگری را جنبش خروج بشریت از طفولیت می داند.

این به معنی خروج از فقه (تئولوژی) و ورود به فلسفه است.

سؤال این است که چرا و به چه دلیل «خدا پناه می دهد و يارى می کند و پيروز می گرداند و از چيزهاى پاكيزه روزى می دهد؟»

کریم طبق معمول به این پرسش پاسخ می دهد:

باشد كه سپاس گوييد.

می توان گفت که خدا، فقیرتر و حقیرتر از پرنده مادر و پدر است:

پرنده مادر و پدر از جوجه هیچ انتظاری ندارد.

هدف و آماج پرنده حفظ نوع خود و توسعه و تکثیر نوع خود است و بس.

چیزی که غریزی و طبیعی است.

اینکه هنوز چیزی نیست.

پرنده برای حفظ و تغذیه و تکامل جوجه اش، از جان خود حتی می گذرد.

یعنی

صد هزار بار غنی تر و بی نیازتر از خدای کذا و کذا ست.

ادامه دارد.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر