۱۴۰۵ مرداد ۱۴, چهارشنبه

خود آموز خود اندیشی (۱۴۸۶)

Der Denker 

شین میم شین

بوستان

باب چهارم

در (باب) تواضع

(دکتر حسین رزمجو، «بوستان سعدی»، ص ۹۷ ـ ۱۲۱)

بخش دوم

(ص ۹۷ ـ ۱۲۱)

ما به سوی آنچه دانش زمانه مان نموده، می رویم

 

گنهکار اندیشناک از خدای

به از پارسای عبادت نمای.

معنی تحت اللفظی:

گناهکار خداترس از ثوابکار متظاهر بهتر است.

 

حافظ

مبین حقیر، گدایان عشق را، کاین قوم

شهان بی کمر و خسروان بی کله اند.

معنی تحت اللفظی:

تحقیر گدایان عشق مصلحت نیست.

برای اینکه آنها شبیه پادشاهان اند.

اگرچه ظاهر (البسه و تاج) پادشاهان را ندارند.

 

حافظ در این بیت غزل، دیالک تیک سلطان و درویش (سعدی) را به صورت دیالک تیک شاه و گدا بسط و تعمیم می دهد و فاتحه ای بر دیالک تیکیت آن می خواند.

 

دیالک تیک به معنی وحدت و تضاد همزمان افطاب (شاه و گدا) است.

حافظ

تضاد شاه و گدا را منکر می شود و وحدت و هویت (یکسانی) شاه و گدا را مطلق می کند.

 

ترفند حافظ مبتنی بر دیالک تیک پدیده و ماهیت (ظاهر و ذات) است:

در قاموس حافظ در این بیت غزل، شاه و گدا ماهیتا یکی و یکسان اند.

فقط ظاهر (پدیده، فنومن، نمود) شان متفاوت است.

از آنجا که در دیالک تیک پدیده و ماهیت (ظاهر و ذات)، نقش تعیین کننده از آن ماهیت (ذات) است،

یعنی پدیده (نمود و فنومن و ظاهر) تعیین کننده نیست،

پس شاه و گدا یکی و یکسان اند.

یعنی

هویت واحدی دارند.

از این دیالک تیک همیشه می توان برای خودفریبی و عوامفریبی استفاده و سوء استفاده کرد:

دیوان حافظ مملو از این سوء استفاده است.

 

سؤال این است که محتوای طبقاتی این گداستایی حافظ چیست؟

چرا و به چه دلیل باید شاه و گدا یکسان جا زده شوند؟

ضمنا منظور حافظ از گدا و در این بیت غزل از گدای عشق چیست؟

 

حافظ خر نیست.

حافظ ایده ئولوگ ارگانیک اشرافیت برده دار و فئودال است.

 

ادامه دارد.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر